وقتی حق با مشتری نیست!

نوشته شده در: روزنوشت

۲۱ فروردین ۱۳۸۸

مشتری : سلام
فروشنده : سلام
مشتری : ایی فلشکو (Flash Disk)بید اوو روز دادی سی ما ها!
فروشند : خو؟!
مشتری : گُم شد خــــو!!!
فروشنده : !!!
مشتری : اصلا تابلو بید که ایی فلشا گم میشن!
خیلی کوچیک بید، همون اولش  معلوم بید که گم میشه!
فروشنده : !!!، خوب باید مواضبش باشی دیگه ،
وقتی جنس کوچیک میگیری باید بیشتر مراقبش باشی که گم نشه.
مشتری : اصلا نمیخوامش، میخوام پسش بدم!!!
فروشنده : مگه نمیگی گم شده، الان داری که پسش بدی؟!
مشتری : نه، خوب میگم که گم شده، اصلا معلوم بید همون اولش!
حالا نمیشه پسش بگیری؟!
فروشنده : نه خوب، باید داشته باشیش که پسش بگیرم ،  ایجوور که نمیشه!
مشتری : حالا پسش نمیگیری حداقل سیم عوضش کن !!!!!!!!!!!!
فروشنده : (یه نگاه به من میکنه، یه نگاه به مشتری)……………….!

نکته : این ماجرا مال سال گذشته بود ولی حال نوشتنشو نداشتم!

سوال  : اگه شما جای فروشنده بودید جای خالی آخر رو چه جور پر میکردید؟!

تو پرانتز:
- حدود دو سال بود که کار مفیدی انجام نداده بودم، کلا کاری انجام نداده بودم.
ولی وقتی امروز یه خورده فکر کردم دیدم چیدن صندلی توی سالن تنها کار مفیدی بود که توی این دو سال انجام دادم!
پس سال گذشته خوب تموم شد و با بارش این بارون ها و در کنار دوستان بودن توی این روزها،امسال خیلی عالی شروع شد،
… پس میشه امید داشت که امسال سال متفاوتی باشه.
- پنج ماه بعد از ۱۹ فروردین، همون روز تولد منه دیگه!، چرا خودتونو اذیت میکنید؟ (مربوط به یه چیزی کمه!)
- چه ربطی به خلیج داره؟!

۶۴ دیدگاه در وقتی حق با مشتری نیست!

Avatar

محمدباقر(نقطه)

۲۲ فروردین ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۰ ق.ظ

اول

[پاسخ]

محمدباقر(نقطه) پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ ۱۲:۲۱ ق.ظ:

خو مو دوم!

[پاسخ]

عقل کل پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ ۱۲:۳۴ ق.ظ:

تو که سرور مایی ( رفیق احسانم که هستی! سرور تری! :D ) :-

[پاسخ]

Avatar

عقل کل

۲۲ فروردین ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۲ ق.ظ

اول

[پاسخ]

عقل کل پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ ۱۲:۲۱ ق.ظ:

همش تغسیر احسان شد دیگه!
سر منو گرم کرد که دیر تر کامنت بذارم! ( من حقمو میگیرم! انتقام میگیرم! ) :D

[پاسخ]

حسن پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ ۳:۳۷ ب.ظ:

تو آدم خشنی نبیدی خو :D

[پاسخ]

Avatar

سعید

۲۲ فروردین ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۳ ق.ظ

می شه بدونم مشتری کی بود ؟

[پاسخ]

احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ ۱۲:۰۸ ق.ظ:

نمی شناختمش،
فقط مشتری بود!

