نوشته شده در: روزنوشت| مخاطب، خودم!
۲۳ آذر ۱۳۸۸خوندن این مطلب به کسانی که حوصله ی من را ندارند توصیه نمیشود!
حتی خودِ خدا!
دلم گرفته، مثل هر روز، مثل هر شب، مثل همیشه!
شدم مثل بچه ای که هی بهونه میگیره!
بچه ای که هی پاهاشو زمین میکوبه و خواسته شو تکرار میکنه!
روزای اول یه شوکولاتی یه چیزی دستش میدادی برای چند ساعت گول میخورد،
اما الان [...]
نوشته شده در: روزنوشت| مخاطب، خودم!
۷ مهر ۱۳۸۸پیشاپیش بابت این پست شدیدا پوزش می طلبم!
وقتی سوار ماشین میشدم گفتم: خوبه، وقتی برسم خونه برای دیدن یه قسمت از لاست وقت دارم.
… ولی الان میدونم که امشب نه لاست میبینم نه میخوابم!
عجب دنیای عجیبیه!
یک لحظه از زندگیت تمام آینده ت رو تحت تاثیر قرار میده؟
چی شد که همه ی آرزوهاتو فراموش کردی؟
چی شد [...]
نوشته شده در: مخاطب، خودم!
۲۷ تیر ۱۳۸۸امام علی(ع):
بهترین کلام، گفتاری است که خسته کننده نباشد و از گوینده نکاهد.
[جایگاه گویندهاش را پایین نیاورد]
پیامبر اسلام حضرت محمد (ص):
از نشانههای خوبی ایمانِ شخص این است که ایمانش او را از کلامی که سودی برایش ندارد باز دارد.
امام علی (ع):
هرگاه برای حرف خود جایی نمیبینی حرف نزن.
تو پرانتز:
- از این به بعد یه موضوع [...]