آتش رخسار گل خرمن بلبل بسوخت چهره خندان شمع آفت پروانه شد اگر بگم باور نمیکنه، اگر نگم … بهتره مثل همیشه سکوت کنم، … سکوتی به عمق بی خوابی هایم !
دل از من برد و روی از من نهان کرد خدا را با که این بازی توان کرد شب تنهاییم در قصد جان بود خیالش لطفهای بیکران کرد چرا چون لاله خونین دل نباشم که با ما نرگس او سرگران کرد که را گویم که با این درد جان سوز طبیبم قصد جان ناتوان کرد [...]
همیشه تلخ ترین لحظات عمرت به واسطه اونی ساخته میشه که شیرین ترین لحظاتت رو ساخته! همیشه همونی که خنده رو رو لبات میکاره خیلی راحت میتونه اشکتو هم در بیاره! … دیشب شیرین، امشب تلخ، فرداها رو کسی نمیدونه! – ممکنه وقتی که تو داری زندگی میکنی اونیکی داره تفریح میکنه! -با اینکه شاعر [...]