ای در اگر شنیدی به دیوار هم بگو!

نوشته شده در: روزنوشت

۲۵ مرداد ۱۳۸۸

رسیدم و رسیدم، کاشکی نمیرسیدم!

همیشه به خودم میگم:
بعضی چیزا ارزشش رو داره، بعضی چیزا نه!
پس قبل از هر تصمیمی خوب فکر کن که این دوتا رو با هم قاطی نکنی
همیشه برای هر کاری وقت هست، هیچوقت برای هیچ کاری دیر نیست!
همیشه تصمیم با تو و تو مسئول اتفاقات اطرافتی!
… ای در اگر شنیدی به دیوار هم بگو!

تو پرانتز:
- الان حالم یه جوریه، بعدا درباره سفر مینویسم!

۴۴ دیدگاه در ای در اگر شنیدی به دیوار هم بگو!

Avatar

هـ (ح) پ ر و ط (ت)

۲۵ مرداد ۱۳۸۸ در ۸:۰۶ ب.ظ

به سامبولی بلیکم
آخ جون سوغاتی و شام و کوفت درد و مرض و زهر مار

[پاسخ]

هوای شرجی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۵م, ۱۳۸۸ ۸:۵۲ ب.ظ:

دست پیش رو گرفتی که پس نیافتی؟

[پاسخ]

احسان دهقانی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶م, ۱۳۸۸ ۱۱:۲۹ ق.ظ:

ها؟ چه شده؟! :-

[پاسخ]

Avatar

هـ (ح) پ ر و ط (ت)

۲۵ مرداد ۱۳۸۸ در ۸:۰۷ ب.ظ

به سامبولی بلیکم
آخ جون سوغاتی و شام و کوفت درد و مرض و زهر مار :D

[پاسخ]

Avatar

فاطمه

۲۵ مرداد ۱۳۸۸ در ۹:۴۱ ب.ظ

چه خوبه ها همه فکر گرفتن شومم از همدیگه هستن .
چه حالی میده
یه شوم از حسین بخاطر دایی شدنش
یه شوم از محمود سی خاطر ایکه داره از خدمت معاف میشه
یه شوم از بعضی ها که نامزد کردن و هی دارن از زیرش در میرن
زودی نه خو بیوین شومتون رو بدین نه

تشویق سی خاطر ایکه شوم بدین =D~ =D~

[پاسخ]

احسان دهقانی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶م, ۱۳۸۸ ۱۱:۳۰ ق.ظ:

کو؟ مونم شوم میخوام!
مفتین چه؟! :D

[پاسخ]

Avatar

محمود

۲۵ مرداد ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۶ ب.ظ

حالت چه جوریه؟ حال ما که خیلی خوبه. مبل هم داره :D

[پاسخ]

احسان دهقانی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶م, ۱۳۸۸ ۱۱:۳۳ ق.ظ:

بیتربیت!
[-(

[پاسخ]

طارمه پاسخ در تاريخ مرداد ۲۷م, ۱۳۸۸ ۱۲:۴۱ ق.ظ:

@محمود: :D

[پاسخ]

سمیه پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱م, ۱۳۸۸ ۱۲:۲۶ ب.ظ:

=))

[پاسخ]

Avatar

طاهره خانم

۲۶ مرداد ۱۳۸۸ در ۱:۰۳ ق.ظ

موافقم با اینکه شاید بهش عمل نکنم

[پاسخ]

احسان دهقانی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶م, ۱۳۸۸ ۱۱:۳۶ ق.ظ:

موافق بودن چندان هم مهم نیست!
مهم اینه یه به اون چیزی که میدونیم عمل کنیم.
عالم بی عمل=زنبور بی عسل

[پاسخ]

طاهره خانم پاسخ در تاريخ مرداد ۲۷م, ۱۳۸۸ ۱۱:۲۹ ق.ظ:

X(

[پاسخ]

احسان دهقانی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۷م, ۱۳۸۸ ۱:۰۳ ب.ظ:

عجبا سیچه میزنیا!
خشن!

