نوشته شده در: روزنوشت
۹ دی ۱۳۸۸گناه من اینه که زود به زود دلم برات تنگ میشه.
گناه من اینه که لحظه به لحظه به یادتم.
گناه من اینه که تحمل دیدن ناراحتیت رو ندارم.
گناه من اینه که هر وقت یه چیز خوشمزه میخورم یه خوردشم واسه تو کنار میذارم،
ولی بعد که میبینم نیستی!!!! خودم میخورمشون!
این بالایی رو هم گفتم که یه خورده [...]
نوشته شده در: به هیچ عنوان
۲۰ آبان ۱۳۸۸آن که می گوید دوستت می دارم
خنیاگر غمگینی ست
خنیاگر غمگینی ست
که آوازش را از دست داده است
ای کاش عشق را زبان سخن بود
هزار کاکلی شاد در چشمان توست
هزار قناری خاموش در گلوی من
عشق را ای کاش زبان سخن بود
آن که می گوید دوستت دارم
دلِ اندوهگین شبی ست
دلِ اندوهگین شبی ست
که مهتابش را می جوید
ای کاش [...]