نوشته شده در: روزنوشت
۲۱ فروردین ۱۳۸۸مشتری : سلام فروشنده : سلام مشتری : ایی فلشکو (Flash Disk)بید اوو روز دادی سی ما ها! فروشند : خو؟! مشتری : گُم شد خــــو!!! فروشنده : !!! مشتری : اصلا تابلو بید که ایی فلشا گم میشن! خیلی کوچیک بید، همون اولش معلوم بید که گم میشه! فروشنده : !!!، خوب باید مواضبش [...]
نوشته شده در: روزنوشت
۱۹ فروردین ۱۳۸۸اگر چیزی از این نوشته نفهمیدید، نگران نباشید، به گیرنده های خودتون دست نزنید! هیچ ربطی به اینترنت خلیج فارس آنلاین هم نداره! … چه باید کرد؟! سرمو انداختم زیرو احساسمو نوشتم، توی فیس بوک، خط به خط جملات خودشون میومدن: i want to be other character in this year, i want to be better [...]