نوشته شده در: تراوشات ادبی، بی ادبی
۱۳ بهمن ۱۳۸۷سلام (خیلی وقت بود توی وبلاگ سلام نکرده بودم!) شما در زیر قسمتهایی از یک داستان رو میخونید که الهام گرفته از اتفاقات واقعی هست و با شاخ و برگ دادن و افزوده شدن تخیل و … به این شکل تبدیل شده. احتمالش خیلی زیاده که جزئیات این داستان رو کامل کنم و به فیلمنامه [...]
نوشته شده در: تراوشات ادبی، بی ادبی
۲۱ دی ۱۳۸۷بر وفــق مــراد بود هــمـه ارض و سـما آیینه ی عدل و داد بود همه ارض و سما تــا ایـــنکه خــدای خـلقتِ انســان کــرد بــر زیــر ســـوال رفت همه ارض و سما
نوشته شده در: تراوشات ادبی، بی ادبی
۱۶ دی ۱۳۸۷دنبال وزن و قافیه نگردید، من این کاره نیستم! فقط اینجا (تراوشات ادبی، بی ادبی) مینویسم که مثل سابق از دستشون ندم. از خــاطرم خیال نــگاهت نــمی رود گویی کتاب عشق به پایان نمی رود با اینکه نیست میل تو مایل به سوی من یــک ذره ی محــبــتــت از دل نــمــی رود گفتند که دیوانه [...]