اسم ای موجود عزیز خروس میباشد و قرن هاست فلاسفه در این سوال مانده اند که اول تخم مرغ بوده است یا خروس .
این موجود عزیز یکی از مردهای موفق است که میتواند هرچندتا دلش بخواهد زن بگیرد .
البته اینجا فکر کنم از دست زنش دارد فرار میکند . خدا صبرش بده مثل اینکه در این زمونه خروس ها هم زن ذلیل شده اند
سلام من بوشهری نیستم ولی می خواستم همین رو که شما گفتید بگم به احتمال خیلی زیاد خانم مرغ ها دنبالش کردن …
در ضمن احسان جان این زندگی در سرایط سخت تهران رو تفصیر نکردین…؟
عامو چند نفر به یه نفر
والا مو که میگم ای بچه های عمران خو از همو اول ایطوری نبیدن ، رفیق ناباب بیده ، زغال خوبم که مفت
حالا هم دیر نشده تغییر رشته بدین برین ای رشته ها هسی که همه میرنا مثل معماری یا شیمی یا همون شیلات بشینین پرستیژش بیشتره از انگ عمرانی بودنم خلاص میشین
۵۱ دیدگاه در اگه گفتی؟!
میلاد
۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۸ ق.ظ
میگ میگ
[پاسخ]
Reza Dehqani
۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۸ ق.ظ
KHalij Fars online
[پاسخ]
نرگس پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۸ ۱۲:۱۹ ق.ظ:
خواستم بگم
[پاسخ]
فاطمه
۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۸ ق.ظ
به تو چه
[پاسخ]
نرگس
۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۰ ق.ظ
گرمشه !
[پاسخ]
Reza Dehqani
۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۱ ق.ظ
Che Jaleb ! 1Nokte Kaaamelan Enherafi:
http://blog.ehsand.com/wp-content/uploads/adsl.jpg
Esme File
Hatman dari alan be in fek mikoni ke in 2bare Kojkavi kardo…
[پاسخ]
علی
۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۶ ق.ظ
ای نه مرخه؟ بله مرخه؟ ها مرخ نی؟ پس چنن ؟ احسانو تونم بیکاریا
[پاسخ]
محمدباقر(نقطه)
۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۰ ق.ظ
ای با چه نرم افزاری ساخته تش!
[پاسخ]
ردپا
۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۸:۱۰ ق.ظ
از دست بچه خورده فرار می کنه
[پاسخ]
روزبه کنین
۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۸:۳۲ ق.ظ
دمپایی پرخش کردن
[پاسخ]
رضا ( عبدو )
۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۹:۰۶ ق.ظ
اسم ای موجود عزیز خروس میباشد و قرن هاست فلاسفه در این سوال مانده اند که اول تخم مرغ بوده است یا خروس .
این موجود عزیز یکی از مردهای موفق است که میتواند هرچندتا دلش بخواهد زن بگیرد .
البته اینجا فکر کنم از دست زنش دارد فرار میکند . خدا صبرش بده مثل اینکه در این زمونه خروس ها هم زن ذلیل شده اند
[پاسخ]
محمد پاسخ در تاريخ خرداد ۱م, ۱۳۸۸ ۱:۰۳ ب.ظ:
سلام من بوشهری نیستم ولی می خواستم همین رو که شما گفتید بگم به احتمال خیلی زیاد خانم مرغ ها دنبالش کردن …
در ضمن احسان جان این زندگی در سرایط سخت تهران رو تفصیر نکردین…؟
[پاسخ]
fgty پاسخ در تاريخ خرداد ۲۷م, ۱۳۸۸ ۶:۲۷ ب.ظ:
[پاسخ]
محمود
۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۹:۲۹ ق.ظ
هر چی فکر کردم چیزی یادم نیومد
[پاسخ]
هادی
۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۹:۳۱ ق.ظ
یاد جام جهانی ۹۸ فرانسه افتادم که نمادش خروس بید
[پاسخ]
فاطمه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۸ ۱۲:۵۲ ب.ظ:
اای ول هادی راست گفتی
منم دیشب داشتم به همین فکر میکردما این آلزایمری که گرفتم نمیذاره چیزی یادم بیاد
[پاسخ]
لی لی پوت
۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۹:۴۴ ق.ظ
۱ عدد عمرانی با ۱ عدد آجر دنبالش افتاده!!!
