وقتی اصلا انتظارش رو نداری!؛

نوشته شده در: روزنوشت|مخاطب، خودم!

۷ خرداد ۱۳۸۹

وقتی متوجه میشی وقت و انرژی و اعتبار و حتی آبروت رو برای کسایی ریسک کردی که براشون ارزشی نداری، اونوقته که باید توی سیاست هات تجدید نظر کنی و دوباره به خودت نهیب بزنی که:
احســـــــان! دست از ایده آل دیدن دنیا بردار!!

پی نوشت
۱) مشکل از جامعه ست یا از من؟فرق نداره!مهم اینه که نه من مال این جامعه م نه این جامعه مال من!!
۲) دلم میخواد همین الان شروع کنم به دویدن، جهتش مهم نیست! فقط برم و دور بشم از این دنیا!
برم تا جایی که این دنیا تموم بشه، اما افسوس که زمین به طرز احمقانه ای گرده!!

ساعت ۵ صبح، هفتم خرداد

۳۲ دیدگاه در وقتی اصلا انتظارش رو نداری!؛

Avatar

سمیه

۷ خرداد ۱۳۸۹ در ۹:۳۲ ق.ظ

چرا نخوابیدی؟ :(

خیلی پستت واقعی بود حسش کردم

[پاسخ]

احسان دهقانی پاسخ در تاريخ خرداد ۷م, ۱۳۸۹ ۲:۳۱ ب.ظ:

چون خوابم نبرد دیگه :D

[پاسخ]

Avatar

میلاد

۷ خرداد ۱۳۸۹ در ۲:۲۱ ب.ظ

وبلاگ یه جای شخصیه و من هیچوقت تو طول عمر وبلاگ نویسیم به خودم اجازه ندادم به کسی بگم چی بنویسه یا ننویسه…اما یه سری بلاگ ها با ارزشن .. وقتی احساس می کنم از روند خوبی که داشتن کمی منحرف شدن – نه که تغییر کردن، منحرف شدن – کمی دلم می سوزد و یاد آوردی می کنم بهشان. بلاگ شما هم جز آن دسته از بلاگ هاست که با ارزشند و البته احساس می کنم تحت تاثیر یک جو مخرب که همه را به سمت گله نویسی و شکوه نویسی سوق داده است به این جهت رفته یا لااقل دارد می رود. فکر کردم شاید بهتر باشد کمی پست های قدیمی را بخوانید و رویو کنید مطالب گذشته را بلکه گشایشی در کار به وجود آمد و این آفت از بلاگ شما دور شد..البته حق ظبیعی شماست که با نظر بنده مخالف باشید. به هر حال این عقیده ی من ته فقط نسبت به بلاگ شما بلکه بلاگ تنی چند از دوستان دیگر هم هست که در کامنت دونیه شما بیان کردم

موفق باشی

[پاسخ]

احسان دهقانی پاسخ در تاريخ خرداد ۷م, ۱۳۸۹ ۲:۳۸ ب.ظ:

ممنون از اینکه چیزی که توی ذهنتون بود رو بیان کردید.
این مطلب در دسته ی “مخاطب خودم” قرار گرفته، البته این حرف شما کاملا صحیحه اما نه برای این مطلب بلکه برای مطالب پیشین!
سعی خودم رو میکنم که از تذکر شما استفاده کنم و اصلاحاتی انجام بدم

[پاسخ]

سمیه پاسخ در تاريخ خرداد ۷م, ۱۳۸۹ ۳:۲۰ ب.ظ:

احسنت :)

[پاسخ]

Avatar

رضا ( عبدونامه )

۷ خرداد ۱۳۸۹ در ۶:۱۷ ب.ظ

زمین گرده ولی اینقدر بزرگ هست که تو. رو خسته کنه

[پاسخ]

سمیه پاسخ در تاريخ خرداد ۷م, ۱۳۸۹ ۹:۲۱ ب.ظ:

آیا ما آمده ایم برای خسته شدن؟

[پاسخ]

احسان دهقانی پاسخ در تاريخ خرداد ۷م, ۱۳۸۹ ۹:۵۱ ب.ظ:

خسته شدم که اینو نوشتم!

