نوشته شده در: روزنوشت
۶ فروردین ۱۳۸۸جوان بود با امید های فراوان و آرزوی آینده ای روشن!
بی خبر از اینکه دیو سیاه سرنوشت برای آینده اش نقشه های پلید دارد(کنفرانس گرفته است).
شادمانه ترانه ی “شام دعوت من” سر میداد، با قافیه ی “فلافل” میسرود : “خوم و خوت فقط، فلافل”
به راستی که تفاوتی ندارد فلافل یا سمبوسه؟!
گمان می کرد اینها حرفهایی است ساده ولی سرنوشت با کسی شوخی نداشت.
گذشت و روز (شب) موعود، روز سرنوشت فرا رسید!
.. و فقط خدا میداند تفاوت میان سمبوسه و این شام را و رابطه ی بین خوم و خودت و این جمعیت را!
جوان قصه ی ما دیگر پیر و شکسته شده بود، پیرِ سرنوشت!
و با خود زمزمه میکرد:
“کاش میشد جهت عقربه ها برگردد!”
… ولی او خوب می دانست که آرزویش آرزویی بود محال!
پیام اخلاقی:
- به کلماتی که میگویید دقت کنید، این حرفها و کارهای کوچک شماست که سرنوشتتان را میسازد!
- در هر کنفراسی شرکت نکنید، اینترنت بلای خانمان سوز است،
- دنیا به هیچ کس وفا نمیکند.
نگوویید کدام دنیا و دنیا کیست، این دنیا همان خواهر نداست و الهام!
- شاید نفر بعدی شما باشید، اون روز جوجه و خونه ی چیز اینا، دیشب ۱۰۰۱ و دعوت اوون ، امشب سینما و دعوت چیز (امیر!) و فردا کجا و دعوت چه کسی؟!
پی نوشت :
- جهت کسب اطلاعات بیشتر درمورد این نوشته، اینجا رو ببینید.
- بخاطر انتقادات دوستان دیگر در این وبلاگ موسیقی پخش نمیشود!!!
… مجتبی برو حالشو ببر!
- ایران چِکارَش میکند؟ سوراخ سوراخَش میکند!
| واویلا لیلی، احبک خیلی! 
- خلاصه این چند روز: بازار، تک پوش، تخفیف،جوجه، کباب نپخته، خونه خالی، متخلفات،چهارشنبه شوری، حیات خلوت،اینترنت، دانلود،شام، ساندویچ،چیز بازی، کانتر،شبکه، محمد باقر، خواب، رانی،نایف، هد شات، سینما،رانی، اخراجی ها ۲، رپ خارجی، و این داستان ادامه دارد؟!
- شروعی دوباره اینجا بود!
۲۵ دیدگاه در آرزوهای محال
علی
۶ فروردین ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۱ ق.ظ
نوبت خودتم میشه D:
همین جمعه ! همین هفته!
[پاسخ]
روزبه کنین
۶ فروردین ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۰ ق.ظ
پول آب نداشت
پول برق جدا
و دیگر هیج…
مو تو ای پست فهمیدم که دیگه نیام کنفرانس
[پاسخ]
هادی
۶ فروردین ۱۳۸۸ در ۷:۵۴ ق.ظ
اول که کلی خندیدم تو رو ای پستکو
این دو شب کاملا شد خاطره
کلی حال کردم باهاتون
[پاسخ]
هادی
۶ فروردین ۱۳۸۸ در ۷:۵۵ ق.ظ
دعوتی امیر :lol: :mrgreen:
[پاسخ]
هادی
۶ فروردین ۱۳۸۸ در ۷:۵۶ ق.ظ
در ادامه میتونه خاطرات کالو باشه ها
[پاسخ]
ناشناس پاسخ در تاريخ فروردین ۹م, ۱۳۸۸ ۹:۵۲ ق.ظ:
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۹م, ۱۳۸۸ ۱۰:۰۷ ق.ظ:
درسته نرفتیم کالو، ولی شبش خاطره شد!