[پاسخ]

حسن پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ ۳:۳۹ ب.ظ:

جون مو بیو بگو نه حده اقل حرف اول اسمش

[پاسخ]

Avatar

طاهره خانم

۲۲ فروردین ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۴ ق.ظ

اه
گفتم ای دوتا دعوا میکنن مو سوم بشم ای سعید کار ما خراب کرد

[پاسخ]

Avatar

طاهره خانم

۲۲ فروردین ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۶ ق.ظ

من اگه جای اون فرشونده بودم از همون اولش میفهمیدم طرف خیلی .. اصلا محلش نمینهادم
(:| (:| (:|

[پاسخ]

طاهره خانم پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ ۱۲:۰۷ ق.ظ:

** فروشنده
(:|

[پاسخ]

احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ ۱۲:۰۹ ق.ظ:

فرشونده؟ =))

[پاسخ]

محمدباقر(نقطه) پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ ۱۲:۲۰ ق.ظ:

فرشونده! =))

[پاسخ]

علی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ ۹:۱۴ ب.ظ:

فرشونده =))

[پاسخ]

طاهره خانم پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ ۱۲:۳۲ ق.ظ:

خوم درستش کردم خو مثل باقیه نیستم که بیان غلطم بگیرن قبل از شما خو گفتم خراب نوشتم (:| (:| بعدشم خوم بید مثل شماها خو بیسواد نیستم توی روز روشنم غلط بنویسم :D

[پاسخ]

عقل کل پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ ۱۲:۴۰ ق.ظ:

دلیلش موجهه! خوابش میومده! یا نگاه با ساعت بندازین!
خودتون اگه بودین ( بودیم! ) که بد تر بود! :D

[پاسخ]

طاهره خانم پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ ۱۰:۳۹ ق.ظ:

ها ایول به ای میگن آغـــا :-bd
احسان محمدباقر یاد بگیرین
حالا که خوشون مشکل املایی نداشتن درددلم نمیشد..

[پاسخ]

عقل کل پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ ۱۰:۴۴ ق.ظ:

حالا چرا فحش میدی؟ من کجا آغام! من اگه خیلی باشم آقام!

[پاسخ]

طاهره خانم پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ ۳:۴۵ ب.ظ:

ها الان مو خجالت کشیدم :~

[پاسخ]

طاهره خانم پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ ۳:۵۲ ب.ظ:

عامو سی چه عکس ممدو سی مو زده؟ X(

[پاسخ]

عقل کل پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ ۴:۰۹ ب.ظ:

خجالتو بده دشمنت بکشه! ;)

[پاسخ]

Avatar

سعید

۲۲ فروردین ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۸ ق.ظ

من سوم بودم :D

[پاسخ]

طاهره خانم پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ ۱۲:۳۴ ق.ظ:

خو من بیدما خوم دلم خاست جام رو دادم بهت :D

[پاسخ]

Avatar

محمد

۲۲ فروردین ۱۳۸۸ در ۳:۲۴ ق.ظ

سخت میگیرینا
خو یه فلش مموری که این حرفا نداره … میدادین بهش :D

[پاسخ]

احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ ۱۲:۰۳ ب.ظ:

تونم خو تخصصت فلش مموریه! :D

[پاسخ]

Avatar

رضا ( عبدو )

۲۲ فروردین ۱۳۸۸ در ۸:۲۳ ق.ظ

:)) مشتری های باحالی داری . اگه مو جات بیدم سیش میگفتم مو هم پیلی که دادی گم کردم ، اگه فلشت پیدا کردی پیل مو هم همونجاست =)) =)) =))

[پاسخ]

Avatar

رضا ( عبدو )

۲۲ فروردین ۱۳۸۸ در ۸:۲۵ ق.ظ

پما وقتی کاری انجام میدیم فکر میکنیم مفید نیست ولی در آینده مشخص میشه که مفید بود ه است ^:)^

[پاسخ]

Avatar

هادی

۲۲ فروردین ۱۳۸۸ در ۸:۵۸ ق.ظ

مو بیدم خوا تا بخوره مسخرش میکردم
و چیزایی میگفتم که اینجا جاش ن بگم
اما در کل آدم خنده ای بیده ها
قبول داری

[پاسخ]

Avatar

هادی

۲۲ فروردین ۱۳۸۸ در ۸:۵۹ ق.ظ

خوا احسال جان پیشاپیش تولدت مبارک
مو شاید اون موقع نبیدم و نتونسم تبریک بگم
راسی شام تولد چه میدیمون ؟

[پاسخ]

بچه های نسل سوسیس و کالباس پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ ۹:۰۸ ق.ظ:

بیچاره یه بار شام داد هنو داره قسط وامش میده :D

[پاسخ]

مریم خانومی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۴م, ۱۳۸۸ ۳:۰۴ ب.ظ:

دستش درد نکنه :D
ای بوا ! می همه مث تو خسیسن ؟!!!!!!!