[پاسخ]

Avatar

یعقوب

۷ خرداد ۱۳۸۹ در ۸:۳۴ ب.ظ

سلام
جامعه مشکل داره درست ولی مو چندبار بگم ای اعصابتو خرد نکن تو داری دستت دراز اونا نمیگیرن نکن چندبار سیت بگم اعصابت خرد نـــــــــــــکــــــــــــــــــــن

[پاسخ]

سمیه پاسخ در تاريخ خرداد ۷م, ۱۳۸۹ ۹:۲۲ ب.ظ:

دیگه اعصاب سیش نمونده که خرد شه بوخودا :)

[پاسخ]

یعقوب پاسخ در تاريخ خرداد ۸م, ۱۳۸۹ ۱۲:۱۳ ق.ظ:

مو چبگم سی اخسان والا

[پاسخ]

Avatar

سارا

۷ خرداد ۱۳۸۹ در ۹:۵۳ ب.ظ

وقتی متوجه میشی که…اونوقته که باید بایستی خودتو از خودت جدا کنی و ببینی کجای کار اشتباه بوده.باید خودت باشی بی خیال نگاههایی که بهت میشه و بی هراس حرفاهایی که در موردت زده میشه.خودتو با دویدن خسته نکن.ایستاده به ثبات برس.حیفههمه زندگیتو که می تونی صرف قشنگترینا بکنی، بدومی.

[پاسخ]

سمیه پاسخ در تاريخ خرداد ۷م, ۱۳۸۹ ۱۰:۴۲ ب.ظ:

فضا سنگین میشود :)

[پاسخ]

احسان دهقانی پاسخ در تاريخ خرداد ۸م, ۱۳۸۹ ۱:۱۳ ق.ظ:

جوابم نمیاد، دارم به چیزی که گفتی فقط فکر میکنم…

[پاسخ]

Avatar

رضا عنصرسیار

۸ خرداد ۱۳۸۹ در ۱۲:۱۹ ق.ظ

باید خوشحال باشی که الان متوجه شدی و این که فرصت تجدید نظر رو داری….

مشکل هر دو هستین… هم تو و هم جامعه….

… اگه دویدی و از دویدن لدت بردی.. درسته .. حالا می شه هزار بار هم از جای اولت دوباره رد شی…
هر چند خودم به این حرف اعتقادی ندارم…

در ضن زمین کاملا هم گرد نیست فرزندم….

[پاسخ]

احسان دهقانی پاسخ در تاريخ خرداد ۸م, ۱۳۸۹ ۱:۰۷ ق.ظ:

منظور از گرد بودن اینه که سرش به تهش وصله!!!

[پاسخ]

رضا عنصرسیار پاسخ در تاريخ خرداد ۸م, ۱۳۸۹ ۱۱:۴۷ ب.ظ:

بله .. می دونم .. عزیز :دی

[پاسخ]

Avatar

هادی

۸ خرداد ۱۳۸۹ در ۷:۳۸ ق.ظ

یه سوال اگه به دنیا نخواییم ایده آل نگاه نکنیم پس چه جور باید نگاه کنیم ؟

[پاسخ]

احسان دهقانی پاسخ در تاريخ خرداد ۸م, ۱۳۸۹ ۱۰:۴۰ ق.ظ:

همونجوری که هست!!

[پاسخ]

هادی پاسخ در تاريخ خرداد ۸م, ۱۳۸۹ ۱۱:۵۷ ق.ظ:

شاید به خاطر زیاده خواهی های ما از دنیا باشه !!!
شاید به اون درک نرسیدیم که بخواهیم بفهمیم از دنیا چی میخواییم و ما تو دنیا باید چه کنیم ؟
یادمه یه بار یه جا یه جمله نوشته بودی که وجود ما توی دنیا هر لحظش حکمت داره .

[پاسخ]

Avatar

پرستو

۸ خرداد ۱۳۸۹ در ۱۲:۲۱ ب.ظ

منم تصمیم دارم این سفر را آغاز منم اما نمیخوام تمام شه!!
زمین که گرد نیست

[پاسخ]

Avatar

آرمان اصلاح پذیر

۸ خرداد ۱۳۸۹ در ۴:۵۹ ب.ظ

سلام داداش احسان
اولین متنیه که ۳ بار خوندمش . نمیدونم چرا . اما به دلم نشست . شاید به خاطر اینکه خدم تجربش کردم . حرفی که زدی یه فرا واقعیته . اما احسان افرادی مثل تو با اینکه به این مطلب رسیده اند که برای دیگران ارزش کمی دارند باز هم هستند و هستند و هستند . چون خودم بودم و بودم و خواهم بود .

[پاسخ]

Avatar

فاطمه زنده بودی

۹ خرداد ۱۳۸۹ در ۲:۰۵ ب.ظ

حس تعلق نداشتن حس خوبی نیست ولی منم دارمش نمی تونم بگم همیشه همراهم بوده ولی مطمئنم الان همه ی تنم رو گرفته حس رفتن به سمت رهایی اینکه بخوای به آب بزنی و تا ابد شنا کنی و یا بدوی اینقدر سریع که حتی گردش روز رو هم حس نکنی همه ی اینا روزی فهمیدم که دیدم اینقدر رو بازی کردن تو زندگی و صداقت داشتن اینکه توی همه جا و هر لحظه بخوای خودت باشی و تحت هیچ شرایطی فیلم بازی نکنی نه تنها فایده ای نداره بلکه سراسر به ضررم تموم شد باعث شد همه چیزو ببازم
حالا دلم می خواد …

