<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>من هنوز زنده ام &#187; تولد</title>
	<atom:link href="http://blog.ehsand.com/tag/%d8%aa%d9%88%d9%84%d8%af/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://blog.ehsand.com</link>
	<description>وبنوشت های احسان دهقانی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 17 Sep 2011 14:36:04 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>یکسال گذشت!</title>
		<link>http://blog.ehsand.com/2301.html</link>
		<comments>http://blog.ehsand.com/2301.html#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 10 Sep 2010 15:14:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>احسان دهقانی</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت]]></category>
		<category><![CDATA[بندر بوشهر]]></category>
		<category><![CDATA[تولد]]></category>
		<category><![CDATA[غروب]]></category>
		<category><![CDATA[محسن نامجو]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.ehsand.com/?p=2301</guid>
		<description><![CDATA[دیشب دلم خوش بود که فردا (روز تولدم) خونه ی بابابزرگ و مادر بزرگمم.(آبوا و بی بی م) گرفتم خوابیدم البته قبلش چون حساسیتم اذیتم میکرد &#8220;آنتی هیستامین&#8221; خوردم، از خواب بیدار شدم موبایلمو برداشتم که ببینم ساعت چنده، ساعت ۴ ظهر بود و ۱۰-۱۲ تا هم میس کال داشتم! (بعدا فهمیدم گوشیم ضربه خورده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دیشب دلم خوش بود که فردا (روز تولدم) خونه ی بابابزرگ و مادر بزرگمم.(آبوا و بی بی م)<br />
گرفتم خوابیدم البته قبلش چون حساسیتم اذیتم میکرد &#8220;آنتی هیستامین&#8221; خوردم، از خواب بیدار شدم موبایلمو برداشتم که ببینم ساعت چنده، ساعت ۴ ظهر بود و ۱۰-۱۲ تا هم میس کال داشتم!<br />
(بعدا فهمیدم گوشیم ضربه خورده بوده و صداش قطع شده)<br />
از تاق رفتم بیرون، خونه بد جوری ساکت بود، همه جا رو گشتم ولی کسی نبود!<br />
باز هم بدون اینکه منو صدا بزنن رفته بودن!<br />
خونه ی مادر بزرگ که از دستم رفت، گفتم برم یه چیزی بخورم که حداقل از گرسنگی نمیرم، توی یخچال یه تیکه پیتزا از دیشب مونده بود، گرم کردم و خوردم.<br />
از ساعت ۴:۳۰ تا ۶:۳۰ هم که از خالی بودن خونه استفاده کردم و دو ساعتی با ابی هم خونی کردم:<br />
- قرمزی لبای تو تو هیچ مداد رنگی نیست<br />
- میخوام تو رو ببینم، نه یک بار، نه صد بار، به تعداد نفسهام<br />
- قدمات روی چشمام، بیا به اینبر پل<br />
(۶:۱۶- یه اس ام اس گرفتم : &#8220;تولدت و عیدت جفتش با هم مبارک&#8221;)<br />
- آی دلبرم آی دلبر، ای از همه عزیزتر، ای تو برام همه کس، داشتن تو مرا بس</p>
<p>ساعت ۶:۳۰ بود که زنگ زدم به <a href="http://dastanzeba.blogfa.com/" target="_blank">یعقوب</a> و گفتم میام دنبالت بریم چند تا عکس از غروب بگیریم.<br />
ده دقیقه ای قبل از غروب رسیدیم پارک لیان و چند تایی عکس گرفتم؛</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://blog.ehsand.com/wp-content/uploads/IMG_8074.jpg" rel="lightbox[2301]"><img class="aligncenter size-full wp-image-2322" title="غروب بوشهر - Bushehr Sunset" src="http://blog.ehsand.com/wp-content/uploads/IMG_8074.jpg" alt="غروب بوشهر - Bushehr Sunset" width="487" height="360" /></a></p>
<p style="text-align: right;">شب هم با یعقوب و رسول کل فست فودهای بوشهر رو گشتیم تا بالاخره دو تا پیتزا گرفتیم و &#8230;<br />
و بعد از شام هم تا الان که در خدمت شما هستم دارم با نامجو همخونی میکنم، اینم سندش:</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://blog.ehsand.com/wp-content/uploads/nobahari.mp3">نوبهاری با صدای خودم</a><br />
(برای اینکه اگه فردا افتادم مردم صدامو یادتون نره!)</p>
<p style="text-align: right;"><strong>تو پرانتز :</strong><br />
- <a href="http://blog.ehsand.com/818.html" target="_blank">اینم پارسال! (به علاوه ی ۳۶۵)</a><br />
- از همه دوستانی که تبریک گفتن ممنونم، ایشالله بیام تو عروسیتون بتنگم!<br />
- دلم خیلی گرفته<br />
- یکی کمک کنه دوشاخه دلمو از پریز بکشم..!<br />
