نوشته شده در: روزنوشت
۳۱ تیر ۱۳۸۹الان تقریبا دو ساعته دارم مینویسم، نمیدونم، شایدم بیش از دو ساعت! اما همه رو پاک کردم میدونی چرا؟ چون اینجا آزادی بیان نیست، چون نمیشه حرفتو بزنی بدون ترس از اینکه از فردا همه به یه چشم دیگه نگاهت کنن اگه از اعتیاد بگی میشی “احسان معتاد”، اگه از عشق بگی میشی “احسان عاشق [...]
نوشته شده در: به هیچ عنوان
۲۵ تیر ۱۳۸۹گاهی می نویسی که آرام شوی و گاه نمی نویسی که پریشان بمانی!!