نوشته شده در: به هیچ عنوان
۲۱ تیر ۱۳۸۹ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم سر حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم شاه اگر جرعه رندان نه به حرمت نوشد [...]
نوشته شده در: به هیچ عنوان|روزنوشت
۱۸ خرداد ۱۳۸۹بخش اول (طنز) آقای م ۱ : تو اپوزوسیون هسی و… من: خوشم نمیاد از این چیزی که میگیا… آقای م ۱ :اتفاقا چون خوشت نمیاد میگم نه آقای م ۲ : قُلوپ، قُلوپ، قُلوپ … فرچ!!! (الان یعنی نصف ماءالشعیری که توی دهنش بود رو روی صورت من خالی کرد) من : … آقای [...]
نوشته شده در: به هیچ عنوان
۱۵ خرداد ۱۳۸۹برای یه مدت طولانی تنها توی خونه نشستی، دیگه تقریبا به تنهاییت عادت کردی، جوری که دیگه حسش نمیکنی! توی این حال و هوا صدایی رو میشنوی! درسته، صدا صدای زنگ در حیاطه … به سمت در میری و درو باز میکنی اما هیچکس پشت در نیست… … برمیگردی و روی مبلی که همیشه مینشستی [...]