بایگانی برای اردیبهشت, ۱۳۸۸

این نیز بگذرد

نوشته شده در: روزنوشت

۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۸

شنیده ام که محمود غزنوی شب دی شراب خورده شبش در ثمور گذشت فقیر گوشه نشینی لب تنور خزید لب تنور بر آن بینوای عور گذشت علی الصباح بر او بانگ زد که ای محمود! شب ثمور گذشت و لب تنور گذشت! خلاصه : چه در سختی چه در راحتی این دنیا بر ما میگذرد، [...]

مخابرات!

نوشته شده در: روزنوشت

۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸

این روزا مغزم مثل یه مخابرات شده، یه مخابرات خیلی شلوغ: – بعضیا هستن که اگه دستتو تا ته توی حلقشون کنی، بازم میگن کو عسلش!! – کارمون به جایی رسیده که اگه بخوایم از دستشویی (روم به دیوار) بریم بیرون هم باید قبلش در بزنیم! – آدم از رفیق غیر از رفاقت مگه چه [...]



  • احسان دهقانی: در دروازه رو عزیزم، در دروازه! [...]
  • کفشهای سفیدم!: چی بود این ضرب المثل دهن مردمو نمیشه بست یه چیزیو میشه ب [...]
  • ...: " ارزش هر انسانی به اندازه ی حرفهاییست که برای نگفتن دار [...]
  • ...: چه اهمیتی داره تفکر دیگران در مورد ما زمانی که خودمون م [...]
  • ye dokhtari.....: سلام عزیزم وبلاگ خیلی زیبایی داری خوشحال میشم بهم سر بز [...]