نوشته شده در: دستهبندی نشده
۲ بهمن ۱۳۸۷عقل میگه که این کار درست نیست،
دلم شدیدا میگه ادامه بده!
زور دلم خیلی بیشتر از زور عقلمه، ولی ادامه دادن این کار درست نیست!
اما به قول خلیل جوادی، آب اگر رفت به جوی، باز نگردد هرگز!
نمیشه کاریش کرد…
… تنها عامل هم جهت با خواسته ام همون دلمه، بقیه عوامل، همه (همه) مقاومت میکنن و مقابلم ایستادن!
… قبلا گفته بودم ولی خودم فراموشم شده بود،
هنری فورد : چه فکر کنید که میتوانید چه نمیتوانید، در هر صورت حق با شما است!
به شدت فکر میکنم که میتونم، حتی اگه از آسمون آتیش بباره، باز هم امید دارم …
… از شعرای خلیل جوادی خیلی خوشم میاد (مخصوصا این یکی):
بهای عاشقی
هر چند دیگر عـــشقها غیر از هـوس نیست امّا دل من جز تو جـــای هیچ کس نیست
گفتی کــــه دل بـــر دیگری بســپار ، گفتـم آتــش فشـــان میدان جولان مــگس نیست
پس می زند دل جز تـو هر کس پـــــــــا گذارد دریــــای طـو فـــانی حریم خار و خس نیست
پیش تــو سرو قــامتم خـم شـد ، و گــر نه سیب دلـم آنقدر هــــــــا در دسـترس نیست
در عـــــاشقی چـــــون و چـــرا جـــایی ندارد اینجا که مـا هستیم راه پیش و پس نیست
کـــــوه غـرورم را بــه پـــایت خُــرد کـــردم این هم بهای عـاشقی،هر چند بس نیست
میدونم که بالاخره درست میشه ولی خدا کنه که خیلی طول نکشه!
ثانیه ها خیلی سخت طی میشن، خیلی سخت!
این سکوت داره دیوونه ام میکنه.
باورم نمیشه دو ماهه که شب تا صبح بیدارم!
دو ماهه که فقط به یه چیز فکر میکنم!
دو ماهه که فقط برای یه چیز مینویسم!
همین الان یه جمله ی سه کلمه ای رو یه جایی خوندم که خیلی حالم رو خراب کرد!
امیدوارم که در مورد این جمله اشتباه کرده باشم.
تو بخوان (میدونم که میخونی):
- (واقعا) نمیدونم باید چیکار کنم، ولی خوب، کاری رو که به اختیار شروع نکرم، نمیتونم به اختیار تمومش کنم!
… دارم صدای شمارش معکوس برای از دست دادن داشته هام رو میشنوم!
ممکنه هر اتفاقی بیفته…
… ممکنه هر کاری کنم.
کوهی بودم ، به پای تو گرد شدم
بــازیچه ی بــادهـای ولگــرد شدم
تا در دل من حلول کـردی، ای ماه
انگشت نمـای مرد و نــامرد شدم
اینم برای عوض کردن موضوع : سیب سرخ!!!
۱۶ دیدگاه در دو ماه گذشت!
هادی
۲ بهمن ۱۳۸۷ در ۴:۴۰ ب.ظ
abi ke dar joob raft bezar bere
khoda dari
dobare ab ra az aseman khahad rikht
[پاسخ]
احسان پاسخ در تاريخ بهمن ۲م, ۱۳۸۷ ۱۰:۰۹ ب.ظ:
… این نقد را به نسیه ی فردا نمیدهم!
[پاسخ]
محمود
۲ بهمن ۱۳۸۷ در ۵:۳۳ ب.ظ
میخوام دعام نکنی …
مو دعات کردوم جواب داد ؟
[پاسخ]
احسان پاسخ در تاريخ بهمن ۲م, ۱۳۸۷ ۱۰:۱۰ ب.ظ:
به دعا کردن ادامه بده، ایشالله جواب میده.
