نوشته شده در: روزنوشت
۶ خرداد ۱۳۸۸اگه بخوای به حرفاشون گوش بدی، اونی که میخوای نمیشی و تا آخر عمر عذاب میکشی!
گه بخوای بهشون گوش ندی، ازت ناراحت میشن و از ناراحتیشون تمام عمر حالت گرفته است!
مشکل اینه که به تک تک پیکسل های مانیتور زندگیت گیر میدن و میخوان اونی باشی که اونا میخوان!
اگه گذاشتن چهار روز روی کار و زندگیمون تمرکز کنیما!!
تو پرانتز:
- اینکه شما ندیدی که من مشقامو! بنویسم، دلیل بر این میشه که من مشقامو ننوشتم؟!
- موبایلم رسما تعجب کرده!
- ای بابا این که باز صفر شد!
- پُست قبلی رو دوباره ببینید!
۳۴ دیدگاه در بر سر دوراهی
روزبه کنین
۶ خرداد ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۲ ب.ظ
[پاسخ]
رضا عنصرسیار
۶ خرداد ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۵ ب.ظ
اووووووووووووووووووووووووووووول
تو فقط یک بار فرصت زندگی داری…
پس برای خودت زندگی کن…. حالا اگر در این مسیر تونستی به کسی کمک کنی و کسی رو خوشحال کنی…
دریغ نکن…
یه روزی به دردت می خوره…
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ خرداد ۶م, ۱۳۸۸ ۱۱:۵۹ ب.ظ:
اگه اون اشخاص پدر و مادرت باشن چی؟!!!
[پاسخ]
محمود
۶ خرداد ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۶ ب.ظ
منم همین مسکل رو دارم
[پاسخ]
محمدباقر(نقطه) پاسخ در تاريخ خرداد ۷م, ۱۳۸۸ ۸:۰۰ ب.ظ:
محمود مســـــــــــکل داره
[پاسخ]
هادی پاسخ در تاريخ خرداد ۹م, ۱۳۸۸ ۹:۳۱ ق.ظ:
مسکل
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ خرداد ۹م, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۳ ق.ظ:
خوشت میاد خودت مسکل داشته باشی بعد یکی بیاد اذیتت کنه؟!
ها؟!!
[پاسخ]
محمدباقر(نقطه) پاسخ در تاريخ خرداد ۹م, ۱۳۸۸ ۱۰:۴۲ ق.ظ:
مو خبر از مســــــــــــــــــــــکل دار شدن محمود دادم، مندور خاصی نداشتم.!
جون محمود راست میگم.
[پاسخ]
مریم خانومی
۷ خرداد ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۷ ق.ظ
چه بگویم والا ؟! همه همین درگییری رو دارن
:
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت)
۷ خرداد ۱۳۸۸ در ۵:۴۹ ب.ظ
والله به خدا که
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت)
۷ خرداد ۱۳۸۸ در ۵:۴۹ ب.ظ
پست قبلی و من می دونستم می خواستم از دهن نیفته
[پاسخ]
لی لی پوت
۷ خرداد ۱۳۸۸ در ۶:۱۹ ب.ظ
همون کارو انجام بده………….. نفس نکش!!!!

در مورد پست قبلی هم که جوابش خیلی بی مزه بود!!
من فکر کردم حالا چی چی هست!!
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ خرداد ۷م, ۱۳۸۸ ۸:۱۹ ب.ظ:
تو بحث جدی، شوخی میکنی؟!!
همی کارا میکنی که الان دوباره عمرانیا و معماریا میان بهت گیر میدن نه!!!
[پاسخ]
لی لی پوت پاسخ در تاريخ خرداد ۸م, ۱۳۸۸ ۱۲:۱۳ ب.ظ:
هه هه هه!!!
[پاسخ]
طاهره خانم
۷ خرداد ۱۳۸۸ در ۷:۴۴ ب.ظ
وا نمود که گوش میدی ولی در اصل گوش نکن
[پاسخ]
طاهره خانم پاسخ در تاريخ خرداد ۷م, ۱۳۸۸ ۷:۴۷ ب.ظ:
وانمود کن که گوش میدی ولی در اصل گوش نکن
[پاسخ]
محمدباقر(نقطه)
۷ خرداد ۱۳۸۸ در ۸:۰۹ ب.ظ
دقیقا ازشون بخواه که بگن چی ازت میخوان، حرفات رو کامل بهشون بزن! اینی که وانمود کنی که داری اونجوری که اونا میخوان زندگی کنی تا ابد باید هم به خودت و هم به اونا دروغ بگی. چون زندگی تعارف بردار نیست. تعرف نمیاردش.
