باور مکن که دست ز دامن بدارمت

نوشته شده در: روزنوشت

۱۸ دی ۱۳۸۸

امشب، دیشب، پریشب، پس پریشب و همه ی شبای هفته ای که گذشت رو تا خود صبح بیدار بودم و دوباره همه چیو چک کردم، همه ی چیزهایی که قبلا هم بهشون زیاد فکر کرده بودم!
… شرمنده، کاریش نمیشه کرد، من تصمیممو گرفتم!!

- عنوان عکس پُست قبلی هم این بود : “مرگ تدریجی یک عاشق!
- همه ی پُلای پشت سرمو خراب کردم که بدونی قصد برگشتن ندارم و تا همیشه این راهی که دارم میام رو ادامه میدم!
- چه بخوای چه نخوای هر کلمه ای که میگی تو زندگیم تاثیر میذاره!

فال حافظ :

ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت             جانم بسوختی و به دل دوست دارمت
تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک                باور مکن که دست ز دامن بدارمت

- هرچیزی که تا امروز گفتم و همه ی اونی که بعد از این باید بگم، خلاصه شده توی همین دو بیت از حافظ!

سلام!

۲۲ دیدگاه در باور مکن که دست ز دامن بدارمت

Avatar

رضا ( عبدونامه )

۲۵ دی ۱۳۸۸ در ۸:۲۹ ق.ظ

سلام .
برای رسیدن به هدف باید با تمام وجود پیش رفت . پس موفق باشی عزیز . برات دعا میکنم انشالله موفق باشی [-O~

[پاسخ]

Avatar

محمود

۲۵ دی ۱۳۸۸ در ۸:۴۳ ق.ظ

یه پلی هست به اسم پلات :D
اونو نتونستی خراب کنی. پشت سرت هم هست :D همین واست مشکل ساز میشه و شده و خواهد شد و از این حرفا. :D

[پاسخ]

هوای شرجی پاسخ در تاريخ دی ۲۵م, ۱۳۸۸ ۹:۰۸ ق.ظ:

محمود تو شو هم خو پلی پلات می بینی؟ :D

[پاسخ]

لی لی پوت پاسخ در تاريخ دی ۲۵م, ۱۳۸۸ ۸:۲۹ ب.ظ:

:))

[پاسخ]

Avatar

هوای شرجی

۲۵ دی ۱۳۸۸ در ۹:۱۳ ق.ظ

کلمات آشنا هستند.اما معنیشون نه.

[پاسخ]

Avatar

باسیدون

۲۵ دی ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۰ ق.ظ

انشاالله که به هدفت برسی [-O~

[پاسخ]

Avatar

سمیه

۲۵ دی ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۳ ب.ظ

برات شدیداً آرزوی موفقیت دارممممم دلت روشن باشه :x ~-~

بروزممم :)

[پاسخ]

Avatar

محسن مبرهن

۲۵ دی ۱۳۸۸ در ۱:۳۶ ب.ظ

میروم تا بروم بر سر دار!!!!!!!!!!!!!!!!!!! :D

[پاسخ]

Avatar

رضا عنصرسیار

۲۵ دی ۱۳۸۸ در ۲:۲۰ ب.ظ

.//////////

لنگر گاه محل آرامش کشتی هاست… ولی هیچ کشتی برای ماندن در لنگرگاه ساخته نمی شه!!!!!!!۱

حواست باشه… خیلی ها ارزش اشک های تو رو ندارند….