[پاسخ]
میلاد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۸ ۲:۰۸ ب.ظ:
سی کو پشت سر عمرانیا حرف زدا!!! ..محمود، هادی، حسین…بیاین نه
[پاسخ]
لی لی پوت پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۸ ۵:۴۵ ب.ظ:
khi khi khi khi
[پاسخ]
میلاد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۸ ۷:۳۴ ب.ظ:
صب کن تا مو یفهمم رشتت چنن!!!
…
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۸ ۷:۵۲ ب.ظ:
میلاد جون خوت درمورد رشته ی ایشون تو وبلاگ بحث نکنین!
بعدش مجبور میشم تا سه هفته در و پنجره های سایت رو باز بذارم تا بو ماهی و میگو بره دَر!!
[پاسخ]
میلاد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۸ ۹:۱۰ ب.ظ:
احسان جون از بابت اشاره ی ظریفی که داشتی خیلی ممنون
ایشالله جبران بکنم!….
سیکو سیکو شیلاتی ها هم سی ما شاخ شدن!!!…
[پاسخ]
شکوه بوشهر پاسخ در تاريخ خرداد ۵م, ۱۳۸۸ ۱۱:۵۳ ق.ظ:
نبینم کسی بد رشته شیلات بگه ها
[پاسخ]
طارمه پاسخ در تاريخ خرداد ۱م, ۱۳۸۸ ۳:۱۶ ب.ظ:
حالا اگه تو رشته شما (خانم لی لی پوت) یادتون داده اند با آجر ماهی و میگو رو پاک کنید؛ دلیل نمیشه همه رشته از آجر برای مقاصدشون استفاده کنند.
[پاسخ]
میلاد پاسخ در تاريخ خرداد ۱م, ۱۳۸۸ ۳:۱۸ ب.ظ:
بلاخره یکی از بچه هامو پیداش شد…..احسنت
[پاسخ]
حسن پاسخ در تاريخ خرداد ۱م, ۱۳۸۸ ۳:۳۵ ب.ظ:
عامو چند نفر به یه نفر
والا مو که میگم ای بچه های عمران خو از همو اول ایطوری نبیدن ، رفیق ناباب بیده ، زغال خوبم که مفت
حالا هم دیر نشده تغییر رشته بدین برین ای رشته ها هسی که همه میرنا مثل معماری یا شیمی یا همون شیلات بشینین پرستیژش بیشتره از انگ عمرانی بودنم خلاص میشین
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت)
۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۲ ق.ظ
شبیه کفتاره
[پاسخ]
علی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۸ ۱۱:۴۸ ق.ظ:
ای بوآ ای کجاش شبیه کفتارن ؟ میترسم نفر بعدی بگه ای بز بالدارن
[پاسخ]
هادی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۸ ۱۱:۵۹ ق.ظ:
بز بالدارههه
[پاسخ]
رضا
۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۲:۱۵ ب.ظ
اولین چیزی که به ذهنم رسید اینجا نمیشه نوشت زشتن! ولی دومین چیزی که به ذهنم رسید خروس لاری بید
[پاسخ]
Reza Dehqani
۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۴:۵۸ ب.ظ
SAlam Ehsan jan, Are BE Jame Jahanie Ference Ham Kheyli SHabihee
[پاسخ]
زهرا
۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ در ۷:۱۵ ب.ظ
خوش غیرت!!!