- پنج راه وجود داره، هر پنج تا رو نوشتم روی کاغذ گذاشتم جلوم، باید یکی رو انتخاب کنم!</p>
<blockquote>
<p style="text-align: right;">و نامجو همچنان داره میخونه :</p>
<p style="text-align: center;">تو اکنون ز عشقم گریزانی، غمم را ز چشمم نمیخوانی، از این غم چه حالم نمیدانی، نـــمـــیـــدانــــی!</p>
</blockquote>
<div id="_mcePaste" style="position: absolute; left: -10000px; top: 645px; width: 1px; height: 1px; overflow: hidden;">
<h1>به علاوه ی ۳۶۵</h1>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.ehsand.com/2301.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>14</slash:comments>
<enclosure url="http://blog.ehsand.com/wp-content/uploads/nobahari.mp3" length="953991" type="audio/mpeg" />
		</item>
		<item>
		<title>مشت های وبلاگنویسان بر دهان تروریسم</title>
		<link>http://blog.ehsand.com/2299.html</link>
		<comments>http://blog.ehsand.com/2299.html#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 09 Sep 2010 15:33:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>احسان دهقانی</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت]]></category>
		<category><![CDATA[11 sebtember]]></category>
		<category><![CDATA[11 سبتامبر]]></category>
		<category><![CDATA[تروریسم]]></category>
		<category><![CDATA[تولد]]></category>
		<category><![CDATA[عید فطر]]></category>
		<category><![CDATA[نیویورک]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ نویس]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگنویس]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.ehsand.com/?p=2299</guid>
		<description><![CDATA[بعد از تزریق اندیشه های وبلاگی و بعدش هم که خون وبلاگی را در شریانهای اجتماع به حرکت در آوردیم به سلامتی، اکنون : مشت های گره کرده وبلاگ نویسان در دهان تروریسم! از آنجایی که خوابیده بودیم و یک دفعه ای متوجه شدیم که خداوند متعال چقدر عاشق اینجانب گردیده اند در حدی که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بعد از تزریق اندیشه های وبلاگی و بعدش هم که خون وبلاگی را در شریانهای اجتماع به حرکت در آوردیم به سلامتی، اکنون : <strong>مشت های گره کرده وبلاگ نویسان در دهان تروریسم!</strong><br />
از آنجایی که خوابیده بودیم و  یک دفعه ای متوجه شدیم که خداوند متعال چقدر عاشق اینجانب گردیده اند در حدی که طی حرکت شهادت طلبانه ای فردا را (که میلاد ما نیز هست) تعطیل اعلام کرده که هیچ، عید هم نموده اند، ما نیز بر آن شدیم که از این زحمت خداوند منان سپاسمند گشته و باز هم از آنجایی که میلادمان در مجاورت ۱۱ سبتامبر قرار دارد بر آن شدیم که طی حرکت خرکی خودجوشی در روز ۱۱ سپتامبر در نیویورک و محل وقوع حادثه ۱۱ سبتامبر ۲۰۰۱ حظور به هم رسانیم و هر چه زور داریم بر سر تروریسم فریاد بزنیم و هر چه فحش بلدیم را نییز تست نماییم.<br />
در پایان این تجمع اعتراض آمیز و فوت کردن کیک مربوطه، از شما به وسیله ی کیک و آیس پک پذیرایی به عمل می آید.</p>
<p>ضمنا مهم حظور شماست، فحش هم ندادید، ندادید، فدای سرتان.<br />
زمان و مکان حرکت: جمعه بعد از نماز عید فطر، برچ مقوم(میدان آزادی) از اتوبوس جانمونی لطفا</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">تو پرانتز:<br />
</span></strong> این مطلب طنز است، جدی نگیرید!!<br />
فردا شب مطلب تولدو مینویسم، این مطلب مال چند ماه پیش بود ولی الان منتشرش کردم!<br />
عیدتون مبارک، نماز و روزه هاتون قبول &#8230;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.ehsand.com/2299.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>9</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>به علاوه ی ۳۶۵</title>
		<link>http://blog.ehsand.com/818.html</link>
		<comments>http://blog.ehsand.com/818.html#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 10 Sep 2009 17:02:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>احسان دهقانی</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت]]></category>
