نوشته‎های برچسب شده با ‘غروب

یکسال گذشت!

نوشته شده در: روزنوشت

۱۹ شهریور ۱۳۸۹

دیشب دلم خوش بود که فردا (روز تولدم) خونه ی بابابزرگ و مادر بزرگمم.(آبوا و بی بی م) گرفتم خوابیدم البته قبلش چون حساسیتم اذیتم میکرد “آنتی هیستامین” خوردم، از خواب بیدار شدم موبایلمو برداشتم که ببینم ساعت چنده، ساعت ۴ ظهر بود و ۱۰-۱۲ تا هم میس کال داشتم! (بعدا فهمیدم گوشیم ضربه خورده [...]

غروب بوشهر

نوشته شده در: عکاسی

۲۵ مرداد ۱۳۸۹

برای دیدن تصویر در اندازه بزرگتر بر روی آن کلیک کنید



  • ته دنیا: :)سلام :) [...]
  • ناشناس: ^:)^ ^:)^ ^:)^ ^:)^ ^:)^ ^:)^ ^:)^ ^:)^ =)) ;) :ryhj: :ryhj: :D/ :D :x :~ =D~ O:-) [...]
  • احسان: سلام فقط میخوام بگم بایا تو دیگه کی هستی.... [...]
  • صادق: فقط خواستم بگم خداییش راست میگی.سلام یادم رفت سلام.بی ز [...]
  • narges: این دنیا رو نوشتم ای دنیا :D [...]

پشتیبانی توسط

شرکت فناوری اطلاعات لیان

RSS آخرین بوشهریهای بروز شده