نوشته شده در: روزنوشت
۱۵ فروردین ۱۳۸۸آخــــــــــــــــــــیش!
بالا خره پس از زحمات شبانه روزی و اعصابی خوردی و شب تا ساعت ۶ صبح! بیدار بودنا، دیشب سرور سایت ما برگشت برگشت!
این روزا خیلی خاطره ساز بود برام ولی خوب نمیشد توی بلاگ بنویسمشون چون سرور داون بود.
البته توی تویتر یه چیزایی می نوشتم!
راستی جدیدا توی فیسبوک هم می نویسم، البته انگلیسی!
دوازده به در(یا)
همه میرن ۱۳ بدر ولی خوب ما همیشه باید با بقیه ی آدما فرق کنیم!
دوازده فروردین، ظهر ساعت ۳:۳۰ بود که زن داداشم اومد توی اتاق که میخوایم با کشتی بابام بریم دریا یه گشتی بزنیم، میای؟!
گفتم، هــَیـــن؟!، کشتی؟!، لا اله الی الله!
باز اییی گول داد، بوات بچه لنج داره نه کشتی!، نه مو نمیام، حسش نیست!
از اون و خانواده اصرار از ما هم انکار!
خلاصه اینکه دست از سر ما برداشتند و صداشون میومد که دارن آماده میشن!
ناگهان همون ندایی که به نقطه الهام شده بود (قبلنا) شنیده شد که میگفت :
گمشو برو دیگه! اینهمه کله شقی نکن!، مثلا چیو میخوای ثابت کنی؟!
خلاصه اینکه ندا ما رو خر کرد و ما هم بلند شدیم و باهاشون رفتیم.
رفتیم تا رسیدیم نزدیک اون کشتیه که غرق شده و رفته زیر آب و یه تیکه ش رو از ساحل میشه دید.
همیشه فکر میکردم این رافائله اما اونروز فهمیدم رافائل کاملا رفته زیر آب و این یه کشتی دیگه است!
به قولی سیش میگفتن “غُراب زیر اُویی” (کشتی زیر آب)
بعد عامو رمضون (ناخدا) گفت که همینجا ریی غرابکو میشینین و خیط(ت) میندازین یا ایکه بریم جلوتر جَمِ (پهلوی) اوو کشتی های جلویی؟!
ما که میفهمیدیم اگه بخایم ماهی بگیریم ممکنه نسل ماهی ها رو منقرض کنیم! به همین دلیل گفتیم به پیش رفتن ادامه بده ناخدا!
خارجکی!
وقتی که به نزدیکی یکی از کشتی ها رسیدیم متوجه شدیم کشتی سنگاپوریه و مثل خارجی ندیده ها شروع کردیم به …!، البته گمونم اونا هم آدم خارجی ندیده بودن!!
بعد از چند دقیقه مسیر رو عوض کردیم و توی راه به یه کشتی دیگه رسیدیم که روش نوشته بود “خرمشهر” به خدمه هاش سلام کردیم و تبریک سال نو و …
سه سوته سه چهار نفرشون اومدن پایین و یکیشون با صدای بلند داد زد : ما فارسی بلد نیست!
اینجا بود که پوز ما دچار کش آمدگی مُبرم شد!!!
خلاصه کنم، حرکت کردیم به سمت ساحل بوشهر و حدود ساعت ۸ شب رسیدیم.
فقط وسطاش زن داداشم (خدا لعنتش نکنه!) یه چیزی رو بهم گفت (یادم آورد) که حدود یک ساعتی حالم گرفته بود و اون پُشت مشتا برا خودم نشسته بودم.
ولی کلا خیلی خوش گذشت، جای همه تون خالی بود!
چند تا از عکسای دوازده به دریا
هَـــیـــن؟!
- هَکوولی مَکوولی …!
- یکی از وبلاگا رو سُس نزنید!
- زشته، خجالت بکشین، سیچه تو سینی نشستینا؟!
تو پرانتز:
- خیلی چیزا رو میخواستم توی این پُست بگم ولی خیلی زیاد میشد و به قولی ملال آور! 
- علی جان خدانگهدارت، امیدوارم خاطره ی بدی از من توی ذهنت نباشه! (تهرانم آیس پَک هست؟!) 
- یه مقدار عقبم!، گمونم یکی دو تا پُست دیگه میخواد تا مطالب سال نو تموم شه!