[پاسخ]

Avatar

علی

۲۶ مرداد ۱۳۸۸ در ۶:۳۴ ق.ظ

واگشت واگشتتتتتتتتتتتتتتتتت ! :x :x :x ~:D~ ~:D~ ~:D~ ~:D~
کلی ماچ پرخت میکنم !!! :-* :-* :-* :-* :-*

حالا هم بغلت میکنمممممممم ~:D~ ~:D~ ~:D~ ~:D~ ~:D~ ~:D~ ~:D~ ~:D~

حالا هم قلبم سیت میزنه تند تند :x :x :x :x :x :x :x :x :x :x :x :x :x
کلی هم چیش انتظارت بیدم ~-~ ~-~ ~-~ ~-~ ~-~ ~-~

———-
خو حالا بعد ای همه ابراز علاقه و محبت! کی بیایم سی سوغاتا :D :D

[پاسخ]

احسان دهقانی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶م, ۱۳۸۸ ۱۱:۳۶ ق.ظ:

هین؟!
سوغات معنوی سیتون اوردم شدید!

[پاسخ]

علی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶م, ۱۳۸۸ ۳:۵۲ ب.ظ:

سوغات معنوی :brobnim: بخوره تو فرق سرت :ryhj:

[پاسخ]

Avatar

میلاد

۲۶ مرداد ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۵ ق.ظ

به به به…رسیدن به خیر حاج آقا…مو اصن مثه اینا نیسم که سوغاتی سیم مهم باشه…همی که خوت اومدی خیلیم ارزشمنده

[پاسخ]

احسان دهقانی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶م, ۱۳۸۸ ۱۱:۳۸ ق.ظ:

مو نوکرتم!
حتی اگه کتابت خراب کرده باشمم باز سیت مهم نی؟! :D

[پاسخ]

میلاد پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶م, ۱۳۸۸ ۲:۴۱ ب.ظ:

البته تو زندگی هر انسانی پیش میاد که از سر جو گیری یه چیزی بگه و بعدن پشیمون بشه

[پاسخ]

طارمه پاسخ در تاريخ مرداد ۲۷م, ۱۳۸۸ ۱۲:۴۳ ق.ظ:

=))

[پاسخ]

Avatar

هادی

۲۶ مرداد ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۷ ق.ظ

احسان آدرس خونتون درس کن بیام سوغاتیم ببرم :دی

[پاسخ]

احسان دهقانی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶م, ۱۳۸۸ ۱۱:۳۹ ق.ظ:

چه فکر کردی؟
بیست و سه سال یه همچین آدرسای قروقاطینی رفتم و اومدم که بدرد یه همچین روزایی بخوره نه!
:D

[پاسخ]

هادی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۷م, ۱۳۸۸ ۸:۲۹ ق.ظ:

:D

[پاسخ]

علی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹م, ۱۳۸۸ ۸:۴۷ ب.ظ:

مو آدرس خونشون بلد کردم :D

[پاسخ]

احسان دهقانی پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰م, ۱۳۸۸ ۱۲:۴۸ ق.ظ:

مطمئنی؟
خیلیا بودن که ادعا کردن که آدرس ما رو یاد گرفتن ولی در عمل جا زدن!

[پاسخ]

Avatar

رضا ( عبدو )

۲۶ مرداد ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۸ ق.ظ

سلام آقا احسان . رسیدن بخیر . امیدوارم سفر خوش گذشته باشه .
برای زندگی زیاد هم وقت نداری عزیز . پس برای انتخابلات بیشتر دقت کن

[پاسخ]

احسان دهقانی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶م, ۱۳۸۸ ۱۱:۴۱ ق.ظ:

بسیار شدیدالحن ممنون!
چنین تصمیمی دارم، امیدوارم بتونم عملیش کنم.

[پاسخ]

Avatar

ه ( ح ) پ ر و ط ( ت )

۲۶ مرداد ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۶ ب.ظ

نقطه ی مقابل میلاد :
مو خوت اصلا سیم مهم نیستی فقط سیم سوغاتی مهمه
:D

[پاسخ]

احسان دهقانی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶م, ۱۳۸۸ ۱:۱۴ ب.ظ:

مونم همیطور! :D

[پاسخ]

Avatar

محمد امین

۲۶ مرداد ۱۳۸۸ در ۲:۳۱ ب.ظ

بریم دریا نهههههه

برای خیلی کارا دیگه وقتی نمونده

[پاسخ]

احسان دهقانی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶م, ۱۳۸۸ ۳:۳۴ ب.ظ:

این مطلبو نوشتم برای خودم و اونایی که بهش نیاز دارن!

دریا؟ خو بریم نه!
مو خو آماده هسم که تورهای سیاحتی دریا شغاب و غیره راه بندازیم!

