نوشته شده در: روزنوشت
۹ دی ۱۳۸۸گناه من اینه که زود به زود دلم برات تنگ میشه.
گناه من اینه که لحظه به لحظه به یادتم.
گناه من اینه که تحمل دیدن ناراحتیت رو ندارم.
گناه من اینه که هر وقت یه چیز خوشمزه میخورم یه خوردشم واسه تو کنار میذارم،
ولی بعد که میبینم نیستی!!!! خودم میخورمشون!
این بالایی رو هم گفتم که یه خورده بخندی!
گمونم قبلا هم گفته بودم که “هوا را از من بگیر، خنده ات را نه!”
گناه من اینه که …!
گناه من اینه که …!
گناه من اینه که …!
همه ی اینا گناه منه!
… تو گناهی نداری، من زیادی عاشقم!
شب شده، من نمیخوابم اما
خانهمان کاملاً غرق خواب است
ساعت روی تختم درست است
تیکتاک دل من خراب استشب شده، من ولی توی فکرم
فکر درهای بازی که بستم
شب شده، منتها خسته از شب
پا شدم، در اتاقم نشستمپیش چشمان خواب متکا
غصههای خودم را شمردم
دردهای دل کوچکم را
من به دست متکا سپردماو ولی پنبه در گوش خود داشت
دردهای دلم را نفهمید
هیچ اشکالی اصلاً ندارد
لااقل او به حرفم نخندیدای خدا! چشمهای متکا
مثل شبهای دیگر خسیس است!
چشمهای من خسته اما
پر شد از حرفهایی که خیس است
۶۵ دیدگاه در تو گناهی نداری
هوای تازه
۹ دی ۱۳۸۸ در ۵:۴۶ ب.ظ
گناه من اینه که هی اول میشم
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۹م, ۱۳۸۸ ۱۱:۰۶ ب.ظ:
دفعه دیگه بزار من این گناه و کنم ننه
[پاسخ]
هوای تازه
۹ دی ۱۳۸۸ در ۵:۴۷ ب.ظ
خدایش خیلی ای کبریتا با حاله ایول حال کردم
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۹م, ۱۳۸۸ ۱۱:۰۵ ب.ظ:
راس راسکی خوش درس کرده؟؟؟
[پاسخ]
لی لی پوت
۹ دی ۱۳۸۸ در ۶:۴۲ ب.ظ
خو چرا این قدر گناه میکنی؟!!!!
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۹م, ۱۳۸۸ ۱۱:۰۵ ب.ظ:
خو آدم دست خوش نی خواهر
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ دی ۱۱م, ۱۳۸۸ ۲:۰۴ ب.ظ:
احساسات آدما رو به شوخی نگیر خواهر!
[پاسخ]
آخرین برگ پاییز
۹ دی ۱۳۸۸ در ۶:۵۳ ب.ظ
گناه تو اینه که عاشق شدی…
و تاوان عشق دل شکستگی و غمه
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۹م, ۱۳۸۸ ۱۱:۰۶ ب.ظ:
[پاسخ]
محمدباقر
۹ دی ۱۳۸۸ در ۷:۱۷ ب.ظ
الهی بش برسی
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۹م, ۱۳۸۸ ۱۱:۰۷ ب.ظ:
آمین میگم ولی برا همه دعا کن
[پاسخ]
هوای تازه پاسخ در تاريخ دی ۱۰م, ۱۳۸۸ ۷:۰۵ ب.ظ:
ننه تو به کی میخوای برسی (اسماییلی غیرت)
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۱۰م, ۱۳۸۸ ۷:۵۹ ب.ظ:
[پاسخ]
علی
۹ دی ۱۳۸۸ در ۷:۴۹ ب.ظ
بعد از مدت ها به وبلاگت سر زدم با اینکه حوصله ندارم ولی این پست رو کامل خوندم
فی الوافع اینایی که گقتی همش گناهه تو هم گناه کار , دیر یا زود باید محاکمه بشی
بهرحال چه مجازات بشی چه تبرعه تو مرتکب زیباترین گناه شدی
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۹م, ۱۳۸۸ ۱۱:۰۷ ب.ظ:
[پاسخ]
سمیه
۹ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۸ ب.ظ
نیفهمم سی چه احساس کردم باید جواب همه بدم
[پاسخ]
ناشناس پاسخ در تاريخ دی ۹م, ۱۳۸۸ ۱۱:۲۴ ب.ظ:
چون فضولی
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۹م, ۱۳۸۸ ۱۱:۳۰ ب.ظ:
داداش احسان یه چی سیش بوگووووو
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ دی ۱۰م, ۱۳۸۸ ۱۲:۴۳ ق.ظ:
ممنون که جواب همه رو دادی،
تقریبا همونایی رو گفتی که خودم میخواستم بگم
بعدشم، فضول اونیه که میاد سُک میده بعد اسمشم نمیگه!
