نوشته شده در: به هیچ عنوان
۱۴ شهریور ۱۳۸۹امروز که محتاج توام جای تو خالیست فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست بر من نفسی نیست ، نفسی نیست در خانه کسی نیست نکن امروز را فردا بیا با ما که فردایی نمی ماند که از تقدیر و فال ما در این دنیا کسی چیزی نمی داند؛ تا آینه رفتم که بگیرم [...]
نوشته شده در: به هیچ عنوان
۱۱ مرداد ۱۳۸۹من هیچ گاه خود را وادار به نوشتن نمی کنم، انسان گلها را برای روییدن کتک که نمیزند! من تنها هنگامی می نویسم که چیزی از دلم تا دستم جریان پیدا کند. کریستین بوبن تو پرانتز و کماکان جاخالی می دهم، باشد که رستگار شوم!
نوشته شده در: به هیچ عنوان
۲۵ تیر ۱۳۸۹گاهی می نویسی که آرام شوی و گاه نمی نویسی که پریشان بمانی!!