[پاسخ]
زری
۶ فروردین ۱۳۸۸ در ۸:۳۴ ق.ظ
سلام خوبین ما فقط باید بیایم اینجا و پی نوشت هاتون رو حتی پند ها رو بخونیم ………
[پاسخ]
زری
۶ فروردین ۱۳۸۸ در ۸:۳۸ ق.ظ
بهم سر بزن یه چیزایی برایگفتن دارم
[پاسخ]
رضا ( عبدو )
۶ فروردین ۱۳۸۸ در ۹:۲۰ ق.ظ
:P جالب بی . کلی خندیدم . خونه خالی پیدا کردین دارین حالش رو میبرین از رانی گرفته تا شو نشینی با دوستان . خوش باشید :lol:
جملات زیبای بود ۸O
[پاسخ]
بچه های نسل سوسیس و کالباس
۶ فروردین ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۷ ق.ظ
مو درکل با کنفرانس موافقم
[پاسخ]
حسن
۶ فروردین ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۳ ب.ظ
چی ! کنفرانس برلین !! خجالت داره
ولی خودمونیما چه کنفرانسای باحالی دارین که توش کباب و رانی در می آد
[پاسخ]
علی
۶ فروردین ۱۳۸۸ در ۱:۴۲ ب.ظ
میگما توی خلاصه این چند روز دو تا چیز رو یادت رفت بذاری:
۱- رپ خارجی
۲- حیات خلوت!
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۶م, ۱۳۸۸ ۴:۰۷ ب.ظ:
احسنت، فراموش کرده بودم.
دستت درد نکنه، اضافه شد!
[پاسخ]
محمدباقر(نقطه)
۶ فروردین ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۸ ب.ظ
کلا خوش گذشت!
خیلی دلم میخواست باشم اما خوب دیه ای دوره هر سالی رو باید میرفتم!
[پاسخ]
بچه های نسل سوسیس و کالباس
۷ فروردین ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۲ ق.ظ
امشب کجا؟ ساعت چند؟
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۷م, ۱۳۸۸ ۱۱:۲۹ ق.ظ:
از خدا بترس جوون!
چرا بچه های مردم رو اغفال میکنی؟!
چرا شایعه درست میکنی؟
[پاسخ]
عقل کل
۷ فروردین ۱۳۸۸ در ۲:۴۵ ب.ظ
شنیدم تو این چند روز پدر کمرتونو تو خونه خالی در اوردین! ( فکر بد نکنید! پای کانتر منظورمه! )
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ فروردین ۷م, ۱۳۸۸ ۱۱:۱۷ ب.ظ:
[پاسخ]
بچه های نسل سوسیس و کالباس
۱۰ فروردین ۱۳۸۸ در ۲:۱۱ ب.ظ
تنها چیزی که دستگیر شد اینه که
خوخوش گذشته
[پاسخ]
سمیه
۱۰ فروردین ۱۳۸۸ در ۲:۱۲ ب.ظ
تنها چیزی که دستگیر شد اینه که
خوخوش گذشته
[پاسخ]
سمیه
۱۰ فروردین ۱۳۸۸ در ۲:۲۰ ب.ظ
s]چقدر سایتت نخوشه . کامنت گذاشتنش سخته
اون نظرکو مال مو بیدااا با اسم هات داگ اومداااا
[پاسخ]
ناشناس
۲۴ خرداد ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۱ ق.ظ
[پاسخ]
محمدباقر(نقطه)
۱۶ تیر ۱۳۸۸ در ۹:۱۳ ب.ظ
یادآوری خاطرات گذشته خیلی میچسبه.
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ تیر ۱۷م, ۱۳۸۸ ۱۲:۵۷ ق.ظ:
یادش بخیر
این عید خیلی خوش گذشت زیاد
[پاسخ]