نوشته‎های برچسب شده با ‘آرزو

آرزوهای محال

نوشته شده در: روزنوشت

۶ فروردین ۱۳۸۸

جوان بود با امید های فراوان و آرزوی آینده ای روشن! بی خبر از اینکه دیو سیاه سرنوشت برای آینده اش نقشه های پلید دارد(کنفرانس گرفته است). شادمانه ترانه ی “شام دعوت من” سر میداد، با قافیه ی “فلافل” میسرود : “خوم و خوت فقط، فلافل” به راستی که تفاوتی ندارد فلافل یا سمبوسه؟! گمان [...]

آرزوها

نوشته شده در: دسته‌بندی نشده

۷ بهمن ۱۳۸۷

دیشب داشتم توی کاغذا و دفترچه های قدیمیم دنبال یه چیزی میگشتم که یه دفترچه نظرم رو به خودش جلب کرد. این دفتر چه ایی بود که سه سال پیش آرزوهام رو توش مینوشتم و برای رسیدن به هر آرزو مدت زمانی مشخص کرده بودم. از اولین آرزو شروع کردم و همینجور رفتم پایین، اونایی [...]




RSS آخرین بوشهریهای بروز شده

RSS لینکدونی