نوشته شده در: دو دو تا چهار تا|روزنوشت
۴ مرداد ۱۳۸۸یه هدف داری که برات مهم تر از همه چیزه، ارزش رسیدن بهش برابری میکنه با ارزش تمام زندگیت.
شروع میکنی به تلاش برای رسیدن به هدفت،
اما اتفاقی میفته که شرایط و قرائن بهت میگه با وجود تمام اهمیت این هدف،
قرار نیست که هیچوقت بهش برسی.
در چنین شرایطی دو تا نظریه بوجود میاد:
الف- هر چند هدفی بزرگ و با ارزش داشته باشی، اگه قرار نباشه بهش برسی، بهش نمیرسی!!
ب- شرایط و قرائن سعی دارن تو رو از هدفت دور کنن، در حالی که اگه بیشتر تلاش کنی در نهایت به هدفت خواهی رسید.
اشکالات نظریه الف:
با چنین نظریه ای دیگه هیچ امیدی برای ادامه زندگی باقی نمیمونه!
چرا؟! چونکه ممکنه هدف بعدی که انتخاب میکنی هم همین شرایط رو داشته باشه،
یعنی قرار نباشه بهش برسی و بعدی و بعدی و بعدی و …!
اشکالات نظریه ب:
این نظریه زمانی خوبه که به اثبات برسه!
چون ممکنه همه ی عمرت رو برای رسیدن به این هدف صرف کنی اما در حقیقت قرار نباشه تو به این هدف برسی (نظریه ی الف درست باشه)
و در حقیقت نظریه بودنش (اثبات نشدنش) باعث میشه که تو پاس داده بشی به نظریه ی الف!
جنون
خیلی وقته که شبا انقدر به این دو تا نظریه فکر میکنم که انرژی مغزم به صفر میرسه تا جایی که به حالتی میرسم که اسمش رو جنون گذاشتم!
حالتی که بعد از ساعتها فکر کردن تو رو به جایی میرسونه که نمیدونی داری به چی فکر میکنی، نمیدونی کجا هستی!
گاهی هم شروع میکنی به خندیدن ولی راستش نمیدونی که برای چی میخندی!!
و بعضی اوقات هم میای تو وبلاگ و چیزی رو مینویسی و حقیقتش اینه که دقیقا نمیدونی چی داری مینویسی!
درست مثل امشب!
(پس میتونید این پُست رو جدی نگیرید! چون نمیدونم چی نوشتم! ولی فردا حتما یه بار دیگه میخونمش!)
۱۸ دیدگاه در درست مثل امشب!
سمیه
۴ مرداد ۱۳۸۸ در ۵:۲۵ ب.ظ
کافیه یه کم دقت کنی می بینی که همه ی اتفاقای این دنیا درست مثل همین ۲ تا نظریه است . خیلی خوبه که هنوز زنده ای . من ما ه ها پیش درگیر این موضوع بودم و مُردم . الفاتحه مع صلوات
[پاسخ]
behrooz
۴ مرداد ۱۳۸۸ در ۶:۳۷ ب.ظ
سلام وبلاگ زنده یاد “محمد بیابانی” شاعر بوشهری در این آدرس در دسترس دوستان http://mohammadbiabani.blogfa.com/
[پاسخ]
طاهره خانم
۵ مرداد ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۳ ق.ظ
من الان نمیدونم در مورد اون موضوع صحبت میکنی که من در جریانم یا نه!!
اگر بدونم بهتر میتونم نظر بدم
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ مرداد ۵م, ۱۳۸۸ ۱:۱۵ ق.ظ:
آری اینچنین است خواهر!