		<category><![CDATA[10 september]]></category>
		<category><![CDATA[19 شهریور]]></category>
		<category><![CDATA[23 سالگی]]></category>
		<category><![CDATA[my birthday]]></category>
		<category><![CDATA[تولد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.ehsand.com/?p=818</guid>
		<description><![CDATA[امروز دقیقا ۳۶۵ روز از ۱۹ شهریور پارسال میگذره! و مثل همه ی روزا (یه کمم شدید تر) یه روز عادی و حتی به شدت کسل کننده بود و تا عصر همینجور سیر کسل کنندگیش رو ادامه داد. تا اینکه دیدم خیلی ضایع است روز تولد آدم اینجوری باشه. پس بر آن شدم این ساعتای [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>امروز دقیقا ۳۶۵ روز از <a href="http://blog.ehsand.com/2169.html" target="_blank">۱۹ شهریور پارسال</a> میگذره!<br />
و مثل همه ی روزا (یه کمم شدید تر) یه روز عادی و حتی به شدت کسل کننده بود و تا عصر همینجور سیر کسل کنندگیش رو ادامه داد.<br />
تا اینکه دیدم خیلی ضایع است روز تولد آدم اینجوری باشه.<br />
پس بر آن شدم این ساعتای آخرشو یه خورده کار مثبت انجام بدم.<br />
چنین بود که دوربین رو برداشتم و (به اتفاق مهدی.ر)  به سمت اسکله ی جلالی حرکت کردم و ۵-۶ دقیقه ی آخر غروب رو چند تا عکس گرفتم که اگه فردای قیامت ازم پرسیدن روز تولدت رو چگونه گذروندی یه جوابی داشته باشم در پیشگاه خداوند بزرگ و زیاد!</p>
<p>یک سال دیگه هم گذشت، هر چند بنا به دلایلی بخاطر اتفاقاتی که توی سال گذشته برام افتاد نتونستم به اون جایی که قرار بود برسم، اما نیمه ی پر لیوان و تجربه ای که توی این سال پر پیچ و خم کسب کردم رو میبینم و امیدوارم با این چیزایی که توی این یک سال فهمیدم بتونم در سال پیش رو به اونجایی برسم که قراره!</p>
<p>تو پرانتز :<br />
- عکس غروب روز تولد ۲۳ سالگی من رو میتونید توی <a href="http://gallery.ehsand.com/118.html" target="_blank">فوتوبلاگم</a> ببینید.<br />
- برای همه ی دوستانی که در دنیای مجازی (که گاهی هم جدی میشه!) بهم تبریک گفتند و همه ی اونایی که قراره تبریک بگن نهایت سپاسگذاری را آرزومندیم!<br />
- پیشاپیش حضور همه شما در راهپیمایی روز جهانی قدس را ارج مینهیم، باشد که مشت محکمی شود بر دهان دشمنان انسانیت!<br />
- جهت اطلاع از ماجرای افطاری وبلاگی هم به <a href="http://radepa.bushehr.ws/?p=210" target="_blank">اینجا</a> یه سری بزنید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.ehsand.com/818.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>73</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>وقتی حق با مشتری نیست!</title>
		<link>http://blog.ehsand.com/71.html</link>
		<comments>http://blog.ehsand.com/71.html#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 10 Apr 2009 08:38:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>احسان دهقانی</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت]]></category>
		<category><![CDATA[1388]]></category>
		<category><![CDATA[تولد]]></category>
		<category><![CDATA[مشتری]]></category>
		<category><![CDATA[نوروز]]></category>
		<category><![CDATA[پیش تولد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.ehsand.com/?p=71</guid>
		<description><![CDATA[مشتری : سلام فروشنده : سلام مشتری : ایی فلشکو (Flash Disk)بید اوو روز دادی سی ما ها! فروشند : خو؟! مشتری : گُم شد خــــو!!! فروشنده : !!! مشتری : اصلا تابلو بید که ایی فلشا گم میشن! خیلی کوچیک بید، همون اولش  معلوم بید که گم میشه! فروشنده : !!!، خوب باید مواضبش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مشتری : سلام<br />
فروشنده : سلام<br />
مشتری : ایی فلشکو (Flash Disk)بید اوو روز دادی سی ما ها!<br />
فروشند : خو؟!<br />
مشتری : گُم شد خــــو!!!<br />
فروشنده : !!!<br />
مشتری : اصلا تابلو بید که ایی فلشا گم میشن!<br />
خیلی کوچیک بید، همون اولش  معلوم بید که گم میشه!<br />
فروشنده : !!!، خوب باید مواضبش باشی دیگه ،<br />
وقتی جنس کوچیک میگیری باید بیشتر مراقبش باشی که گم نشه.<br />
