نوشته شده در: دستهبندی نشده
۷ بهمن ۱۳۸۷دیشب داشتم توی کاغذا و دفترچه های قدیمیم دنبال یه چیزی میگشتم که یه دفترچه نظرم رو به خودش جلب کرد.
این دفتر چه ایی بود که سه سال پیش آرزوهام رو توش مینوشتم و برای رسیدن به هر آرزو مدت زمانی مشخص کرده بودم.
از اولین آرزو شروع کردم و همینجور رفتم پایین،
اونایی که بهشون رسیده بودم رو با یه علامت از بقیه جدا کردم، اونایی هم که دیگه برام ارزشی نداشتن (وقتی بهشون فکر میکردم خنده ام میگرفت که اینا آرزوهای من بودن) رو خط میزدم.
وقتی به ته لیست رسیدم دوباره برگشتم از بالا چک کردم ببینم کدوم یکی از آرزوهام هنوز مونده و بهش نرسیدم.
با تعجب دیدم که به همه شون رسیدم به جز یکی،
آرزویی که بالای همه ی آرزوها نوشته بودمش و مهم ترین و بزرگترین آرزوم بود(خدای آرزوها!).
البته مدتی بود که این آرزو رو فراموش کرده بودم ،
ولی چند وقت پیش یهو چشم باز کردم دیدم که دو قدمی این آرزو ایستادم!
خیلی نزدیک شدم ولی جای اصلی و سختش مونده.
دیدن این دفترچه خیلی امیدوارم کرد.
حالا دیگه مطمئنم که به این آخری هم میرسم، همونطور که به بقیه آرزوهام رسیده بودم.
باید به فکر یه دفترچه آرزوی جدید باشم،
البته بعد از رسیدن به این آخری گمون نمیکنم که دیگه آرزویی برام بمونه.
به قول اجنبی ها ، !Wish Me Luck
به خول خودمون، برام دعا کنید.
به قول خودشون، التماس دعا.
حُسن ختام:
(خیلی این شعر و اون ترانه ای که روی وبلاگ گذاشتم رو دوست دارم،اما نه به اندازه ی تو!)
قلمو وقتی رو کــــــــــاغذ میذارم
به تــــو که فک می کنم کم میارمآخه اون حسّی کـــــه تـــوی دلمه
نمی گنــجه تـــوی چن تـــا کلمهبرای وصف چشـــــات واژه کــــمه
چرا هر چی لغته مثل هــــــــــمه ؟صحبت از حسّ زلال و شیـــشه ای
نمیشه بـــــــا حرفای کلیشه ایپیش موهای تو سنبل چیزی نیست
پیش روی ماه تو گل چیزی نیستلغت عــــاشقی نخ نمـــــــا شده
مشت واژه هـــــــای کهنه وا شدهوسطای قـصه رشته پــــــاره شد
شعر عاشقانـه نیمه کـــــــاره شدیــــــا بــــاید بشینم و نگـــــا کــنم
یـــــــا هزار تـــا واژه اخترا کــــــنمخلیل جوادی
۲۱ دیدگاه در آرزوها
رضا ( عبدو )
۷ بهمن ۱۳۸۷ در ۷:۵۴ ق.ظ
برای رسیدن به آرزوها باید تلاش کرد .
انشالله به آززوی بزرگت هم به زودی برسی .
آدم با آرزوهاش زندگی میکنه و با اونها شادی .
همیشه شاد باشی
[پاسخ]
احسان پاسخ در تاريخ بهمن ۷م, ۱۳۸۷ ۱۱:۲۶ ق.ظ:
ممنون، دارم همه ی تلاشم رو میکنم.
انشاالله شما هم به همه آرزوهات برسی
[پاسخ]
ردپا
۷ بهمن ۱۳۸۷ در ۸:۱۱ ق.ظ
منم مثل تو یه مدت یه دفترچه داشتم بعد از مدتی که پیداش کردم دیدم به همش رسیدم ولی به این فکر نکردم یه دفتر جدید داشته باشم.
فکر کنم باید از الانت به فکرش باشم.
[پاسخ]
احسان پاسخ در تاريخ بهمن ۷م, ۱۳۸۷ ۱۱:۲۹ ق.ظ:
من دفتر چه رو فراموش کرده بودم، یعنی نا امید شده بودم.
ولی نه باید آرزوها رو فراموش کرد و نه ناامید شد.