[پاسخ]
طاهره خانم پاسخ در تاريخ مرداد ۵م, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۰ ق.ظ:
پس باید خصوصی باهات صحبت کنم
تو نباید به خاطر چیزی که تموم شده هرچند بد هرچند سخت هرچند عزیز خودتو اذیت کنی
[پاسخ]
محمدباقر(نقطه) پاسخ در تاريخ مرداد ۸م, ۱۳۸۸ ۲:۳۷ ق.ظ:
میگم یه کنفرانس بیلیم احسان بیاد خصوصی حرفاش رو بزنه
[پاسخ]
نوروززاد
۵ مرداد ۱۳۸۸ در ۱:۱۷ ق.ظ
عین فیلسوفا صحبت می کنی من که چیزی نفهمیدم خودت حالا می گی فردا می خونم امیدوارم که بفهمی
[پاسخ]
نوروززاد
۵ مرداد ۱۳۸۸ در ۱:۲۲ ق.ظ
آهان یه بار دیگه خوندم یه چیزایی متوجه شدم
انگار منم یه همیچین چیزی هدفی دارم ولی خدا کنه با نظریه ب باشه و طول هم نکشه…
خدا کنه
[پاسخ]
افشین
۶ مرداد ۱۳۸۸ در ۸:۲۱ ب.ظ
همی فکرا میکنی لاغر لاغری نه
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ مرداد ۶م, ۱۳۸۸ ۸:۳۷ ب.ظ:
به به مندس!
نیسیا؟!
از غم ندیدن شما لاغر شدما، بخداه!
[پاسخ]
یاس کبود (M3hRcl4D)
۷ مرداد ۱۳۸۸ در ۴:۵۲ ب.ظ
سلام آقا احسان!
خوبی؟
راستی با تبادل لینک موافقی؟
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ مرداد ۷م, ۱۳۸۸ ۸:۵۵ ب.ظ:
سلام،
لینکوندمت!
[پاسخ]
سید عادل
۷ مرداد ۱۳۸۸ در ۹:۲۷ ب.ظ
سلام مهندس لحجه بوشهری منو کشته عزیز
[پاسخ]
محمدباقر(نقطه)
۸ مرداد ۱۳۸۸ در ۲:۵۳ ق.ظ
ده بار نوشتم و دیلیت کردم.
اجالتا این که تو طول زندگی هر دوشون درسته و یه جواب ۱۰۰% تو هیچکدوم از گزینه های الف و ب پیدا نمیشه.
[پاسخ]
سیدعادل
۸ مرداد ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۷ ق.ظ
سالم سلام عزیزم دکتر شریعتی یه داستانی را نقل میکند که کوری از مسیح شفایی چشمش را میخواهد وانقدر اسرار میکند که به الخره شفای چشمش را میگیرد و خود دکتر داستان را اینگونه تمام میکند : وقتی عشق فرمان میدهد محال سر تسلیم فرود می اورد . بی خیال نظریه اول عاشقانه برو جلو میبینی که مرگ هم جلوتو نمیگیرد چه برسه به نظریه هایی که از فرط ناامیدی به ان مغزت خورد برو خواهر بروبرادر جایی که عشق است دنبال عشق بگرد دکتر بهشتی کتاب عرفانشو که مطالعه کنی به جوابت میرسی عزیز
[پاسخ]
حسن
۹ مرداد ۱۳۸۸ در ۲:۴۴ ب.ظ
چطوری احسان عزیز
کاری که فکر می کنی درسته اون نظریه ی درسته ، کار دنیا با منطق و فلسفه جلو نمیره حده اقل من فکر می کنم اینطوره
[پاسخ]
مرد ر... دار
۲۴ مرداد ۱۳۸۸ در ۱:۴۹ ق.ظ
بر اساس نظریه الف تو وقتی برای زندگی نداری وبراساس نظریه ب تو یه عمر وقت داری تا آخرش به نظریه الف برسی اما من فکر میکنم تو هم مردی و هم نمردی چون قدت صدوهشتاده -وزنت چهل کیلوبه اندازه یه بچه دبستانی !حالا چرا ناراحت میشی شوخی کردم بابا
[پاسخ]
محمد رضا شجاعی
۱۹ شهریور ۱۳۸۹ در ۳:۵۸ ق.ظ
آدم باید حالت دوم رو در نظر بگیره و بره جلو. حتی اگه به هدفت نرسی خوبیش اینه که عمرت رو تلف نکردی و برای چیزی که برا ارزش قائل بودی، تلاش کردی. این ارزشمنده.
حالت اول دقیقا یعنی از این شاخه به اون شاخه پریدن.
[پاسخ]