هر چی مینویسی حس میکنی حرفت رو هنوز نزدی، هر چی میگی فکر میکنی کم گفتی، چون احساس رو نمیشه گفت، نمیشه نوشت… نمیدونم چطور میشه بیانش کرد! اسم این عکسو گذاشتم “کابوس در بیداری” دو زلــفـونــت بـود تــار ربــابـــم چه میخواهی از این حال خرابم تــو کــه بــا مـو سر یاری نداری چـرا هر [...]
نوشته شده در: روزنوشت
۱۰
مرداد
۱۳۸۸
با اجازه تون فردا بالاخره داریم میریم سفر، با خانواده.
امید است که پخته شود خامی!!
خیلی دلم میخواست امسال تابستون با بچه ها بریم یه جایی که تابستونمون هم مثل عید نوروز امسال به یاد بمونه ولی خوب نشد که بشه!
با توجه به اینکه توانایی ترک اینترنت رو ندارم، تا برگردم یه چیزایی رو توییت میکنم.
ضمنا اگه تویتتر براتون باز نمیشه (FیLتR) با این آدرس بهش وارد بشید :
https://twitter.com/EhsanD
20 توییت آخر:
Fatal error: Call to undefined function twitter_messages() in /home/ehsandc/public_html/blog/wp-content/plugins/exec-php/includes/runtime.php(42) : eval()'d code on line 10