تمام شد، ساعت ۲:۵۰ شب (صبح!)
۸۶ دیدگاه در دوازده به در(یا)!!
علی
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ در ۲:۰۵ ق.ظ
ها خوب من الان بیدارم! صب ساعت ۸ پروازه و یحتمل تا برسم خونه توی تهران طرفای ساعت ۱۲ ایناس! و ازونجا هم باید برم دانشگاه کلاس ساعت یک شروع میشه و باید باشم!!!
آیس پک اونجا هست ولی آیس پک اینجا کجا و خصوصا اینکه احسان بده کجا و آیس پک بیمزه تهران کجا!!
پ.ن:نذاشتی امشبم بخوابما! دی وی دی اسکاره رو دارم نگاه میکنم، البته بینشم خونه تمیز میکنم
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۶م, ۱۳۸۸ ۲:۱۳ ق.ظ:
- موفق باشی به حق عباس علی!!
- یعنی اگه اسکار نبود میخوابیدی؟!
- ولی خداییش اسکاره محشره
[پاسخ]
محمد
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ در ۳:۵۳ ق.ظ
migama … ba in taytanik monam ye dori bede
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۶م, ۱۳۸۸ ۳:۱۴ ب.ظ:
هاا حتما”
فقط شنو بلدی؟
احتمال غرق شدنمون ۱۰۰ درصده، بهرحال تایتانیکه دیگه!
[پاسخ]
حسن پاسخ در تاريخ فروردین ۱۷م, ۱۳۸۸ ۹:۱۸ ب.ظ:
واخ ای چه خرفی بید زدی ایران ایجاهاشو سانسور کرده بیدا
[پاسخ]
فاطمه
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ در ۸:۳۳ ق.ظ
خوش گذشت . مرسی . دستت بابت شام درد نکنه . ایشالله شام عروسیتو بدی .
آیس پک مرکزی بوشهر خیلی بهتر از جاهای دیگه بوشهر هست .
علی آقا سفرت ایشالله بی بلا و بی خطر باشه .
سفارش های آخر شب هادی رو فراموش نکن .
تیکه آخری رو که گفتی رو خوب اومدی . (زشته، خجالت بکشین، سیچه تو سینی نشستینا؟!)
ولی یکی از بلاگ ها رو سس نزنید رو متوجه نشدم
و اینترنت خونه ما قطع شد و تا اطلاع ثانوی از نت خونه ما خبری نیستتتتتت
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۶م, ۱۳۸۸ ۱۱:۱۱ ق.ظ:
اون قضیه وبلاگ و سُس مال شب قبل از اونه!!!
… اینترنت خونه ما هم پُکیده، داره دیوونه ام میکنه!
[پاسخ]
فاطمه پاسخ در تاريخ فروردین ۱۷م, ۱۳۸۸ ۸:۰۸ ق.ظ:
اییییییییی خلیج معلوم نی چه شده ؟
آخه مو دیشب به هر کی می زنگیدم می گفت قطع نتمون .
خو من نت می خوامممممممممممممم .
[پاسخ]
هادی
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ در ۸:۵۰ ق.ظ
میگم می روز از شما گرفتن که شبها بیداری میکشین
والا به علی
البته مو خوم هم تا کمی بیکار میشم سریع شو تا صب بیدارما
[پاسخ]
هادی
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ در ۹:۰۰ ق.ظ
پس سی خوت دوازده به در حالیدی نه
ای جمله های نقطه عجب دل نشینه گاهی اوقات و آدمو مجبور به خوشگزرونی میکنه
[پاسخ]
هادی
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ در ۹:۰۱ ق.ظ
میگ مردک ارسی داد زد که مو فارسی بلد نیسم ؟
[پاسخ]
هادی
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ در ۹:۰۲ ق.ظ
آخه سینی مال نشستنه ؟ والا به علی
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۶م, ۱۳۸۸ ۱۱:۱۲ ق.ظ:
[پاسخ]
بچه های نسل سوسیس و کالباس
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ در ۹:۴۵ ق.ظ
ها علی جات خیلی خالین . دیگه با کی بریم کنفرانس
[پاسخ]
طاهره خانم
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۸ ق.ظ
همیشه ای زن داداشا خیر آدم میخام و شما درکتون پایینه..
حالا ماهی گرفتین یا نه؟
[پاسخ]
طاهره خانم
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۰ ق.ظ
اگه بلد بودی باقیه آهنگ رو هم مینوشتی نه!!!