[پاسخ]

Avatar

بچه های نسل سوسیس و کالباس

۲۲ فروردین ۱۳۸۸ در ۹:۰۷ ق.ظ

موهم فلشم گم شده بیارم سی عوض کنین :D

[پاسخ]

Avatar

محمدباقر(نقطه)

۲۲ فروردین ۱۳۸۸ در ۹:۱۲ ق.ظ

فروشنده : (یه نگاه به من میکنه، یه نگاه به مشتری
بعد به علت اینکه مکثش زیاده کارگردان کات میده و میگه مگه نگفتم بعد از این نگا هرچی تو دهنت در میاد بهش بگو
و اینجا فروشنده به علت اینکه الفاظ استفاده شده در فیلمنامه خیلی رکیک بود از پروژه استعفا میده و …..
آخرش هم میره معتاد میشه ;)

[پاسخ]

محمدباقر(نقطه) پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ ۱:۰۶ ب.ظ:

ای بالایی کار من نبود!
آقا نامردی یا نازنی نکنین نه! کجا میتونم ایقد خوب بنویسم؟

[پاسخ]

شکوه بوشهر پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ ۳:۵۰ ب.ظ:

معلومن که تو نمیتونی باشی ای کامنت مو بید اشتباهی به اسم تو اومده

[پاسخ]

Avatar

شکوه بوشهر

۲۲ فروردین ۱۳۸۸ در ۹:۱۵ ق.ظ

ای سی چه ایجورین مو ۳ ساعت تایپ کردم براش داستان نوشتم سند نشد بعدشم پاک شد.
حالم گرفت دیگه نمینویسمش ~X(

[پاسخ]

Avatar

سمیه

۲۲ فروردین ۱۳۸۸ در ۹:۳۱ ق.ظ

sسلام از طرف جزیره متروک مزاحم می شم :D / من اگه جای فروشنده بودم می رفتم در مغازه رو باز می کردم با احترام
می انداختمش بیرون :D / تو بیشتر بهت می یاد مشتریه باشی تا فروشنده :D / جونه خوم :-

[پاسخ]

Avatar

فاطمه

۲۲ فروردین ۱۳۸۸ در ۹:۴۸ ق.ظ

خیلی پرت بوده دیگه مشتریه .

ها میگما من آپ می کنم تو فید بلاگ نمی دونم چرا نمیاد . [-(

این فید بلاگ رو چه شخصی یا اشخاصی دارن ساپورت می کنن ؟

این نت هم که …….. اصلا هیچی رو باز نمی کنه .

[پاسخ]

احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ ۱۲:۰۷ ب.ظ:

هر چی من میگم به خلیج ربطی نداره شما باز حرف خودتونو بزنید! :D
مدیریت فیدبلاگ الان دست پدرامه و مجتبی

[پاسخ]

فاطمه پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ ۱:۰۳ ب.ظ:

خدا بداد برسه . دسته چه کسایی هم هسی .
هیچی باید دو ساعت پشت تل باشیم تا بشه با مجتبی تماس گرفت . ای خداااااا
~X(

[پاسخ]

فاطمه پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ ۱:۰۵ ب.ظ:

هل شد . طی تماسی با مجتبی و صحبت کردن با ایشون قراره مشکل هل بشه . :)

[پاسخ]

محمدباقر(نقطه) پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ ۱:۰۹ ب.ظ:

حل شدنش با ه یا با او ح؟!؟

[پاسخ]

فاطمه پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ ۳:۲۲ ب.ظ:

همون ح ****
حالا تو هم تو ایت هیری ویری بیا ایراد بگیر ها :D
اگه شام سی تو دادم ;)

[پاسخ]

علی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ ۹:۱۷ ب.ظ:

بدون مو میخوان شام بدن ؟ نازنا :((

[پاسخ]

مریم خانومی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۴م, ۱۳۸۸ ۳:۰۵ ب.ظ:

آی آی ! با داداشای من درست صحبت کنااااااااا

[پاسخ]

Avatar

افشین

۲۲ فروردین ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۵ ق.ظ

آدم باهوشی بیده ای عامو :D تولدت هم مبارک :D/ !!!!