[پاسخ]

سمیه پاسخ در تاريخ دی ۲۶م, ۱۳۸۸ ۱۲:۴۸ ب.ظ:

خیلی ها هم دارند اما اینقدر ناشکری می کنن که ارزششونو از دست میدن :(

[پاسخ]

Avatar

لی لی پوت

۲۵ دی ۱۳۸۸ در ۸:۳۰ ب.ظ

من می خوام بفهمم مگه تو خواب نداری؟!!! :D

[پاسخ]

Avatar

fatemeh

۲۵ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۴ ب.ظ

یحتمل نداره دیگه

[پاسخ]

Avatar

ردپا

۲۶ دی ۱۳۸۸ در ۸:۱۶ ق.ظ

امیدوارم موفق باشی. این خیلی خوبه واسه هدفت خیلی تلاش می کنی. این خیلی خوبه که واسه رسیدن بهش هر کاری می کنی.
ولی به نظر من به جای تلاش کردن به اینکه بهش برسی تلاش کن خودتو بهش ثابت کنی و بعد راه رسیدن به اون آسون تر میشه.

[پاسخ]

احسان دهقانی پاسخ در تاريخ دی ۲۶م, ۱۳۸۸ ۱۱:۳۲ ب.ظ:

درست میگی، ولی چطور…!

[پاسخ]

Avatar

ه ( ح ) پ ر و ط ( ت )

۲۶ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۱ ق.ظ

عاشق باید بجنگه واسه رسیدن به عشقش . این دیدگاه منه

[پاسخ]

سمیه پاسخ در تاريخ دی ۲۶م, ۱۳۸۸ ۱۲:۴۶ ب.ظ:

جنگیدن و نرسیدن هم صبر و طاقت ایوب و میخواد )(heykhoda)(

[پاسخ]

Avatar

افشین

۲۷ دی ۱۳۸۸ در ۶:۳۳ ق.ظ

انق الله … :-?

[پاسخ]

Avatar

هادی

۲۷ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۸ ق.ظ

وقتی اسکندر مقدونیه اومد ایران رو بگیره با کشتی اومد و وقتی تمام نیروهاش پیاده شدن دستور داد تا تمام کشتی ها رو آتش بزنن تا سربازان اگه بخوان برگردند مجبور به پیروزی باشن و با کشتی ایرانی ها برگردند کشورشون.

حالا هم مال تو

[پاسخ]

Avatar

مینا(روزبارونی)

۲۷ دی ۱۳۸۸ در ۶:۴۷ ب.ظ

سلام
امسدوارم هر چه زودتر به اون مقصدی که میخوای برسی
منم به حافظ خیلی اعتقاد و علاقه دارم موفق باشی
به روزم خوشحال میشم بیای

[پاسخ]

Avatar

هوای تازه

۲ بهمن ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۷ ب.ظ

آفرین همین کار و بکن بری که دیگه برنگردی هر چی پل پشت سرت خراب کن =D~

[پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

~X( ~:D~ ~-~ ^:)^ [-O~ [-( X( O:-) =D~ =)) =(( ;) :~ :x :ryhj: :helle: :gogooli: :girukh: :eykhoda: :eltms: :brobnim: :bichial: :^o :D/ :D :-w :-t :-bd :-SS :-O :-@ :-?? :-? :-* :- :)hogh): :)] :)) :) :(( :( )(heykhoda)( (:| %-(



RSS آخرین بوشهریهای بروز شده

  • داستان دنباله دار من (قسمت چهارم)
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA وارد سالن استخر شدند . چشمان امین [...] […]
    الهه و چراغ جادو
  • اسباب کشی
    من خودم از خونه به دوشی خسته شدمشما دیگه چیزی نگید لطفا my photo blog : [...] […]
    lily Johnson
  • حس تازه
    چی شده که ساله جدید در راهه ولی عطر و بوی عید نیست، چرا حس و حاله دوران بچگی رو ندارم؟ اون وقتا [...] […]
    دیروز،امروز،فردا
  • قدم به جلو، نگاه به عقب
        کوله را که می گذاری پشتت بر می گردی و پشت سرت را یک بار به دقت نگاه می کنی. با چشم هایت [...] […]
    طفر
  • نمی دونم !
    دور نوشتن خط کشیدم ! ولی چرا ؟! […]
    وب نوشته های من