بایگانی برای اردیبهشت, ۱۳۸۸

مخابرات!

نوشته شده در: روزنوشت

۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸

این روزا مغزم مثل یه مخابرات شده، یه مخابرات خیلی شلوغ: – بعضیا هستن که اگه دستتو تا ته توی حلقشون کنی، بازم میگن کو عسلش!! – کارمون به جایی رسیده که اگه بخوایم از دستشویی (روم به دیوار) بریم بیرون هم باید قبلش در بزنیم! – آدم از رفیق غیر از رفاقت مگه چه [...]

دیروز، دیشب، امروز و شاید فردا

نوشته شده در: روزنوشت

۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸

دیروز : از خواب بیدار شدم، مثل هر روز، از اونجایی که ویندوز لپتاپ یک سال و نیم از عمرش می گذشت والان دیگه واقعا غیر قابل استفاده بود مجبور به نصب ویندوز جدید شدم. کلا وقتی ویندوز کامپیوترم نو میشه یه حس تازگی بهم دست میده! (خیلــــــــــــی بــــا حـــاله! | ) بعد از ظهر [...]

می خواهم پیاده شوم !

نوشته شده در: روزنوشت

۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۸

می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند ستایش کردم ، گفتند خرافات است عاشق شدم ، گفتند دروغ است گریستم ، گفتند بهانه است خندیدم ، گفتند دیوانه است دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم ! « دکتر علی شریعتی » متن بالا از معدود گفته های دکتر شریعتیه که قبولش [...]



  • ته دنیا: :)سلام :) [...]
  • ناشناس: ^:)^ ^:)^ ^:)^ ^:)^ ^:)^ ^:)^ ^:)^ ^:)^ =)) ;) :ryhj: :ryhj: :D/ :D :x :~ =D~ O:-) [...]
  • احسان: سلام فقط میخوام بگم بایا تو دیگه کی هستی.... [...]
  • صادق: فقط خواستم بگم خداییش راست میگی.سلام یادم رفت سلام.بی ز [...]
  • narges: این دنیا رو نوشتم ای دنیا :D [...]

پشتیبانی توسط

شرکت فناوری اطلاعات لیان

RSS آخرین بوشهریهای بروز شده