نوشته شده در: روزنوشت
۳۱ تیر ۱۳۸۹الان تقریبا دو ساعته دارم مینویسم، نمیدونم، شایدم بیش از دو ساعت! اما همه رو پاک کردم میدونی چرا؟ چون اینجا آزادی بیان نیست، چون نمیشه حرفتو بزنی بدون ترس از اینکه از فردا همه به یه چشم دیگه نگاهت کنن اگه از اعتیاد بگی میشی “احسان معتاد”، اگه از عشق بگی میشی “احسان عاشق [...]
نوشته شده در: به هیچ عنوان
۲۵ تیر ۱۳۸۹گاهی می نویسی که آرام شوی و گاه نمی نویسی که پریشان بمانی!!
نوشته شده در: به هیچ عنوان
۲۱ تیر ۱۳۸۹ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم سر حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم شاه اگر جرعه رندان نه به حرمت نوشد [...]