نوشته شده در: روزنوشت
۲۴ آذر ۱۳۸۸- امروز نزدیک بود رئیس محترم از دستم کتک بخوره!
- از هلیله چیز زیادی یادم نیست، ولی هنوز از جیبم ماسه بیرون میاد!
- محرم داره میرسه، سایت تکیه و کارای پخش زنده ش رو باز دادن دست من، پارسال هم مثل امسال حال خوشی نداشتم و نتونستم درست کار کنم، امسال که دیگه واویلام!
بیچاره امام حسین که گرفتار من شده، ولی حقشه!!
- اگه یه شب از این شبا سونامی اومد دیگه ببخشید! آخه چند وقتیه زیاد با دریا حرف میزنم،
بیچاره دریاکه گرفتار من شده، ولی حقشه!!
- آزمون زبان رو هم به کوری چشم دشمنان اسلام با موفقیت پشت سر گذاشتم ولی معلوم نیست که با این شرایط بتونم برای ترم بعد ثبت نام کنم!
- مامانم هیچوقت برای کلاس زبان منو از چُرت ظهرگاهی بیدار نمیکردا، درست امروز که کلاس تموم شده گیر داده بود که مگه تو نمیخوای بری کلاس!
- و باز هم جامعه مجازی وبلاگ نویسان بوشهر
۱۵ دیدگاه در بی در و پیکر
ه ( ح ) پ ر و ط ( ت )
۲۴ آذر ۱۳۸۸ در ۸:۳۱ ب.ظ
تو هم حقته که بیدارت کرده
[پاسخ]
رضا ( عبدونامه )
۲۴ آذر ۱۳۸۸ در ۹:۳۰ ب.ظ
سلام .
مروات با خوش .
دریا بهترین جای که میشه خلوت کرد و رازات رو بهش گفت .
درباره عکس هم باید بگم : پیر و سالخورده و قفل شده
[پاسخ]
زن زمانه
۲۴ آذر ۱۳۸۸ در ۹:۴۶ ب.ظ
خونه ی مادربزرگم
که سالهاست درش قفله و صدای قصه گفتنش که هنوز توی گوشم بهترین لالایی دنیاست
[پاسخ]
fatemeh
۲۴ آذر ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۱ ب.ظ
هلیله : …………………………. همون جمله معروف
دریا :: بهترین مکان برای تخلیه همه دلتنگیها و غصه ها و …..
محرم . امام حسین : دعا میکنم که زنده باشم و بتونم براش عزاداری کنم ( عزاداری هیچ جایی رو جز بوشهر قبول ندارم )
عکس : پیر و فرسوده
[پاسخ]
باسیدون
۲۴ آذر ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۴ ب.ظ
خوشحالم که زبان رو با موفقیت به پایان رسوندی . من مطمئن بودم موفق میشی
در رابطه با عکس . به نظرم یکم پیچیدست و چیزای مختلفی میشه راجع بهش گفت
ولی چیزی که من فعلا” تو ذهنمه اینه که همیشه قفل های بزرگتری هم هست که باید برای رسیدن به هدف باز کرد
[پاسخ]
نرگس
۲۵ آذر ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۰ ق.ظ
عکسه رو خیلی دوس دارم !
[پاسخ]
تلخ و شیرین
۲۵ آذر ۱۳۸۸ در ۱:۱۸ ق.ظ
سلام احسان/
با دیدن این عکس این فکر در ذهنم پدیدار میشه که شاید کسی پشت این در باشه /
که حقشه/
[پاسخ]
تلخ و شیرین
۲۵ آذر ۱۳۸۸ در ۱:۱۹ ق.ظ
یه سری بهمون بزن!
[پاسخ]
رضا عنصرسیار
۲۵ آذر ۱۳۸۸ در ۱:۲۲ ق.ظ
از لحاظ کادر بندی که قفل جای خوبی نیست.. و می تونست توی یکی از نقاط طلایی قرار بگیره…
راستش چیز خاصی به ذهنم نمی رسه .. جز اینکه به زور یکی رو نگه داشتن..
حبس کردن کسی…
همین ..
[پاسخ]
میلاد پاسخ در تاريخ آذر ۲۵م, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۳ ق.ظ:
کلن دوستان عادت کردن که هر عکسی می بینن یه ایرادی هم بگیرن
[پاسخ]
علی
۲۵ آذر ۱۳۸۸ در ۳:۳۳ ق.ظ
والله من از کادر بندیو و این مدل چیزای عکاسی سر در نمیارم! ولی
عکست احساس داره!
میدونی چی میگم!؟ دقت کردی بعضی وقت ها داستانی، شعری، عکسی، فیلمی چیزی میبینی احساست رو هدف قرار میده!؟ این عکس هم خصوصیتش همینه به نظر ِ من! حداقل واسه من اینطوری بوده!
و جالبیش اینه حسی که دارم رو نمیتونم بگم!
[پاسخ]
ردپا
۲۵ آذر ۱۳۸۸ در ۷:۵۴ ق.ظ
در خصوص عکس چیزی که به ذهنم رسید اینه که کسی که در بند و اسیر باشه حتی اگه پیر و سالخورده هم بشه دربند و اسیر. می خواستم یه مثال بزنم ولی ……
[پاسخ]
هادی
۲۵ آذر ۱۳۸۸ در ۸:۰۰ ق.ظ
دریا یعنی آرامش . بیچاره دریا که مجبور به تحمله .
عکس : نشون میده که دری کهنه که سالها به قفلش کسی دست نزده .
و فکر میکنم ققفلش هم راضی به این موضوع باشه کسیبه کارش کاری نداشته باشه
[پاسخ]
rasagh
۲۵ آذر ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۶ ق.ظ
من با دیدن عکس چیزهای زیادی به ذهنم رسید اما مهمترین چیز مقاومت و ایستادگی هست که میشه در مقابل شرایط
وعوامل سخت داشت البته در مقابل چنین کاری هم تلاش و کوشش هست که باعث معنا بخشیدن به این کارها میشه
و اما خود عکس: کادر بندی خوبی داره، سوژه در نقطه طلایی قرار داره، اگه کنتراست رو بیشتر می کردی بهتر میشد و هم چنین نور و رنگش رو
موفق باشی
[پاسخ]
هوای تازه
۲۵ آذر ۱۳۸۸ در ۵:۴۸ ب.ظ
احسان منم اتفاقا امسال بیکار نیستم تو پادگام بهم پیشنهاد دادن که شب تاسوعا و عاشورا واسه شون نحه بخونم
نمیدونم چه کار کنم با امام حسین تو رو دربایتس گیر افتادم
یا امام حسین خودت کمک کن
قفلی که زخمی تیر خورده باشه با یه اشاره میشکنه
[پاسخ]