[پاسخ]
طاهره خانم
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۲ ق.ظ
ووووووووووووووووووووووی چه وبلاگ در پیتی داریا اعصابم رو به هم ریخت هی باید رفرش کنی تا نظرت رو ببینی که بخای بعدش دوباره نظر بگذاری
عامو جمعش کنا اه اه اه
[پاسخ]
نرگس پاسخ در تاريخ فروردین ۱۶م, ۱۳۸۸ ۱۲:۳۵ ب.ظ:
مشکل از این وبلاگ طفل معصوم نیست !
برین یقه ی کش سرور خلیج رو بگیرین !
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۶م, ۱۳۸۸ ۲:۱۰ ب.ظ:
هزار بار بهشون گفتم، ولی مگه متوجه میشن؟!
حالا خوبه، اون روز یکیشون میگفت “سیچه کامنت مو پاک کردی؟!”
هر چی بهشون میگم F5 بزنید درست میشه، ….!
[پاسخ]
طاهره خانم پاسخ در تاريخ فروردین ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱۲:۰۸ ق.ظ:
[پاسخ]
طاهره خانم
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۴ ق.ظ
راسی شام دیشب با تو بید دستت مِسیییییییییییییییییی
ولی خداییش یهویی پیک الهی چه توی گوشت زمزمه کرد خـــر شدی و شام دادی؟
پ.ن: ما با استفاده از جملات خودتون از کلمه خـــر استفاده کردیما ناراحت نشین یه وقت
گفتیم شما که یه بار شدی ممکنه دوباره هم بشی
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۶م, ۱۳۸۸ ۱۱:۲۲ ق.ظ:
من خودم اجازه دارم یه چیزایی رو به خودم بگم ولی دیگران …!
اشکالی نداره، راحت باش.
یه اتفاقی افتاد دیشب که یه جاهاییش رو اصلا نمیشه گفت و یه جاهایی ش رو سر فرصت میگم!
[پاسخ]
الهه و چراغ جادو پاسخ در تاريخ فروردین ۱۶م, ۱۳۸۸ ۱۲:۰۷ ب.ظ:
وای نه!
پرده برداری از گذشته؟ آقای دهقانی وقتی چیزی ناراحتت میکنه یا همونجا بگو یا به خودش شخصی بگو 

داشت
بابت دیشب خیلی خیلی مرسی زحمت شدین
هوای هوشنگ هم بیشتر داشته باش
را به راه این=>
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۶م, ۱۳۸۸ ۳:۱۳ ب.ظ:
خواهش میکنم، قابلی نداشت!
چشم، حواسم به هوشنگ هم هست!
[پاسخ]
بچه های نسل سوسیس و کالباس پاسخ در تاريخ فروردین ۱۶م, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۵ ب.ظ:
آره هوای خودت و بیشتر داشته باش
[پاسخ]
فاطمه پاسخ در تاريخ فروردین ۱۷م, ۱۳۸۸ ۸:۱۱ ق.ظ:
الهه ، عامو هوشنگ همش مشکوک می زدا .
آقای دهقانی دستت بسیار درد نکنه . سام خوشمزه ای بود .
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۷م, ۱۳۸۸ ۱۱:۱۸ ق.ظ:
خواهش میکنم!
ولی مگه شما “سام” رو میخورید؟!
آها! منظورتون شامه
—-
دروغ سیچه میگین؟!
احسان امیری خو همش شیراز بید بنده ی خدا!
[پاسخ]
میلاد پاسخ در تاريخ فروردین ۱۷م, ۱۳۸۸ ۱۱:۱۰ ب.ظ:
حالا تو هم هی وقتی ما یه چی اشتباه میگیم هی بیا غلط گیری کنا .
خو این کیبورد اطاقمون خرابه .
هی اشتباه میزنه
[پاسخ]
فاطمه پاسخ در تاريخ فروردین ۲۱م, ۱۳۸۸ ۱۲:۳۴ ق.ظ:
ای خدا ای سی جه نظر منو به اسم میلاد زده ؟
[پاسخ]
طاهره خانم پاسخ در تاريخ فروردین ۱۷م, ۱۳۸۸ ۱۲:۱۹ ق.ظ:
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۷م, ۱۳۸۸ ۱۲:۳۹ ق.ظ:
چشم!