[پاسخ]
محمدباقر(نقطه)
۱ خرداد ۱۳۸۸ در ۱:۴۶ ق.ظ
زنده باد معماری که نه بو ماهی و میگو میده و نه بو عرق چپل شی چل عمله ها!
[پاسخ]
طارمه پاسخ در تاريخ خرداد ۱م, ۱۳۸۸ ۱۱:۲۷ ب.ظ:
حالا بذار تیر برسه.
میگم خدمتتون.
[پاسخ]
حسن
۱ خرداد ۱۳۸۸ در ۳:۳۷ ب.ظ
ما که بچه ی بوشهر نیسیم جواب ای چیزا بفهمیم
[پاسخ]
علی
۱ خرداد ۱۳۸۸ در ۷:۱۱ ب.ظ
خلیج فارس آفلاین
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ خرداد ۱م, ۱۳۸۸ ۹:۱۱ ب.ظ:
[پاسخ]
لی لی پوت پاسخ در تاريخ خرداد ۶م, ۱۳۸۸ ۹:۴۴ ق.ظ:
خودشههههههههههههههه
[پاسخ]
رضا عنصرسیار
۲ خرداد ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۳ ق.ظ
مرغ فروشی سر عاشوری
[پاسخ]
زری
۳ خرداد ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۸ ق.ظ
سلام
یه نامردی که خوش خط و خاله و همه نامردی در حقت کرده و الان همک زل زده تو چشاتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
شما خوبین
خیلی بد گفتم
خیلی خوش بین باشی این تصویر یه مردی که می خواد خوب باشه ولی در حقت نامردی میکنه
یا علی
[پاسخ]
کمند
۳ خرداد ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۶ ب.ظ
با دیدن این تصویر …..
آهان…………
ببخشید حواسم نبود!
این سوال مخصوص همشهری های خودته….
آخه چرا تبعیض قائل میشید؟؟؟؟
الان میرم گریه کنم.
[پاسخ]
لی لی پوت پاسخ در تاريخ خرداد ۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۰۱ ب.ظ:
آخه این چه سوالیه؟
ببین گریشو در اوردی
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ خرداد ۴م, ۱۳۸۸ ۱:۲۲ ق.ظ:
بنده عذر میخوام!!
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ خرداد ۴م, ۱۳۸۸ ۱:۲۲ ق.ظ:
به قول چیز گفتنی : نِه نِــــه!
[پاسخ]
کمند
۴ خرداد ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۴ ب.ظ
از اونجایی که منم مثل شما انسان بخشنده ای هستم و مردمی(!!!)معذرت خواهیتون رو قبول میکنم…
(از حمایت لی لی پوت هم بسیار سپاسگزارم)
[پاسخ]
لی لی پوت پاسخ در تاريخ خرداد ۶م, ۱۳۸۸ ۹:۴۰ ق.ظ:
قابلی نداشت
[پاسخ]
شکوه بوشهر
۵ خرداد ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۰ ب.ظ
به یاد همونجایی که می ایستی تا بییایم دنبالت بریم آش خوری
[پاسخ]
مهشید تبدار!
۵ خرداد ۱۳۸۸ در ۹:۴۴ ب.ظ
من یاد کفش شوهر خاله ام افتادم !
آخه وقتی بچه بودیم یه روز ظهر با دختر خاله ام رفتیم کفش باباشو دادیم جوجه گرفتیم !
خدا بیامرزتش اگه زنده میموند الان همسن و سال این بود
جوجه رو میگما !
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ خرداد ۵م, ۱۳۸۸ ۱۰:۴۰ ب.ظ:
هر چند اونی نبود که توی ذهن منه!
ولی جالب بود
[پاسخ]
افشین
۶ خرداد ۱۳۸۸ در ۸:۱۲ ق.ظ
یاد ازدواج
[پاسخ]
لی لی پوت
۶ خرداد ۱۳۸۸ در ۹:۴۱ ق.ظ
اااااااااااااااااااه خوب بگو دیگه
[پاسخ]