[پاسخ]
lilipot
۷ بهمن ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۱ ق.ظ
دفترچه جدید برای آرزوهای جدید
پس از همین الان شروع کن شروع کن به نوشتن آرزوهای جدید :هفته دیگه چه آهنگی می خوای بزاری؟
[پاسخ]
احسان پاسخ در تاريخ بهمن ۷م, ۱۳۸۷ ۱۱:۳۲ ق.ظ:
اول آرزوی آخر بعد دفترچه جدید!

تا هفته دیگه خدا بزرگه.
یا :
یا :
[پاسخ]
مریم خانومی
۷ بهمن ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۹ ق.ظ
خوش به حالتون . ایشالا که همیشه به همه ی آرزوهای بزرگتون برسید . یه آرزو هم کنید که همه به آرزو هایشون برسن !
[پاسخ]
احسان پاسخ در تاريخ بهمن ۷م, ۱۳۸۷ ۱۱:۳۳ ق.ظ:
همه میتونن به آرزوهاشون برسم،
فقط کافیه قصدش رو داشته باشن!
چشم آرزو میکنم
[پاسخ]
مریم خانومی
۷ بهمن ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۰ ق.ظ
[پاسخ]
احسان پاسخ در تاريخ بهمن ۷م, ۱۳۸۷ ۱۱:۳۴ ق.ظ:
مشکل از سیستم نیا!
مشکل از اینترنتن که نه استاندارده، صفجات رو توی Cache ذخیره مینه!!
[پاسخ]
پدرام
۷ بهمن ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۳ ق.ظ
تونم سی ما دعا کن…
مانم سی تو دعا می کنیم.
[پاسخ]
احسان پاسخ در تاريخ بهمن ۷م, ۱۳۸۷ ۱۱:۳۹ ق.ظ:
همه با هم سی هم دعا خواهیم کرد.
امیدوارم هیچکس (هیچکس!) غم و غصه نداشته باشه.
[پاسخ]
حسن
۷ بهمن ۱۳۸۷ در ۱:۰۶ ب.ظ
گفتی آرزو ! بچه که نه یه کم کوچیک تر که بودم دوتا آرزو کردم و هیچوقت بهشون نرسیدم الان که بزرگتر شدم میبینم اینایی که اسمشون رو گذاشتم آرزو ، آرزو نبودن حقم بوده که خدا بهم نداده
الانم آرزو میکنم خدا در حق هیچکی ناحقی نکنه که خیلی سخته ! خیلی
[پاسخ]
احسان پاسخ در تاريخ بهمن ۷م, ۱۳۸۷ ۹:۲۴ ب.ظ:
[پاسخ]
سمیه
۷ بهمن ۱۳۸۷ در ۲:۲۳ ب.ظ
سلام
حال شما؟
خوش به حالتون که به همه رسیدی جز یکی ولی من به هیچ کدوم نرسیدم جز یکی
جزیره متروک بروز شد
منتظرتم
[پاسخ]
احسان پاسخ در تاريخ بهمن ۷م, ۱۳۸۷ ۹:۲۵ ب.ظ:
کاش منم به هیچکدوم نرسیده بودم و یجا به این آخری میرسیدم.
[پاسخ]
عقل کل
۷ بهمن ۱۳۸۷ در ۷:۴۵ ب.ظ
احسان خان ، میدونم این پستو برا چی دادی! برای اینکه من ضایع بشم!
اما من ضایع نشدم! ( میبینی سالم و سر حالم )
آخ مامانم اینا! چقدر من ضایع شدم خودم نمیدونم!
[پاسخ]
احسان پاسخ در تاريخ بهمن ۷م, ۱۳۸۷ ۹:۲۷ ب.ظ:
خدا همه ما رو شفا بده!
چی میگی؟!!
توهم زدی؟!
[پاسخ]
عقل کل پاسخ در تاريخ بهمن ۷م, ۱۳۸۷ ۱۰:۱۳ ب.ظ:
خودمو نمیدونم! ولی تو یکی مثل اینکه بد جوری به شفا نیاز داری!
خدا شفات بده!
[پاسخ]
هادی
۷ بهمن ۱۳۸۷ در ۷:۵۸ ب.ظ
بابا ارزو بابا محقق شدن آرزو ها
خوش حالم
برنامه جالبی داشتی و به اون رسیدی
[پاسخ]
مینا(روزبارونی)
۸ بهمن ۱۳۸۷ در ۱:۲۵ ق.ظ
ایشالله که همه به آرزوهاشون برسن
[پاسخ]