نوشته شده در: دستهبندی نشده
۱۵ بهمن ۱۳۸۷توی طول روز کمتر پیش میاد که کسی خستگی ، عصبانیت، ناراحتی و … منو ببینه و یا متوجه اش بشه!
ولی همین که شب به نیمه نزدیک میشه و تنها توی اتاق میشینم همه مشکلات، عصبانیت، افسردگی،ناراحتی ، درد، مرض ، کوفت! … خودشونو رو میکنن!
یه خوبی که داره اینه که ناراحتیت دیگران رو ناراحت نمیکنه، ولی خوب پدر خودتو در میاره!
وقتی مشکلی داری هیچ کس از ضاهرت متوجه نمیشه که مشکل داری و وقتی خودت از کسی کمک میخوای فکر میکنه داری دروغ میگی، چون ضاهرت اصلا نشون نمیده که حالت خوب نیست!!!
بعضی وقتا شده که از ناراحتی داشتم میمردم ولی حتی توی خونه هم هیچ کس متوجه نشده!
امشب چند تا از بچه ها داشتن World Of Goo رو بازی میکردن و یه مرحله اش رو نمیتونستن رد کنن.
دست به دامن من شدن ، که احسان بیا تو اینو رد کن، خوراک خودته، تو خیلی خونسردی بخاطر همین میتونی راحت ردش کنی!
در حالی که دقیقا اون موقع خیلی حالم گرفته بود، ولی خوب بیرونم چیزی نمیگفت!
… شبی که بدترین خبر زندگیم رو شنیدم، بجای اینکه گریه کنم (واقعا گریه داشت) داشتم می خندیدم!
چند ثانیه هیچی نمیگفتم بعد چند ثانیه خنده و دوباره سکوت و دوباره…! (البته اینو بعدا بهم گفتن، خودم متوجه نبودم)
البته شاید چون باورم نمیشد!، همونطور که هنوز هم باورم نشده و فکر میکنم در آینده هم باورم نخواهد شد!
… به احتمال خیلی زیاد، درایور ابراز احساساتم نصب نیست یا اینکه درایور چیز دیگه ای رو اشتباهی روش نصب کردم.
ولی با همه این اوصاف ، دابلیو کلمنت استون میگه که:
Thinking will not overcome fear but action will.
فکر کردن، بر هراس غلبه نخواهد کرد اما عمل کردن این کار را خواهد کرد!
یعنی اینکه اگه مشکلی دارید زیاد بهش فکر نکنید، راهی رو انتخاب کنید و سریعا دست به کار شید!
این تنها راهیه که دلشوره ی شما رو از بین میبره و آرومتون میکنه!
یه چیز دیگه هم میگه :
Tell everyone what you want to do and someone will want to help you do it.
به همه بگو که چه کاری میخوای انجام بدی و اونوقت کسی برای انجام اون کار به تو کمک خواهد کرد!
خیلی چیزای دیگه هم گفته، ولی خوب الان نصف شبه و ممکنه چرت و پرت ترجمه کنم و گمراه شید!!
… یه چیزی رو داشت یادم میرفت،
ما فقط بلدیم از خدا بخوایم، مثل اینکه شکر کردن رو فراموش کردیم (خودم رو میگم)
خدایا بابت بارونی که دیروز اومد ازت ممنونم.
ولی خداییش ایی بارون بید فرستادی؟!
سر کارمون نهادیا!
جون خوت یه بارون مَشتی بفرست آخر سالی سی خومون حال کنیم!
دست درد نکنه!
۲۶ دیدگاه در طبق معمول هر شب
نقطه
۱۵ بهمن ۱۳۸۷ در ۴:۳۷ ق.ظ
همیشه “حد وسطی از تلاش و فکر با هم” “بهترین نتایج” رو خلق میکنه!
چه برنامه های خیلی خیلی ایده عالی که هیچ گاه اجرایی نشدن چون با حرکت اجین نشد،
چه تلاشهای خیلی خیلی زیادی که هیچگاه منتج به نتیجه نواویدن چون با برنامه همراه نبود!
من اونجا شوخی کردم! انتظار واکنشت رو نداشتم.(گاگارین رو میگم!)
[پاسخ]
احسان پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵م, ۱۳۸۷ ۱۰:۳۳ ق.ظ:
شما درست میگی
///
واکنش؟!!،
شوخی کردما!
[پاسخ]
هادی
۱۵ بهمن ۱۳۸۷ در ۹:۳۰ ق.ظ
ابزار احساساتت نصب نکردی عزیز ؟
نه اینجوری نیست
به نظر من نرم ابزار هر کسی یه جوری خاص کار میکنه
اینو مطمئن باشن
امیدوارم سکوتت بشکنه و بریزی بیرون
[پاسخ]
احسان پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵م, ۱۳۸۷ ۱۰:۳۴ ق.ظ:
بلکه ایجوری باشه،
نمیفهمم!
[پاسخ]
پدرام
۱۵ بهمن ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۲ ق.ظ
مو کشته ای درخواستات از خدام…
[پاسخ]
احسان پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵م, ۱۳۸۷ ۱۰:۳۶ ق.ظ:
مو با خدا ای حرفا ندارم!
خیلی با مو شوخی میکنه (دم دِیقه پا پِس پام میکنه) ، مونم باهاش شوخی میکنم.
خوش در جریانه!