[پاسخ]
حسن پاسخ در تاريخ فروردین ۱۷م, ۱۳۸۸ ۹:۲۱ ب.ظ:
ای کانتتکو همی الکی بید تا رکورد رپلای کامنتا شکسته بشه
[پاسخ]
طاهره خانم پاسخ در تاريخ فروردین ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱۲:۰۶ ق.ظ:
ای ماشالله یه چیزی گفتیم چقد جواب داشت!!
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱۲:۲۳ ق.ظ:
خواستم چه چیزی بنویسم، گفتم گناه داری!
نه، ولش کن میگم!
“میگن یه بنده خدایی یه سنگی رو میندازه توی چاه،
که هزارتا بنده خدای دیگه نمیتونن درش بیارن”
[پاسخ]
ناشناس پاسخ در تاريخ فروردین ۱۸م, ۱۳۸۸ ۹:۳۸ ق.ظ:
نه عامو بقیه جنبه ندارنا وگرنه سنگی که تو انداختی راحت در میاد
[پاسخ]
طاهره خانم پاسخ در تاريخ فروردین ۱۹م, ۱۳۸۸ ۱۰:۰۱ ق.ظ:
ای چرا اسم منو زده ناشناس!!!
[پاسخ]
محمدباقر(نقطه) پاسخ در تاريخ فروردین ۱۹م, ۱۳۸۸ ۱:۵۹ ق.ظ:
[پاسخ]
نرگس
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۷ ب.ظ
خوش به حالتون .

سفر دریایی رو خیلی دوس دارم .
البته هرچند که بعضی وقت ها حال به هم زن میشه !
میگم جدیدا علی چه محبوب شده !
یه امضا به ما نمیده آیا ؟!
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۶م, ۱۳۸۸ ۱:۳۸ ب.ظ:
آره سفر دریایی کلا خیلی به آدم آرامش میده ولی امان از وقتی که غروب روی دریا باشی!!
خیلی دلگیره!
…نه کلا علی پسر خوبیه ولی حیف که به آیس پک علاقه ی زیادی داره!
[پاسخ]
علی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۰م, ۱۳۸۸ ۱:۰۶ ب.ظ:
نه امضا نمیدم مگه مفته؟
البته اگه سیم آیس پک بدین امضا هم سیتون میدم
[پاسخ]
رضا ( عبدو )
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۱ ب.ظ
سلام کوکی جونیم

ببخشید بخاطر تاخیرم .
امروز دیگه از هرچی درس و امتحان بود راحت شدم
امیدوارم همیشه خندان باشی و در کنار دوستان بهت خوش بگذره .
۱۲ بدر هم خیلی زیبا بود بخصوص عکس ها
امیدوارم علی جان هم هرجا باشه سالم و خوش باشه
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۶م, ۱۳۸۸ ۱:۴۰ ب.ظ:
ممنون، دلمون سیت تنگ شده بید!
۱۲ بدر هم جات خالی بید، خوش گذشت!
[پاسخ]
بچه های نسل سوسیس و کالباس
۱۶ فروردین ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۵ ب.ظ
احسان امیری از شیراز نیومد چه ؟
[پاسخ]
محمدباقر(نقطه)
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ در ۴:۴۴ ب.ظ
سلام
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۷م, ۱۳۸۸ ۵:۵۹ ب.ظ:
سلام روود خوش سلومُم!
آخرش یاد گرفتی سلام کنیا!
[پاسخ]
محمدباقر(نقطه) پاسخ در تاريخ فروردین ۱۷م, ۱۳۸۸ ۷:۱۳ ب.ظ:
میشه خواهش کنم چیل مبارک را واز نکنید یا لااقل قبلش مسواک لامصب رو یکی دوبار روش عقب جلو کنی؟
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۷م, ۱۳۸۸ ۷:۳۳ ب.ظ:
یه مرتبه یه کار درستی انجام دادی، سلام کردیا!
زدی با این بی ادبیت خرابش کردی!
(اینو گزاشتم که دندونام معلوم نباشه)
[پاسخ]
محمدباقر(نقطه) پاسخ در تاريخ فروردین ۱۷م, ۱۳۸۸ ۷:۴۲ ب.ظ:
[پاسخ]
طاهره خانم پاسخ در تاريخ فروردین ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱۲:۰۴ ق.ظ:
احسان جان اینو گزاشتی یا گذاشتی؟ واقعا برای من سواله؟؟ میشه جوابش رو بدی؟
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱۲:۱۹ ق.ظ:
من بارها گفتم که بیسوادم،
شما که با سوادی چرا …!