مشتری : اصلا نمیخوامش، میخوام پسش بدم!!!<br />
فروشنده : مگه نمیگی گم شده، الان داری که پسش بدی؟!<br />
مشتری : نه، خوب میگم که گم شده، اصلا معلوم بید همون اولش!<br />
حالا نمیشه پسش بگیری؟!<br />
فروشنده : نه خوب، باید داشته باشیش که پسش بگیرم ،  ایجوور که نمیشه!<br />
مشتری : حالا پسش نمیگیری حداقل سیم عوضش کن !!!!!!!!!!!!<br />
فروشنده : (یه نگاه به من میکنه، یه نگاه به مشتری)&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.!</p>
<p><strong>نکته :</strong> این ماجرا مال سال گذشته بود ولی حال نوشتنشو نداشتم!</p>
<p><strong>سوال  :</strong> اگه شما جای فروشنده بودید جای خالی آخر رو چه جور پر میکردید؟!</p>
<p><strong>تو پرانتز:</strong><br />
- حدود دو سال بود که کار مفیدی انجام نداده بودم، کلا کاری انجام نداده بودم.<br />
ولی وقتی امروز یه خورده فکر کردم دیدم چیدن صندلی توی سالن تنها کار مفیدی بود که توی این دو سال انجام دادم!<br />
پس سال گذشته خوب تموم شد و با بارش این بارون ها و در کنار دوستان بودن توی این روزها،امسال خیلی عالی شروع شد،<br />
&#8230; پس میشه امید داشت که امسال سال متفاوتی باشه.<br />
- پنج ماه بعد از ۱۹ فروردین، همون روز تولد منه دیگه!، چرا خودتونو اذیت میکنید؟ (مربوط به <a href="http://blog.ehsand.com/106.html" target="_blank">یه چیزی کمه!</a>)<br />
<strong>- چه ربطی به خلیج داره؟!</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.ehsand.com/71.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>65</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یک سال دیگه هم گذشت !!</title>
		<link>http://blog.ehsand.com/2169.html</link>
		<comments>http://blog.ehsand.com/2169.html#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 09 Sep 2008 17:29:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>احسان دهقانی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مناسبت ها]]></category>
		<category><![CDATA[تولد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.ehsand.com/?p=63</guid>
		<description><![CDATA[به قول یکی از بچه ها : هر کسی یه روزی به دنیا می آد. به نظر شما روز تولد یعنی چی؟ چرا آدما به هم تبریک میگن؟ غیر از اینه که تعداد روزای زندگی آدم تو اون روز ضریبی از ۳۶۵ هست؟ یا اینکه موقعیت زمین و خورشید تو اون روز مثل اون موقعی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>به قول یکی از بچه ها :</p>
<blockquote><p><span style="color: #000000;">هر کسی یه روزی به دنیا می آد. به نظر شما روز تولد یعنی چی؟ چرا آدما به هم تبریک میگن؟ غیر از اینه که تعداد روزای زندگی آدم تو اون روز ضریبی از ۳۶۵ هست؟ یا اینکه موقعیت زمین و خورشید تو اون روز مثل اون موقعی هست که شخص به دنیا اومده؟ اینا اصلا مهم هستن؟</span></p></blockquote>
<p>اما نظر من چیز دیگه ایه :</p>
<p>روز تولد زمانی مبارکه، که اگه ۱۰ سال ازش میگذره حداقل به اندازه ی ۱۰ سال از فرصتت استفاده کرده باشی و اگه غیر از این باشه باید بجای تبریک گفتن و خوشحال بودن به فکر این باشی که چطور عقب موندگیهات رو جبران کنی.<br />
البته اگه دیگران بهت تبریک میگن حداقلش اینه که یادت میره که باید نگران فرصت از دست رفته باشی و چند لحظه ای رو با آرامش میگذرونی و شاید بهت امیدواری به آینده بده .</p>
<p>&#8230; در هر حال</p>
<p>امروز تولد ۲۲ سالگی من بود و مثل همیشه تنها کسی که اینو میدونست، خودم بودم .<br />
و خودم هم چون از روند پیشرفت زندگیم خبر داشتم ،به خودم تبریک نگفتم و تمام روز به این شعر از پروین اعتصامی فکر میکردم:</p>
<blockquote><p><span style="color: #000000;">روز بگذشته خیال است که از نو آید       فرصت رفته محال است که از سر گردد<br />
قیمت بحر در آن لحظه بداند ماهی       که به دام سـتـم انـداختـه در بـــرگـــردد</span></p></blockquote>
<p>راستی سلام!!<br />
&#8230; و خدا نگهدار</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.ehsand.com/2169.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>11</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