نه گاهی دلم هیچ چیز نمی خواد مثل الان مثل همه ی روزهایی بیداری بعد از اغما

[پاسخ]

احسان دهقانی پاسخ در تاريخ خرداد ۹م, ۱۳۸۹ ۲:۲۶ ب.ظ:

اینی که گفتی شرح حال من بود!
اما هنوز نتونستم به خودم بقبولونم که هم رنگ جماعت شم

[پاسخ]

آرمان اصلاح پذیر پاسخ در تاريخ خرداد ۹م, ۱۳۸۹ ۲:۵۸ ب.ظ:

واقعا منم مثل تو با همرنگ جماعت شدن مشکل دارم . اینجوری زجر میکشی اما عذاب وجدان دیگه نداری .

[پاسخ]

فاطمه زنده بودی پاسخ در تاريخ خرداد ۹م, ۱۳۸۹ ۴:۳۶ ب.ظ:

من خودم را به تصویر کشیدم و تو خودت را دیدی

شباهت تنها راه ی ست که به بن بست نمی رساندمان

[پاسخ]

Avatar

شاسوسا

۹ خرداد ۱۳۸۹ در ۳:۲۸ ب.ظ

این روزا خیلی از ادما اسیر این باد نمناک هستن.

با تجدید نظر موافقم. شاید تنها راهی باشه که از پوسیده شدن و فرو ریختن جلوگیری کنه.

پیروز باشید.

[پاسخ]

Avatar

فروغ

۹ خرداد ۱۳۸۹ در ۹:۰۶ ب.ظ

مطلبه زیبایه.اینو بگم که هیچ وقت یادمون نره ،جامعه مشکل نداره ماییم که واسه جامعه مشکل ایجاد کردیم.همه ما انسان ها هر کدوم در هرجایگاهی که هستیم.همه به نحوی دخیلیم.و الا این دنیا و زمین که سراسر دریا و زیبای بود،ساحل و خشکی،آپارتمان و ماشین و کارخونه و دود نبود.ما ساختیم.هنوزم داستان ادامه داره.تا زمانیکه هم خودمون و هم دنیای هستی رو نابود کنیم.این در مورد خود ما هم صدق میکنه.منم که با ریسک و اعتمادم اجازه دادم آبروم رو زیر سوال ببرن.همه زندگیمونو اینقدر اشتباه میکنیم و در نهایت میگیم تجربس.

[پاسخ]

آرمان اصلاح پذیر پاسخ در تاريخ خرداد ۹م, ۱۳۸۹ ۱۱:۱۲ ب.ظ:

با فروغ فجیح موافقم

[پاسخ]

احسان دهقانی پاسخ در تاريخ خرداد ۱۰م, ۱۳۸۹ ۲:۵۷ ب.ظ:

اگه به اشتباهاتمون به دید تجربه نگاه نکنیم که میمیریم!

[پاسخ]

Avatar

بینوایان

۱۰ خرداد ۱۳۸۹ در ۱:۴۲ ب.ظ

سلام میخوای بری کجا اخر به یکجای میرسی دیگه که ته خطه..منم خیلی کارها کردم که اون شخص ارزششو نداشته میدونی هم مشکل از خودمونه هم جامعه

[پاسخ]

احسان دهقانی پاسخ در تاريخ خرداد ۱۰م, ۱۳۸۹ ۲:۵۶ ب.ظ:

شاید هم مشکل از هیچکدوم نباشه!
شاید همونطور که گفتم من مال این جامعه نیستم و این جامعه هم مال من نیست!

[پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

~X( ~:D~ ~-~ ^:)^ [-O~ [-( X( O:-) =D~ =)) =(( ;) :~ :x :ryhj: :helle: :gogooli: :girukh: :eykhoda: :eltms: :brobnim: :bichial: :^o :D/ :D :-w :-t :-bd :-SS :-O :-@ :-?? :-? :-* :- :)hogh): :)] :)) :) :(( :( )(heykhoda)( (:| %-(


  • ته دنیا: :)سلام :) [...]
  • ناشناس: ^:)^ ^:)^ ^:)^ ^:)^ ^:)^ ^:)^ ^:)^ ^:)^ =)) ;) :ryhj: :ryhj: :D/ :D :x :~ =D~ O:-) [...]
  • احسان: سلام فقط میخوام بگم بایا تو دیگه کی هستی.... [...]
  • صادق: فقط خواستم بگم خداییش راست میگی.سلام یادم رفت سلام.بی ز [...]
  • narges: این دنیا رو نوشتم ای دنیا :D [...]

پشتیبانی توسط

شرکت فناوری اطلاعات لیان

RSS آخرین بوشهریهای بروز شده