[پاسخ]
هوای تازه پاسخ در تاريخ دی ۱۰م, ۱۳۸۸ ۷:۰۶ ب.ظ:
کموش بی تا برم تو کمش ور بتنگم
[پاسخ]
مهدی
۹ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۱ ب.ظ
سمیه احساس مسولیتت زیاده سی خاطر همی بی
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۱۰م, ۱۳۸۸ ۱۱:۵۰ ق.ظ:
مسئولیتش به تو سرایت نمیکنه به جون خودم
[پاسخ]
مهشید تبدار! پاسخ در تاريخ دی ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱۰:۵۳ ب.ظ:
میبینم که اولین موکلتو انتخاب کردی !!
انصافا کارتو خوب انجام میدی !
[پاسخ]
هادی
۱۰ دی ۱۳۸۸ در ۷:۵۰ ق.ظ
صبری نما ای برادر
شاید حکمتی داره که اینجوری عاشقشی و نمیتونی بهش برسی .
میدونی گناهات از صد تا ثواب با ارزش تره ؟
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۱۰م, ۱۳۸۸ ۱۱:۵۲ ق.ظ:
میدونه
احسان بگو که میدونی
[پاسخ]
لی لی پوت
۱۰ دی ۱۳۸۸ در ۱:۱۶ ب.ظ
ماشالله آبجی سمیه
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۱۰م, ۱۳۸۸ ۲:۲۱ ب.ظ:
قربونت امر دیگه ای باشه آجی
[پاسخ]
هوای تازه پاسخ در تاريخ دی ۱۰م, ۱۳۸۸ ۷:۰۷ ب.ظ:
ننه مو خاله هم داشتم خبر نداشتم
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۱۰م, ۱۳۸۸ ۸:۰۰ ب.ظ:
خاله و دائی زیاد داری جون حالا کم کم میشناسیشون
[پاسخ]
اسماعیل
۱۰ دی ۱۳۸۸ در ۲:۰۵ ب.ظ
سلام ، خوبی
شعر از خودته ؟ بی خوابی که نتیجش بشه این خوبه .
با یه مطلب با عنوان” اندر حکایت اعتراف مرد سیاسی ” به روزم .
یه سر بزن .
خوش باشی .
[پاسخ]
هـ (ح) پ ر و ط (ت)
۱۰ دی ۱۳۸۸ در ۵:۰۳ ب.ظ
تو هم گناهی نداری ولی قسمت اینه …………….
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ دی ۱۰م, ۱۳۸۸ ۵:۰۷ ب.ظ:
سمیه بیا بهش بگو که:
شرمنده! من به قسمت اعتقاد ندارم، گندم از گندم بروید جو ز جو!
همه چیز رو خود ما میسازیم هیچ چیزی از پیش تایین نشده
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۱۰م, ۱۳۸۸ ۶:۰۵ ب.ظ:
راس میگه این جمله رو مث ذکر هی میگه :
گندم از گندم بروید جو ز جو
[پاسخ]
محمد امین
۱۰ دی ۱۳۸۸ در ۶:۳۵ ب.ظ
گناهی ندارم
گناهی ندارم ولی قسمت اینه
که چشمهای کورم به راهت بشینه
برای دل من واسه جسم خسته ام
منی که غرورو تو چشمات شکستم
سر از کار چشمات کسی در نیاورد
که هر کی تورو خواست یه روزی بد آورد
برای دل من واسه جسم خسته ام
منی که غرورو تو چشمات شکستم
واسه من که برعکس کار زمونه
یکی نیست که قدر دلم رو بدونه
گناهی ندارم ولی قسمت اینه
که چشمهای کورم به راهت بشینه
هنوزم زمستون به یادت بهاره
تو قلبم کسی جز تو جایی نداره
صدای دلم ساز ناسازه گاره
سکوتم به جز تو صدایی نداره
تو خواب و خیالم همش فکر اینم
که دستاتو بازم تو دستام ببینم
ولی حیف از این خواب پریدم که بازم
با چشمهای کورم به راهت بشینم
سر از کار چشمات کسی در نیاورد
که هر کی تورو خواست یه روزی بد آورد
برای دل من واسه جسم خسته ام
منی که غرورو تو چشمات شکستم
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۱۰م, ۱۳۸۸ ۸:۰۱ ب.ظ:
خیلییییییییییی ای آهنگکو دوس دارومممم
[پاسخ]
محمد امین
۱۰ دی ۱۳۸۸ در ۶:۳۶ ب.ظ
محسن یگانه
[پاسخ]
هوای تازه پاسخ در تاريخ دی ۱۰م, ۱۳۸۸ ۷:۰۹ ب.ظ:
محمد اهنگ دزدی میکنی بیل تا سی محسنو بگم
[پاسخ]
علی
۱۰ دی ۱۳۸۸ در ۷:۱۹ ب.ظ
اگه عکسه ایده خودتهههه!!