[پاسخ]
طاهره خانم پاسخ در تاريخ فروردین ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱۲:۰۷ ق.ظ:
احسان نباید تحویلش میگرفتی ای تا یکی تحویلش میگیره لوس میشه و همه چی رو زیر سوال میبره
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱۲:۲۰ ق.ظ:
کلا ما با محمد باقر ای حرفا نداریم!
[پاسخ]
طاهره خانم پاسخ در تاريخ فروردین ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۱ ق.ظ:
الله و اکبر
[پاسخ]
محمدباقر(نقطه) پاسخ در تاريخ فروردین ۱۹م, ۱۳۸۸ ۱:۵۳ ق.ظ:
چاکرتیم!
بعضیا برو سر کیچه خوتون.
[پاسخ]
طاهره خانم پاسخ در تاريخ فروردین ۱۹م, ۱۳۸۸ ۱:۴۹ ب.ظ:
الان من خیلی ترسیدم مثلا مثلا
جمعش کنیا
دوستی های مسخره ایی که دو روز واسه یه خونه خالی صمیمی میشه و بعدش هرکس میره پی کار خودش!! مثل الانتون
[پاسخ]
حسن
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ در ۹:۲۳ ب.ظ
میگم خالی بندیای زن داداشت مال اینه که داداشت یادش رفته گربه رو دم حجله بکشه
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۷م, ۱۳۸۸ ۹:۲۷ ب.ظ:
نگو نه!
اولا خو میگفت بابام ناو هواپیما بر داره!
اگه بیاد اینجا رو بخونه اعدامم میکنه! :d
[پاسخ]
محمدباقر(نقطه) پاسخ در تاريخ فروردین ۱۹م, ۱۳۸۸ ۲:۰۴ ق.ظ:
هانه زن کای مو هم خیلی هارن، خیلیا!
[پاسخ]
طاهره خانم پاسخ در تاريخ فروردین ۱۹م, ۱۳۸۸ ۱۰:۰۷ ق.ظ:
الان من خیلی ترسیدم مثلا مثلا
جمعش کنیا
دوستی های مسخره ایی که دو روز واسه یه خونه خالی صمیمی میشه و بعدش هرکس میره پی کار خودش!! مثل الانتون
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۹م, ۱۳۸۸ ۱۰:۳۷ ق.ظ:
لااله الاالله!
محمدباقر، ایی چه میگه؟!
[پاسخ]
طاهره خانم پاسخ در تاريخ فروردین ۱۹م, ۱۳۸۸ ۱:۴۸ ب.ظ:
وووووووووووووووی کامنتکو مال کامنت بالاییها بود برقشید اشتباه نهادم
[پاسخ]
علی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۰م, ۱۳۸۸ ۱:۰۷ ب.ظ:
الللللللللللهههههههههههههههه واکبرررررررررررررر!
توهین از این بالاتر؟؟؟؟؟؟
هزار تا ایس پک هم سیم بدین دیگه خونتون نمیام
[پاسخ]
میلاد
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۰ ب.ظ
به سلام آقا احسان گل. آقا ما خیلی ارادت داریما.بابت شام شنبه شبم خیلی خیلی ممنون….مرسی که قابل دونستی واسه لینک کردن
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱۲:۰۸ ق.ظ:
خواهش میکنم،
ما که شام دادیم حالا یه لینک که دیگه چیزی نیست(شوخی!)
[پاسخ]
میلاد
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۸ ب.ظ
آقا سی جریان نایبندم مو سی محمود گفتم که سی بچه ها بگه خو…ولی انگار زیاد پایه نبیدن. وگرنه ما خو خوشحال می شدیم در کنارت باشیم
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱۲:۱۱ ق.ظ:
اصلا ای مَموودوو با مو لجنا!
من که همیشه پایه ام، ملقب به مرد همیشه پایه!
[پاسخ]
محمدباقر(نقطه) پاسخ در تاريخ فروردین ۱۹م, ۱۳۸۸ ۲:۰۲ ق.ظ:
محمود آقا تحویل بیگیر!
دست درد نکنه
[پاسخ]
لی لی
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۰ ق.ظ
مشخصه که خوب دیگه حالا چرا شاید میگی
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱۲:۵۷ ق.ظ:
جای شما خالی!
