نوشته شده در: روزنوشت|ماجراهای وبلاگی
۲۶ شهریور ۱۳۸۸قال سید الوبلاگنویسون اهل البوشهر «علیه السلام »: کلو وشربو حتی تنفجرو
سید وبلاگ نویسان اهل بوشهر فرمود: بخورید و بیاشامید تا منفجر شوید.
آقا نامردیه، مو مریض بیدم حالم نامساعد بید اصلا نفهمیدم دیشو چه شد!
آقا ایی خوراکیایی که دیشو با خوتون بردین خونه فردا شو بیارین تا دوباره بخوریم شاید مو حالم بهتر شده باشه و یچی یادم بمونه که بنویسم!
دست همه درد نکنه مو که چیزی یادم نمیاد فعلا برید وبلاگ بچه ها رو بخونین :
حسین ، مََمَد ، هادی ، فاطمه ، روزبه ، مریم
تو پرانتز :
- نمیدونم دلیل خیلی خیلی زیاد بودن غذاها چی بود، اما بهتر بود اسراف نمیشد.
البته شاید به دلیل کم لطفی دوستانی بود که تشریف نیاوردند. (ولی خومونیما خوراک قِدِ ۴۰۰ نفر بیدا)
- گمونم سه چهار سال میشد که سرما نخورده بودم، دقیقا روز افطاری حال ما خراب اندر خراب شد!
- عکسهای دیشب رو تو فیسبوک گذاشتم (خدایا ما رو ببخش!)
- راستی فهمیدین چه شد؟ الان تازه یادم اومد که افطاری دیشب نبوده پریشب بوده!
۳۰ دیدگاه در کلو وشربو
فاطمه
۲۶ شهریور ۱۳۸۸ در ۲:۴۷ ب.ظ
خیلی زیاد خوش گذشت
دست همگی درد نکنه
ایشالله زودتر حالت خوب شه
خدایا شکرت که این فرصت رو به ما دادی تا بار دیگر با دوستامون دور هم جمع بشیم
[پاسخ]
زهرا
۲۶ شهریور ۱۳۸۸ در ۳:۱۴ ب.ظ
خیلی خوش گذشت مامنتظربودیم شیرینی تولدتون بخوریم که…
راست یچراتو عکسها نیستین نکنه عکاسین؟
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶م, ۱۳۸۸ ۳:۲۰ ب.ظ:
شیرینی تولد؟!
رو میز گذاشته بود، مگه برنداشتی؟!
[پاسخ]
روزنوشتهای محمد گشمردی » Blog Archive » افطاری بلاگی
۲۶ شهریور ۱۳۸۸ در ۴:۱۴ ب.ظ
[...] اپدیت های های مرتبط : طارمه – هادی – فاطمه – روزبه – احسان [...]
رضا ( عبدو )
۲۶ شهریور ۱۳۸۸ در ۶:۲۹ ب.ظ
سلام .
مو هم سرما خورده بیدم و نیومدم ولی ایقه غر نزدم
[پاسخ]
طارمه » Blog Archive » افطاری
۲۶ شهریور ۱۳۸۸ در ۶:۳۰ ب.ظ
[...] کلو وشربو این مطلب در دسته بندی عمومی قرار دارد . مطلب بعد از آن [...]
لی لی پوت
۲۶ شهریور ۱۳۸۸ در ۶:۳۲ ب.ظ
پس هنوزم سرماهرو داری!!!! دیشبا!!!!!! خی خی خی
[پاسخ]
سمیه
۲۶ شهریور ۱۳۸۸ در ۸:۲۵ ب.ظ
فیس بوک دیگه چه صیغه ای هااااااااااااااا


منو نگاه
خدایا حالش خوب بشه . لطفا اگه زحمتی نی
[پاسخ]
رضا عنصرسیار پاسخ در تاريخ شهریور ۳۱م, ۱۳۸۸ ۷:۲۹ ب.ظ:
بله ایضا ما هم با فیس بوک بیگانه ایم…
چه صیغه این….
[پاسخ]
صداقت یک مرد
۲۶ شهریور ۱۳۸۸ در ۸:۲۹ ب.ظ
سلام
نماز روزه هاتون قبول
ان شالله همیشه به خوشی
ما که شرمنده شدیم که نتونستیم بیایم
[پاسخ]
عبدالرضا
۲۶ شهریور ۱۳۸۸ در ۹:۰۱ ب.ظ
ایقدر زیاد بوده که یکی از همکارای ما فرداش اومد سرکار گفت افطاری امشبتون با من مثل اینکه دیروز وبلاگ نویسا افطاری داشتن.