خیلییییییییییییییی زیادددددددددد لایککککککککککککککک!!
بهترین عکسیه که ازت دیدم !!
[پاسخ]
علی پاسخ در تاريخ دی ۱۰م, ۱۳۸۸ ۷:۲۳ ب.ظ:
باید حتما توی عکس بنویسن که در مورد عکس نظر بدین که نظر بدین شما!؟ ها
دعواتون کنم !؟ عکس به این قشنگی هیچکی در موردش حرف نزده!!
کلی حس توشه !!
از کبریت سوخته شکل ، نیمه سالم ….!!
احسان خدایی اگه ایده خودته بیام ماچت کنم
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۱۰م, ۱۳۸۸ ۸:۰۳ ب.ظ:
ایده خودشه برو ماچش کن فقط اول باید آزمایش بدی آموغلمرضا نداشته باشیا
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ دی ۱۰م, ۱۳۸۸ ۸:۰۸ ب.ظ:
آره ایده ی خودمه و عکسه پیام هم داره، ولی کیه که پیام رو دریافت کنه؟!
هی روزگار
[پاسخ]
آقای میم (عقل کل سابق ) پاسخ در تاريخ دی ۱۱م, ۱۳۸۸ ۱۰:۳۵ ق.ظ:
تقصیر مخابراته! هی میگه نامبر بییزی! ( Number Busy ) و تو میگی لابد جای دیگه مشغوله! در حالی که طرف داره سعی میکنه تو رو بگیره!
تو پیامک ( اس ام اس ) میدی مخابرات نمیفرسته و …
به نظرم پیام نفرست! خودت پاشو برو مستقیم به طرف بگو!
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ دی ۱۱م, ۱۳۸۸ ۱:۵۶ ب.ظ:
همه ی احسانا باحالن!
دوباره از اون حرف فلسفیا زدیا
[پاسخ]
آقای میم (عقل کل سابق ) پاسخ در تاريخ دی ۱۱م, ۱۳۸۸ ۲:۲۹ ب.ظ:
خودت که در جریانی که چرا زدم تو نخه فلسفه!!
به هر حال حرف حسابه ، چه فلسفی باشه چه نباشه!
[پاسخ]
شهرام ملکی زاده
۱۱ دی ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۲ ب.ظ
عکست حرف نداره.ایده اش و میگم.نحوه اجراش البته اگه تو آتلیه بود بهتر بود.
راجع به متنت هم باید بگم که موضوعش به قدمت انسان تکراریست ولی از هر زبان که میشنوم نا مکرر است.
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ دی ۱۱م, ۱۳۸۸ ۱:۵۹ ب.ظ:
ما بدبخت بیچاره ها آتلیه که نداریم، نهایتش چراغ اتاقمونو روشون میکنیم که مجبور نباشیم فلش بزنیم
در رابطه با متن،
… همین دیگه! بخاطر همینه که اگه دستم به خدا برسه خفه ش میکنم!
[پاسخ]
marde r... Dar پاسخ در تاريخ دی ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۱:۱۶ ب.ظ:
salam ehsan.migoma bi khiyal ehsan ye khodey darim oam to khefash koni kho nedoroce . Mo khom bet qol midom tobe kone. Ye dota ehsana al af bege khoben dige.ha?
[پاسخ]
حسن
۱۲ دی ۱۳۸۸ در ۲:۵۳ ب.ظ
من پیام عکس رو فهمیدم ! فکر کنم مقایسه چوب کبریت توکلیه با آذر ابهر
شما با این گناهات یه پا مفسد الارضی ها
[پاسخ]
مهشید تبدار! پاسخ در تاريخ دی ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱۰:۵۶ ب.ظ:
خیلی باحال بید
[پاسخ]
hamed
۱۳ دی ۱۳۸۸ در ۲:۵۴ ق.ظ
agar didi javani be derakht takieh kardo vo dareh gerieh mikone bedon ke yki docharkhash dozdideh va pol nedareh bereh khonash
[پاسخ]
پرستو
۱۳ دی ۱۳۸۸ در ۸:۰۸ ق.ظ
سلام دوست عزیز
نوشته هاتون واقها زیباست مخصوصا تو گناهی نداری حرف دل منو زدید!