[پاسخ]
محمد
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ در ۳:۲۲ ق.ظ
ها … چشم … فردا میارم سیت
یه ** گیر بیارا … ما از ** خیلی وقته در اومدیم
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۸م, ۱۳۸۸ ۵:۲۹ ق.ظ:
مَمِدوو دُرُس صحبت کن، دِرِت میکنما!
[پاسخ]
محمد پاسخ در تاريخ فروردین ۱۸م, ۱۳۸۸ ۹:۲۲ ب.ظ:
[پاسخ]
محمدباقر(نقطه) پاسخ در تاريخ فروردین ۱۹م, ۱۳۸۸ ۳:۱۵ ب.ظ:
چه میخوی محمد!
ای ستاره ها یعنی چه!
میخوای تا جا خالیا پر کنیم.
[پاسخ]
طاهره خانم پاسخ در تاريخ فروردین ۱۹م, ۱۳۸۸ ۵:۴۶ ب.ظ:
به ای میگن نخود هر آش
هرکس اومده کامنت نهاده ای هم اومده جوابش داده!!
می ای وبلاگه مال تونن؟!!
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۹م, ۱۳۸۸ ۵:۵۳ ب.ظ:
اشکالی نداره، منو محمد باقر نداریم که!
… ببخشید شما؟!
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۹م, ۱۳۸۸ ۵:۴۷ ب.ظ:
نه بابا!
جاخالی ها پر بود، من ناچارا سانسور کردم!
[پاسخ]
اسماعیل
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ در ۸:۳۱ ق.ظ
سلام ، خوبی
سال نو مبارک ، امیدوارم که شما هم سال خوبی در پیش داشته باشی .
ممنون از اینکه سر زدی بازم از این کارا بکن .
خوش باشی .
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱۲:۴۴ ب.ظ:
خواهش!
[پاسخ]
میلاد
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۰ ب.ظ
ای سیچه یکی با اسم مو سیت کامنت ناده
؟؟…
میلاد پاسخ در تاریخ فروردین ۱۷م, ۱۳۸۸ ۱۱:۱۰ ب.ظ:
حالا تو هم هی وقتی ما یه چی اشتباه میگیم هی بیا غلط گیری کنا .
خو این کیبورد اطاقمون خرابه .
هی اشتباه میزنه
ای مو نیسما!!!….آقا نکن ایکار…نساز همچی!….تشویش اذهان عمومی نکنین!..جای خوتون صحبت کنین
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱۲:۴۵ ب.ظ:
آقا نیست، خانمه!
و باز هم تقصیر کَش خلیجه!
[پاسخ]
بچه های نسل سوسیس و کالباس
۱۸ فروردین ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۱ ب.ظ
من محمو.دما. حال ندارم اون بالا رو درست کنم

63 نظر ؟ مگه چه کردی ؟
یادته اون اولا به من می گفتی وبلاگ تو خواننده زیاد داره ؟
خوش به حالت جای خوبی رفتین. دفه بعدی اگه بلدی بگو تا با هم بریم مجردی
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۹م, ۱۳۸۸ ۱۲:۵۴ ق.ظ:
هاا!
داغ دلم رو تازه کردی!
یادت میاد بخاطر چی بود؟!
بخاطر اطلاعیه ی جمع کردن نظرات برای سایت خانه!
مگه شما رفتین اونجا ما رو بردین؟
ولی باشه حتما دفعه ی بعد مجردی…!
[پاسخ]
بچه های نسل سوسیس و کالباس
۱۹ فروردین ۱۳۸۸ در ۲:۰۶ ب.ظ
چت روم بکس دواس
[پاسخ]
Ali
۲۰ فروردین ۱۳۸۸ در ۱:۱۵ ق.ظ
Na mei moften

Ice pack bedi sim , emza midom
Mo alan ba irancelom,javabaye takmili dar barnamehaye bad
[پاسخ]
یه چیزی کمه!
۲۰ فروردین ۱۳۸۸ در ۳:۲۱ ب.ظ
[...] راضی نبود، یک ماه اینترنتم اختلال داشت! – راستی این “دوازده به در(یا)” هم برای خودش چت رومی شدا! برچسبها : facebook, [...]
فاطمه
۲۱ فروردین ۱۳۸۸ در ۱:۱۸ ق.ظ
واخ واخ سی چت روم بوشهر جدیدا اومده تو بلاگ احسان
[پاسخ]