[پاسخ]

Avatar

صداقت یک مرد

۲۶ مرداد ۱۳۸۸ در ۴:۵۵ ب.ظ

سلام
ما که نفهًٌَُّیدیم ولی منتظر بعضی چیزا می مونیم

[پاسخ]

Avatar

زهرا

۲۷ مرداد ۱۳۸۸ در ۹:۰۲ ق.ظ

همیشه هم برای هرکاری وقت نیست من اینو تجربه کردم وبعدها حسرت ازدست دادنشو خوردم :(
ککبی بیایم براسوغاتی؟ :D

[پاسخ]

احسان دهقانی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۷م, ۱۳۸۸ ۱:۰۶ ب.ظ:

ولی همیشه برای شروع کردن، ادامه دادن وقت هست!
بهش اعتقاد دارم!
ضمنا توی بحث جدی از سوغاتی و اینا حرفی نباشه! :D

[پاسخ]

Avatar

الهام

۲۹ مرداد ۱۳۸۸ در ۷:۱۵ ب.ظ

درود آریایی
از آشنایی با وبت خوشنودم به نظر شخصیت جالبی داری!! در ضمن اینجاما هم یکی با اسم فامیل شما داریم حالا اون شماست یا شما او هستی ای چفتش دوتاست؟؟؟ :-? :eltms:

[پاسخ]

احسان دهقانی پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰م, ۱۳۸۸ ۱۲:۴۹ ق.ظ:

سلام
شما لطف داری
این اینجا که فرمودید کجا هست؟!

[پاسخ]

Avatar

سمیه

۳۱ مرداد ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۰ ب.ظ

سلام . من اومددددددددم :helle:
خیلی سخته تو بعضی شرایط آدم به این فکر کنه کهچی ارزش داره چی نداره …! من بیشتر احساساتم خرکیه یا ۰ یا ۱۰۰ اصلا تو خط ۵۰ نیستم و اینا و اینا :)
اینم همینجوری چون خیلی دوسش دارم :girukh:
بروزم بدو بیا [-O~

[پاسخ]

Avatar

مرد ر...ش دار

۱ شهریور ۱۳۸۸ در ۱:۳۷ ق.ظ

احسانو جواب نمی دی؟ [-( نامرد خو جواب بده
چه آدم نخشی هسی بوخودا ~-~

[پاسخ]

احسان دهقانی پاسخ در تاريخ شهریور ۱م, ۱۳۸۸ ۱:۴۳ ق.ظ:

مو معمولا با آدمای بی هویت صحبت نمیکنم!

[پاسخ]

Avatar

paris kocholo

۱ شهریور ۱۳۸۸ در ۳:۱۴ ب.ظ

می توان همچون عروسک های کوکی بود

با دو چشم شیشه ای دنیای خود را دید

می توان در جعبه ای ماهوت

با تنی انباشته از کاه

سال ها در لابلای تور و پولک خفت

می توان با هر فشار هرزهء دستی

بی سبب فریاد کرد و گفت

” آه ، من بسیار خوشبختم ” :helle:

فروغ فرخ زاد”

[پاسخ]

Avatar

مرد ر...دار

۱ شهریور ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۹ ب.ظ

هویت!!!جالبه اینیکه اینجا بیام و بگم من جواد افضلان هستم ۲۲ ساله متولد سبزوار ساکن بیرجند دانشجوی رشته حسابداری علاقه مند به عکاسی الان الان با قبل چه فرقی کرد؟ الان خیلی باهویت شدم نه داداش (البته خالی بستم)
رفیق خوب , هویت نام و نشان نیست هویت پیشینه خوانوادگی نیست هویت اونچیزیه که تو توی دلت باورش داری اونچیزیه که تمام زندگیتوجهت داده هویت آدما رو هیچکس جز خودشون نمیدونه /از تو دلشون هیچکس جز خودشون خبر نداره(البته نباید خدارو فراموش کنیم)
وب قشنگی داری ! فقط می خواستم بگم هویت که اسم و فامیل نیست قربونت برم البته اگه یه کم تیز بین باشی باید اسمم رو فهمیده باشی تو پیامای قبلی

[پاسخ]

Avatar

a.m

۳ شهریور ۱۳۸۸ در ۵:۲۵ ب.ظ

haaaaaaaaaaa manam soghati mikham :D
:D

[پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

~X( ~:D~ ~-~ ^:)^ [-O~ [-( X( O:-) =D~ =)) =(( ;) :~ :x :ryhj: :helle: :gogooli: :girukh: :eykhoda: :eltms: :brobnim: :bichial: :^o :D/ :D :-w :-t :-bd :-SS :-O :-@ :-?? :-? :-* :- :)hogh): :)] :)) :) :(( :( )(heykhoda)( (:| %-(



RSS لینکدونی