بایگانی برای آبان, ۱۳۸۸

i have to

نوشته شده در: روزنوشت

۱ آبان ۱۳۸۸

i have to go away because of L…!

Let him go

نوشته شده در: به هیچ عنوان|روزنوشت

۲۸ مهر ۱۳۸۸

چند وقتیه دوباره شروع کردم به دیدن سریال لاست، دیشب داشتم قسمت سوم از سیزن دومش رو میدیدم که یه دیالوگ خیلی بنظرم جالب اومد. گفتم اینجا بنویسمش. “شبه و  جان لاک باز هم رفته در خونه پدرش بست نشسته و منتظره که پدرش بیاد بیرون! اما پدرش مثل همیشه هیچ توجهی بهش نمی کنه [...]




RSS آخرین بوشهریهای بروز شده

RSS لینکدونی