[پاسخ]
رضا ( عبدو )
۱۵ بهمن ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۱ ق.ظ
برای هر کاری برنامه ای و برای هر برنامه ای تلاشی لازم است و تنها فکر کردن درباره ی یک هذف کافی نیست .
برای همون بارون هم خدا را شکر
[پاسخ]
احسان پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵م, ۱۳۸۷ ۱:۰۹ ب.ظ:
ما که شکر کردیم خو!
[پاسخ]
بچه های نسل سوسیس و کالباس
۱۵ بهمن ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۶ ب.ظ
تو هم عاشق شدی
[پاسخ]
لی لی پوت
۱۵ بهمن ۱۳۸۷ در ۱:۰۵ ب.ظ
کی به کاراتون میرسین!!! همش که دارین بازی میکنین!!!
[پاسخ]
احسان پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵م, ۱۳۸۷ ۱:۰۸ ب.ظ:
میدونی اونایی که داشتن بازی میکردن کیا بودن؟
[پاسخ]
لی لی پوت پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶م, ۱۳۸۷ ۱۲:۰۳ ب.ظ:
نه!!کیا؟
[پاسخ]
احسان پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶م, ۱۳۸۷ ۲:۰۷ ب.ظ:
کوکات اینا!!!
[پاسخ]
پویاپ پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶م, ۱۳۸۷ ۳:۰۳ ب.ظ:
حالا مثلا چه ؟
[پاسخ]
احسان پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶م, ۱۳۸۷ ۳:۱۶ ب.ظ:
واخ واخ واخ!!!
تو از کجا پیدات شد!
نه اخراجمون کنیا!!
اگه اخراجم کنی بقیه ی مرحله هاش خوت باید رد کنی!!
[پاسخ]
حسن
۱۵ بهمن ۱۳۸۷ در ۷:۴۶ ب.ظ
بوا ول ای چیا کنا مگه نمی دونی دهه فجرن ایطوری دل آمریکا خش میکنی و نمی ذاری ما مشت محکمی تو دهنش بزنیما
[پاسخ]
احسان پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶م, ۱۳۸۷ ۱:۰۸ ق.ظ:
حالا پست بعدیم طنز میزنم سی خاطر دهه ی فرج!!
[پاسخ]
سعید
۱۶ بهمن ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۷ ق.ظ
حالتو درک می کنم..
[پاسخ]
عقل کل
۱۶ بهمن ۱۳۸۷ در ۶:۳۰ ق.ظ
هدف از افریده شدنت چیه؟ اینکه بشینی پایه لپتاپ قسطاتو دراری؟
بابا خدا میگه از تو حرکت از من برکت ، نشستی یه گوشه میگی عشقم به من برسه!
بابا تو بایدبه عشقت برسی ، اگه عاشقی خودت برو جلو! اینجور که تو با واسطه میری ، منم باشم بهت جوابه نه میگم!
خودتو تو اینه نگاه کن! شدی یه آدم بزدل ترسو که خودشو از همه ی عالم و آدم مخفی میکنه! توقع داری کسی بهش جواب مثبتم بده؟
آخه مرد مومن خودتو بذار جای زنت ( زن فرضی ) با یه نفر ازدواج کردی که جرعت نداره پاشو از خونه بذاره بیرون!
حالا ببین چه آدمی شدی!
[پاسخ]
احسان پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶م, ۱۳۸۷ ۸:۴۹ ق.ظ:
آخه رفیق چرا وارد جزئیات میشی؟!
چرا …؟!
… لا اله الا الله!
خیلی ضایعی!
الحق که بچه ی تهرانی!
فقط بخاطر اینکه قول دادم هیچ کامنتی رو پاک نکنم اینو پاک نمیکنم!
[پاسخ]
میثم
۱۶ بهمن ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۳ ق.ظ
سلام بر دوست عزیز اقا احسان
درک می کنم که من هم گرفتار همچین دردی هستم به قول شاعر فایز دشتی می گم
اگر اهی کشم افلاک سوزد
در دشت بیابان پاک سوزد
اگر اهی کشد فایز از این دل
یقین دارم گل نمناک سوزد
البته اگه از مو می پرسی داخا این موقعیتها فقط شروه گوش بده D :
موفق باشی
یا حق
[پاسخ]
احسان پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶م, ۱۳۸۷ ۲:۰۸ ب.ظ:
ممنون میثم جان
[پاسخ]
رضا ( عبدو )
۱۶ بهمن ۱۳۸۷ در ۵:۲۰ ب.ظ
سلام . من بروزم با یک مطلب داغ . بقیه ش هم فردا از تنور در میاد . خوشحال میشم تشریف بیارید
[پاسخ]
طاهره خانم
۱۶ بهمن ۱۳۸۷ در ۸:۵۷ ب.ظ
نمیدونم چی بگم..
درست میشه ایشالله
[پاسخ]
طاهره خانم
۱۶ بهمن ۱۳۸۷ در ۹:۳۵ ب.ظ
ها الان کامنتام رو خوندم

کیا دور برداشتن؟ بگذار تلفن خونه ام وصل بشه اینترنتن وصل کنم بترکونیم
جون خودت تو دلت تنگ من شده بود یا ..
در کل اعلام کنم سوغاتی هیچ نیاوردم
[پاسخ]
احسان پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶م, ۱۳۸۷ ۱۰:۰۷ ب.ظ:
هاا ، خوش واگشتی!!
نه بوا دلمون سی خوتون تنگ شده بید، وگرنه میفهمیدیم که مال کادو اوردن نیسین!!!
[پاسخ]