[پاسخ]

احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ ۱۲:۰۹ ب.ظ:

به به، آق افشین،
نیسی خو کُجوی؟
پنج ماه زود اومدی، برو پنج ماه دیگه بیو!

[پاسخ]

Avatar

محمدباقر(نقطه)

۲۲ فروردین ۱۳۸۸ در ۵:۱۳ ب.ظ

خفت این که آدم فول دنبال یه موقعیتن جواب حالگیری بقیه بده اما باز حال خوش گرفته بشه!
خفت این که آدم از اسم بقیه حالا میخواد شوهرش باشه یا هر کی دیگه استفاده کنه سی یعنی حالگیری بقیه!
برو جون برو سر کیچه خوتون بازی کن! :-@

[پاسخ]

محمدباقر(نقطه) پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ ۵:۱۷ ب.ظ:

راسی بدو برو عبدالرضا خبر کن بیاد تکذیب کنه، تا یعنی حال مو بگیری!
بدو بدو تا کسی نیمده بخونتش!

[پاسخ]

علی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ ۹:۱۶ ب.ظ:

الله و اکبر ^:)^ :D

[پاسخ]

بچه های نسل سوسیس وکالباس پاسخ در تاريخ فروردین ۲۴م, ۱۳۸۸ ۱۲:۱۹ ب.ظ:

الله اکبر

[پاسخ]

Avatar

علی

۲۲ فروردین ۱۳۸۸ در ۹:۱۸ ب.ظ

آخر تولدت بید یا نبید؟! چه خبرن خو؟

[پاسخ]

احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۳م, ۱۳۸۸ ۲:۴۴ ق.ظ:

پنج ماه بعد از ۱۹ فروردین تولد منه :D !

[پاسخ]

Avatar

پویاپ

۲۲ فروردین ۱۳۸۸ در ۹:۴۳ ب.ظ

:D :)) =))

هنو یادمن! :D

مو معتاد نشدم هنو! :D

[پاسخ]

بچه های نسل سوسیس و کالباس پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ ۱۱:۲۹ ب.ظ:

معتاد . واخ تا سی بوات بگم :D

[پاسخ]

احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۳م, ۱۳۸۸ ۲:۴۶ ق.ظ:

:D

[پاسخ]

Avatar

بچه های نسل سوسیس و کالباس

۲۲ فروردین ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۱ ب.ظ

سی چی تکه کلام مو میدزدی . خفت می چنن مال مو بید X(

[پاسخ]

Avatar

طاهره خانم

۲۳ فروردین ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۹ ق.ظ

دستت طلا
دستت مِسیییی
دستت .. :-bd

[پاسخ]

Avatar

مریم خانومی

۲۴ فروردین ۱۳۸۸ در ۳:۰۶ ب.ظ

ای احسان امیریااااااا !!!!!!!!
من کامنت گذاشتم نمی دونم کدومه حالا که بنام اون اومده . شلوغه نمی تونم پیداش کنم :D

[پاسخ]

Avatar

اسماعیل

۲۴ فروردین ۱۳۸۸ در ۳:۰۹ ب.ظ

سلام ، خوبی
فقط نگاه !!
با ” تعریف غیر واقعی ” به روزم .
خوش باشی .

[پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

~X( ~:D~ ~-~ ^:)^ [-O~ [-( X( O:-) =D~ =)) =(( ;) :~ :x :ryhj: :helle: :gogooli: :girukh: :eykhoda: :eltms: :brobnim: :bichial: :^o :D/ :D :-w :-t :-bd :-SS :-O :-@ :-?? :-? :-* :- :)hogh): :)] :)) :) :(( :( )(heykhoda)( (:| %-(



RSS لینکدونی