همی که کلید دفترمون گیرمون اومد خدا را شکر
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ شهریور ۲۸م, ۱۳۸۸ ۱:۲۷ ب.ظ:
سپاسمندیم از یاریتان برادر
[پاسخ]
روزبه کنین
۲۷ شهریور ۱۳۸۸ در ۱:۳۱ ق.ظ
احسان جان ما فکر میکردیم لااقل دوستان در این مورد یعنی مراسم افطاری کم لطفی نمیکنن و میان ولی دیدیم نه فایده نداره تازه ما میترسیدیم کم بیاد. ها از چهرت مشخص بود سرما خوردی انشاالله به یمن روز قدس خوب بشی
حدیث زیبایی گفتی
[پاسخ]
حسن
۲۷ شهریور ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۵ ق.ظ
پس وقع ما وقع
انفجار بعد از کلو وشربو رو عرض می کنم
[پاسخ]
افطار 24 شهریور 88 « روزی روزگاری
۲۷ شهریور ۱۳۸۸ در ۱:۵۳ ب.ظ
[...] طارمه در افطاری هادی در بخور بخور محمد در افطاری بلاگی فاطمه در افطاری وبلاگی روزبه دربودم بودی بود بودیم بودید بودند احسان در کلو و شربو [...]
ماریا
۳۰ شهریور ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۸ ب.ظ
he he he ahe man bod
khodaya shokret ahamo yeki gereft nafamid chi khordw
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ شهریور ۳۱م, ۱۳۸۸ ۸:۳۹ ق.ظ:
[پاسخ]
رضا عنصرسیار
۳۱ شهریور ۱۳۸۸ در ۷:۳۲ ب.ظ
اعلام حضور…
و ابراز وجود
[پاسخ]
سمیه
۲ مهر ۱۳۸۸ در ۹:۰۸ ق.ظ
بروزم …
[پاسخ]
زری
۵ مهر ۱۳۸۸ در ۹:۵۸ ق.ظ
سلام
چرا نمی خوایم قبول کنیم اون جا فرقی میون فقیر و دارا نداره
خوبین ببخشین دیر اومدم ببخشین
[پاسخ]
مرد ر... دار
۶ مهر ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۹ ق.ظ
سلام احسان
شرمنده بی خبررفتم اینقدر سرم شلوغ بود که حتی کلید اتاقمو جا گذاشتم خونه ! بوخدا !
راسی شغابم رفتین ؟ مصعب چی ؟ اونو هم با خودتون بردین؟
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ مهر ۶م, ۱۳۸۸ ۱۲:۴۲ ق.ظ:
دشمنت!
نه دیگه مصعب رو نبردیم، پولش تموم شده بود!
[پاسخ]
مهدی
۶ مهر ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۴ ق.ظ
دفعه بعدی بگو کیچتون درست کنن نیام تا هنو نخاله باشه هااا
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ مهر ۶م, ۱۳۸۸ ۴:۲۶ ب.ظ:
چشم رئیس
[پاسخ]
محمدباقر
۶ مهر ۱۳۸۸ در ۸:۰۵ ب.ظ
سی چقه بید اینجا سر نزده بیدم، پس بیل یه چندتا سر هم ما بزنیم مثکه مد شده
بعدشم اسراف خو نه از رو عمد بید خو، ملت نیمدن.
بعد از ۱۲ روز از تاریخ اپ
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ مهر ۷م, ۱۳۸۸ ۲:۰۷ ق.ظ:
خوش اومدی باکلاس
[پاسخ]
افطاری بلاگی
۲۲ آذر ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۷ ق.ظ
[...] های های مرتبط : طارمه – هادی – فاطمه – روزبه – احسان – محمود – [...]
افطار ۲۴ شهریور ۸۸
۲۲ آذر ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۴ ب.ظ
[...] طارمه در افطاری هادی در بخور بخور محمد در افطاری بلاگی فاطمه در افطاری وبلاگی روزبه دربودم بودی بود بودیم بودید بودند احسان در کلو و شربو [...]
افطاری
۲۲ آذر ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۵ ب.ظ
[...] ۵) کلو وشربو [...]
سوگند شبانه من و تو » چقدر سخته
۲۴ شهریور ۱۳۸۹ در ۱۱:۲۹ ب.ظ
[...] : پارسال همچین شبی .یادش بخیر. اینجا . اینجا . اینجا . اینجا . اینجا . یادآوری لحظات خوش در کنار هم بودن . لخظاتی که [...]