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ خرداد ۷م, ۱۳۸۸ ۸:۱۸ ب.ظ:
درست میگی ولی وقتی که منظقی نیستند چیکارش میشه کرد.
[پاسخ]
نرگس پاسخ در تاريخ خرداد ۷م, ۱۳۸۸ ۱۱:۳۲ ب.ظ:
ساده ترین و بهترین راه خود کشی !
[پاسخ]
محمدباقر(نقطه) پاسخ در تاريخ خرداد ۸م, ۱۳۸۸ ۱:۵۱ ق.ظ:
راهش همینه
مطمین باش تا یه جایی مقاومت پیش میاد، اما بعد باهات کنار میان.
اما اینی که نخواهی واقعی برخورد کنی به جایی نمیرسه! تا ابد باید نقاب بزنی(به قول سیاوش)
[پاسخ]
کمند
۷ خرداد ۱۳۸۸ در ۹:۵۲ ب.ظ
به نظر من فکر خودتون با والدین رو باهم تلفیق کنین ….
ممکنه سخت باشه ولی امکان پذیره….
بعد از اون میتونین دقیقا روی همون چیزی که میخواید تمرکز کنید تا خود به خود همه چیز درست بشه…
از اینکه حرفام حالت نصیحت داشت شرمنده….
ولی همیشه که نباید شوخی کرد…نه؟
[پاسخ]
غم دنیا رو نخور
۸ خرداد ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۴ ق.ظ
عمر کوتاه است رسیدن به خواسته هایمان را طولانی نکنیم
راه ما هموار است آن را پیچیده نکنیم
سخن گفتن سهل است گوش کردن را تمرین کنیم
طبیعت پر از لطف است نا مهربانی نکنیم
زندگی آسان است آن را مشکل نکنیم
دنیا پر از زیبائی است چشمانمان را به سادگی نبندیم
ذهن ما پر از جواب است سوالاتمان را بپرسیم
رسیدن به آرزوها آسان است راه سخت تر را نرویم
[پاسخ]
مهشید تبدار!
۸ خرداد ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۱ ب.ظ
واسه گوش کردن به حرفهای پدر مادر باید از هر دو گو ش استفاده کرد !
یکیش در اون یکی دروازه
[پاسخ]
هادی
۹ خرداد ۱۳۸۸ در ۹:۳۲ ق.ظ
موبایلت چون من زنگ زدم و کارت داشتم و جوابش ندادی رسما! تعجب کرد ؟
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ خرداد ۹م, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۲ ق.ظ:
نه بخدا!!!!
کِی؟
گول میدی یا راست میگی؟!
[پاسخ]
لی لی پوت
۹ خرداد ۱۳۸۸ در ۱:۰۳ ب.ظ
مگه چی میگن که برات مهم نیست حرفشون؟
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ خرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ ۱۰:۳۹ ق.ظ:
کلا ۱۰۰ درصد کارهایی که من انجام میدم و عقایدی که دارم رو باهاش مخالفن!!
[پاسخ]
سمیه
۱۰ خرداد ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۶ ق.ظ
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ خرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ ۱۰:۳۸ ق.ظ:
منتظرم!
[پاسخ]
رضا ( عبدو )
۱۱ خرداد ۱۳۸۸ در ۶:۴۲ ب.ظ
سلام .
باور کردم که زندگی در ایران بسیار سخت است . باید آنی باشی که دیگران میخواهند نه آنی که خودت هستی . باید به چیزی اعتقاد ÷یدا کنی که اصلا اعتقاد نداری . سواد هم باید بزاری لب کوزه و آبش رو بخوری .
[پاسخ]
paris kocholo
۲۷ خرداد ۱۳۸۸ در ۱:۴۳ ب.ظ
cheghade inja shologh pologhe harki vase khodesh porsideo on yeki javab dadeo!!
m
hameie maman babaha injorian jaaaan elahi ona faghat negaraanano nemikhan bavar konan ma bozoorg shodim
hala eibi nadare khodet ke babaii shodi talafisho sare bachehat darar
be harhal ta jaii ke emkanesh hast bayad be harfeshon gosh dad
yeki nis beege to ke lalaii baladi chera khabet nemibare
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۷م, ۱۳۸۸ ۲:۰۷ ب.ظ:
تو که لالایی بلدی چرا خوابت نمیبره؟!
[پاسخ]
paris kocholo
۲۷ خرداد ۱۳۸۸ در ۳:۲۴ ب.ظ
aha pas yeki hast!!!
[پاسخ]
paris kocholo
۶ تیر ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۴ ب.ظ
میگریم و می خندم ، دیوانه چنین باید
میسوزم ومیسازم ، پروانه چنین باید
می کوبم ومی رقصم ، می نالم ومیخوانم
در بزم جهان شور، مستانه چنین باید
[پاسخ]