ممنون که به وبلاگم سرزدیدا من بوشهری هستم و باعث ا فتخارم هست.
اما راجع به نظری که به پست من دادید باید بگم که اینها رهرو و دنبال کننده راه همون امام حسین و علی هستند. همون علی که به سرزمین ایران حمله کرد ایرانی که هیچ خطری برای ونها نداشت ایرانی که شاد بود ایرانی که معصوم بود و دلایل دفاع را اورودند دفاع از چی؟ مگه ایران به اونها هجوم برده بود؟
اینها رهرو همون علی هستند که با سپاه اعراب به ایران حمله کردند و به سرزمین ما و به مادران و خواهران ما تجاوز کردند. اینها هم مثل علی حسین به ما و حق ما و آزادی ما حمله میکنند تجاوز میکنند و اسمشو دفاعه از اسلام ناب محمدی میگذارند.
شاد باشی.
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ دی ۱۴م, ۱۳۸۸ ۱۱:۳۹ ق.ظ:
مطالبی که شما فرمودید حرفهای آدمایی مثل بهرام مشیریه و غالبا منبعش تاریخ طبریه.
من هنوز مطمئن نیستم که میشه به تاریخ طبری اعتماد کرد یا نه ولی ترجیح میدم حساب اینها رو از حساب دین و مذهب جدا کنم!
[پاسخ]
پرستو
۱۵ دی ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۸ ق.ظ
البته اینو نباید فراموش کرد که هیچ کدام از کتب تاریخی حتی قرآن راستین مطلق نیستند و در طول تاریخ تحرف شده اند.
[پاسخ]
آقای میم (عقل کل سابق )
۱۵ دی ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۷ ب.ظ
سلام
احسان چرا جواب تلفونو نمیدی؟؟؟؟؟
کاره فوقه واجب باهات دارم! اگه امروز جواب دادی که هیچ! اگه نه همون قضیه ای پیش میاد که قبلآ بهت گفتم
[پاسخ]
آقای میم (عقل کل سابق ) پاسخ در تاريخ دی ۱۵م, ۱۳۸۸ ۱:۰۰ ب.ظ:
[پاسخ]
افشین
۱۷ دی ۱۳۸۸ در ۶:۴۳ ق.ظ
قرارن نکته انحرافی هم داشته باشه ؟!
[پاسخ]
محسن مبرهن
۱۷ دی ۱۳۸۸ در ۱:۴۸ ب.ظ
… تو گناهی نداری، من زیادی عاشقم!
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ دی ۱۷م, ۱۳۸۸ ۲:۳۳ ب.ظ:
[پاسخ]
مینا(روزبارونی)
۱۸ دی ۱۳۸۸ در ۷:۵۸ ب.ظ
هم عکسه خیلی قشنگ بود هم شعرت . خیلی خوشم اومد .
یه ضرب المثل داریم میگه ( هر کی خربزه میخوره پای لرزش هم میشینه )
حالا شما و امثال شما باید اینو بپذیرین که عشق دردناکه حتی بعضی اوقات خنده هم دردناک میشه و تسکینتون نمیده چون عاشقین . ایشالله یه روز خنده ای بدون درد بر لبانت بشینه .
آقا احسان تونستین برای من کاری کنین ؟
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ دی ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱۱:۰۶ ب.ظ:
ممنون،
قرار شد تماس بگیرید دیگه!
[پاسخ]
مهشید تبدار!
۱۸ دی ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۹ ب.ظ
واخ واخ پسر سال اصلاح الگوی مصرفه بعد تو این همه کبریت خراب کردی
واسه یه عکس ؟؟ گناه تو اینه پسر جان !!
شایدم کبریت سوخته هاتونو نگه میدارید که اصراف نشه ؟؟
[پاسخ]
احسان دهقانی پاسخ در تاريخ دی ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱۱:۳۴ ب.ظ:
خودشون سوختن! من نسوزوندمشون
[پاسخ]
ثبوت
۱۹ دی ۱۳۸۸ در ۴:۴۰ ب.ظ
بخشش در کار نیست. ادامش کنید
[پاسخ]
مینا(روزبارونی)
۱۹ دی ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۵ ب.ظ
به روزم خوشحال میشم بیاید
[پاسخ]
mina
۲۲ دی ۱۳۸۸ در ۷:۰۴ ب.ظ
axe fogholadei bud
bebakhshid ke fingilsh neveshtam
farsi nadaram
shere zibaei ham bud
ehsasatam ro ghelghelak dad
shad bashi
(gol)!!!
[پاسخ]