حالا مو دعا کنم سیت یا نه؟
تکلیف ما روشن کن
[پاسخ]
نرگس پاسخ در تاريخ بهمن ۲م, ۱۳۸۷ ۱۰:۴۰ ب.ظ:
ها سی هم دعا کنین با هم دعوا هم نکنین ! :دی
[پاسخ]
رضا ( عبدو )
۲ بهمن ۱۳۸۷ در ۶:۱۳ ب.ظ
احسان جان درد و رنج سرگذشت تازه ای ندارد . درد عشق هم از آن دردهای هست که درمان آن بدست خود آدم است . تنها کاری که می شود کرد در این موقع توکل است . شاید مسکنی باشد برای درد ها
[پاسخ]
احسان پاسخ در تاريخ بهمن ۲م, ۱۳۸۷ ۱۰:۱۰ ب.ظ:
اگه توکل نداشتم که تا حالا …!
[پاسخ]
رضا ( عبدو )
۲ بهمن ۱۳۸۷ در ۶:۱۳ ب.ظ
من بروزم . خوشحال میشم تشریف بیارید .
[پاسخ]
lilipot
۲ بهمن ۱۳۸۷ در ۷:۳۱ ب.ظ
فکر نمیکنم این قدر ارزش داشته باشه که بخوای تمام زندگیت رو بابتش نابود کنی…
[پاسخ]
حسن پاسخ در تاريخ بهمن ۲م, ۱۳۸۷ ۹:۰۷ ب.ظ:
زندگیش که هیچ وبلاگشم سیش نهاده
[پاسخ]
احسان پاسخ در تاريخ بهمن ۲م, ۱۳۸۷ ۱۰:۱۱ ب.ظ:
فکر بکن!
جواب شما را در پست بعد خواهم داد!
[پاسخ]
حسن پاسخ در تاريخ بهمن ۲م, ۱۳۸۷ ۱۱:۱۷ ب.ظ:
حتما و منتظرم !!
[پاسخ]
پدرام
۳ بهمن ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۵ ق.ظ
ایشالا Ok میشه…
[پاسخ]
نقطه
۳ بهمن ۱۳۸۷ در ۲:۲۱ ق.ظ
در خواست از خدا
ز خدا خواستم عادتهای زشتم را ترک بدهد
خدا فرمود: خودت باید آنها را رها کنی
I asked God to take away my habit
God said, no
It is not for me to take away, but for you to give it up
از او درخواست کردم فرزند معلولم را شفا دهد
فرمود: لازم نیست، روحش سالم است، جسم هم که موقت است
I asked God to make my handicapped child whole
God said, no
His spirit is whole, his body is only temporary
از او خواستم لااقل به من صبر عطا کند
فرمود: صبر، حاصل سختی و رنج است. عطا کردنی نیست، آموختنی است
I asked God to grant me patience
God said, no
Patience is a byproduct of tribulation. It isn’t granted, it is learned
گفتم: مرا خوشبخت کن
فرمود: «نعمت از من، خوشبخت شدن از تو »
I asked God to give me happiness
God said, no
I give you blessings; happiness is up to you
از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نکند
فرمود: رنج از دلبستگیهای دنیایی جدا و به من نزدیکترت میکند
I asked God to spare me pain
God said, no
Suffering draws you apart from worldly cares and brings you closer to me
از او خواستم روحم را رشد دهد
فرمود : نه، تو خودت باید رشد کنی
من فقط شاخ و برگ اضافیات را هرس میکنم تا بارور شوی
I asked God to make my spirit grow
God said, no
You must grow on yours own! But I will prune you to make you fruitful
از خدا خواستم کاری کند که از زندگی لذت کامل ببرم
فرمود: برای این کار من به تو «زندگی» داده ام
I asked God for all things that I might enjoy life
God said, no. for it I give you, your life.
[پاسخ]
نقطه
۳ بهمن ۱۳۸۷ در ۲:۲۶ ق.ظ
دوم- همیشه یه فاصله گرفتن از میز طراحی باعث میشه که طرحت رو از یه زاویه جدید ببینی، ممکنه ایمانت رو نسبت به طرحت قویتر کنه یا شاید هم نظرت رو تغییر بده!
این وقفه همیشه خوب بوده.
[پاسخ]
احسان پاسخ در تاريخ بهمن ۳م, ۱۳۸۷ ۲:۵۳ ق.ظ:
کامنت هات واقعا بهم کمک میکنه.
ممنونم
[پاسخ]